شمس الدين احمد

50

خزائن الملوك ( فارسى )

و محيط معاى مستقيم و مثانه و در نسوان محيط عنق الرحم و رحم‌ست اسامى ندارد بستم كبد اما كبد كه بانگريزى لور و به فارسى جگر و بهندى كليجا نامند نزد پيروان اطباى يونان عضوىست رئيس معدن روح طبعى و منبت آورده و جوهر آن لحمانى لطيف بىحس‌ست و غشاى عصبانى ذى الحس بران مجلل شده و باتفاق پيروان اطباى يونان و متشرحين انگلستان مركب‌ست از لحم و آورده و شرائين و لون آن قانى مائل بكمودت همچو خون جامد بود و محل آن جانب ايمن بطن‌ست و از سمت فوق و خلف بوساطت رباطات با حجاب حاجز مربوط شده و محدب آن متصل باضلاع زور و مقعر آن از طرف ايمن متصل بقعر معده و باقى متصل بكليهء راست و حصهء اول معاى اثناعشرى مىباشد و پيوستگى آن با قبرغها در بعضى مردم بشدت و در بعضى مردم حسب تماس بود و اتصال آن بقعر معده على سبيل الاشتمال باشد و فرازين آن از حجاب حاجز آغاز و پائين آن تا عظم خاصره منتهى مىشود و نزد اطباى يونان كبد را پنج زوائدست بمنزلهء پنج اصبع و آنها را اصابع الكبد گويند و زوائد مذكوره بر معده محتوى شده و در بعضى مردم اين زوائد چهار باشد و در بعضى دو و نزد متشرحين انگلستان سطح زيرين جسم كبد به نشانهاى پنج شكاف پنج شعبه است اما ظاهرتر دو شقست يكى ايمن دوم ايسر و در شق ايمن چهار شعبه يافته مىشود و در شق ايسر يك شعبه و مراره و كليهء راست بشق راست آن اتصال دارد و نزد يونانيان از جرم كبد دو وريد اكبر رسته يكى از سمت محدب و دومى از طرف مقعر و حدبى را اجوف و مقعرى را باب نامند و بعضى از شعبهاى اجوف در نفس كبد متفرق گشته جهت جذب دم و ايصال غذا باعضا و خروج مائيت بكليتين و اصل اجوف كه اصل جميع آورده است به دو قسم منقسم گرديده قسمى متصاعد كه باعلى جسم منشعب شده و قسمى هابط كه باسفل بدن متفرق گشته و بعضى از شعبهاى باب در تمامى جگر پراگنده شده و بعضى از ان از جگر بيرون آمده و بمعده و امعا پيوسته جهت جذب غذاى صفوت كيلوس از معده و امعا و آن را ماساريقا خوانند و نزد متشرحين انگلستان وريد اجوف تحتانى و وريد الباب و شريان الكبد در شگافهاى زيرين سطح شق ايمن كبد داخل شده‌اند و نزد پيروان اطباى يونان در جانب مقعر كبد فوق منبت وريد الباب دو منفذىست يكى بسوى مراره جهت دفع صفرا به دو و دومى بسوى طحال جهت دفع سودا به او و نزد متشرحين انگلستان از شگافى كه وريد الباب و شريان الكبد دران واقع‌اند يك انبوبهء صفرا مىبرآيد كه آن را مجرى الكبد خوانند و آن شمول مجرى المراره شده يك انبوبهء كلان موسوم بمجراى عام للصفرا مركب مىسازد و انبوبهء مذكوره در حصهء وسط معاى اثناعشرى رسيده مىكشايد