شمس الدين احمد

126

خزائن الملوك ( فارسى )

بحران و معرفت آن درجك سوم در اقسام وقوع بحران بدفع ماده و علامات هريك آن درجك چهارم در تفصيل ايام باحورى و ايام انذار و ايام واقع فى الوسط و غيرها درجك نخستين در سبب حدوث بحران و تعريف آن بدانكه حكماى منجمين گفته‌اند كه قوت طبعى منسوب و مفوض بقمرست و قوت حيوانى بشمس پس چون بر بدن انسانى يكى از امراض حاده مانند حمى حاده و غيرها مستولى گردد اطباى حاذق در مبدأ آن مرض معلوم كنند كه قمر در كدام جزوىست از اجزاى معدل النهار و از ابتداى آن جزو دائرهء معدل النهار را به چهار قسم متساوى تقسيم كنند و چون دوائر ميول بمبادى اقسام اربع بگذرانند هرآئينه آن دوائر به چهار مركز از منطقة البروج بگذرد و آن مراكز اربع را مواضع بحارين عظيمه خوانند و هرگاه كه قمر بيكى ازين مواضع رسد آن را هنگام بحران بزرگ گويند و چون قمر دورهء را دربست و هفت روز و ثلث روزى تقريبا تمام كند و به بست و هشت روز نه‌رسد هرآئينه ربع اول را در روز هفتم تمام كند و ربع دوم را در روز چهاردهم و تقدم و تاخر ساعت بحران ازين روزها خارج نباشد اما تمام شدن ربع سوم ميان بستم و بست و يكم باشد ازين ممر بحران بتقدم در بستم افتد و بتاخر در بست و يكم و رسيدن قمر باز بموضع اصل در بست و هشتم باشد و بعد از ان بار ديگر دور از سر گرفته شود و اين ايام را ايام بحران قوى خوانند و باز هر ربعى را از ارباع مذكوره به دو نيمه قسمت كنند و دوائر ميول بمبادى هريك بگذرانند چنان كه همه سپهر بهشت قسم منقسم شود و مبادى اين اقسام را از منطقة البروج زواياى ثمانيه خوانند و هر روزى كه قمر بموضعى رسد كه ما بين مبدأ و ربع متجاوز باشد آن روز را روز انذار خوانند يعنى اندازه‌كننده به بحران كه در مبدأ ربع مستقبل افتد و آن ايام چهارم و يازدهم و هفتدهم و بست و چهارم باشد چنان كه چهارم انذار كند بر هفتم و يازدهم انذار كند بچهاردهم و هفتدهم انذار كند بر بستم تا بست و يكم و بست و چهارم بر بست و هشتم و گاه باشد كه چون در حدود غايت سرعت بود قمر برجى را در دو روز يا كمتر از دو روز باندكى تمام كند و درين صورت روز سوم روز انذار و روز ششم روز بحران واقع شود و قس على هذا و تاثير قمر باذن خالق قدير در ايام باحوريه و انذار از انتقال و ممازجات و حالات او از اصناف قوتها و ضعفهاى آن مىباشد زيرا كه اقرب‌ست بارض از باقى اجرام و اسرع سائر سياراتست پس نسبت او بتغيرات عالم عناصر اكثر باشد كما قال البقراط ان القمر هو المتوسط بين الاجرام السماوية و الارضية و هو المودى من الاجرام العلوية الى الاجرام السفلية و اهل احكام نجوم از حلول كواكب در موضع هريك از بحارين استدلال بر اميد صحت و هلاك مريض مىنمايند چنان كه اگر در مركز بحران قمر سعدى حلول داشته باشد