شمس الدين احمد

122

خزائن الملوك ( فارسى )

و گاه واجب كند دق و هرگاه حادث شود بكهول اميد خلاص اوشان نباشد و دوام سوزش بول منذر باشد بقرحهء آلات آن و خارش مقعد بلا سبب ديدان منذر باشد به بواسير و اسهالى كه با پيچش باشد و مقعد را در وقت بروز بسوزاند منذر بود بسحج امعا و نتن بول و براز و نتن عرق منذر باشد به عفونت اخلاط و حميات عفنيه و بدبوئى عرق در خواب منذر بود بعفونت خلط و كثرت دماميل منذر باشد بخراج و دبيله و كثرت بهق ابيض منذر بود به برص و جساءت ساقين و ما فوق الكعبين منذر باشد بداء الفيل و كثرت عرق ما دون امتلاى بدن و رياضت منذر باشد بسقوط قوت درجك دوم در علامات تقدمة البشارة و آن علامات جيده‌اند كه مبشر باشند بحسن حال عليل و به صحت انجاميدن بيمارى قال البقراط و صحة الذهن فى كل مرض علامة جيدة و كذلك البشاشة للطعام كسلامة الذهن و الحواس تدل على قوة الدماغ و شهوة الغذاء و هضمه تدل على سلامة الاحشاء من الآلام و رازى در كنّاش گفته كه حسن لون عليل و سحنهء ؟ ؟ ؟ طبعيه و سلامتى ذهن و حواس آن و سهولت و خفت حركت بر ان و استقلال و احتمال او مرض را و قوت نبض و حسن تنفس و ثبات عقل و شهوت طعام و صلاح نوم و اضطجاع آن علامات جيدهء صالحهء محموده‌اند و نضج تام و محمود مبشر به بحران تام و سلامتى اعضاى رئيسه بود و شيخ گفته چون در وقت انتهاى مرض اعراض مستوى باشند و مرض رو بانحطاط آرد مبشر بر سلامتى مريض باشد و بسيار بود كه به بحران جيد منقضى شود و محققين گفته كه در ذات الجنب شروع نفث سريع از مادهء نضيجهء ابيض المس مستوى محمود بود و همچنين نبض خفيف الصلابت و وجع قليل و استواى حرارت در بدن و سلامتى نفس و نوم و اعتدال خروج بول و براز و عرق علامات نيك باشند و بقراط گفته كه هرگاه ظاهر شود در ذات الريه جراحات بر صدر مريض نزد ثدى آن و متقيح شود مريض خلاص يابد از مرض مذكور و همچنين هرگاه پديد آيد جراحات بر ساق مريض علامت نيك بود و ايضا گفته هرگاه ظاهر شود مريض ذات الريه را اورام خلف الاذن بسا باشد كه خلاص شود و ايضا گفته هرگاه در يرقان پس از سابع يا رابع عشر بيمار را اسهال صفراوى افتد عليل از يرقان در مدت يسير پاك شود و رنگينى بول در يرقان اكثر دال بر سلامتى كبد باشد و شيخ الرئيس گفته كه عطاس در برسام اعلام برء مريض بود و همچنين عطاس در فواق موجب صحت آن باشد و در صداع و سرسام دموى وقوع رعاف و اجراى خون از گوش بروز بحران جيد مبشر شفاى عليل بود و در مرض حبن « 1 » وقوع اسهال ماء رقيق و خلط بلغمى مزيل مرض مذكور باشد و در ذبحه ظهور ورم بر خارج صدر نيك بود و در سعال مزمن ورم انثيين موجب صحت باشد

--> ( 1 ) حبن بكسر حاى مهمله و سكون باى موحده نام بيمارى كه بدان بدن آماس كند 12 كذا فى الصراح و غيره