شمس الدين احمد

118

خزائن الملوك ( فارسى )

دال بود بر برودت مزاج و افزونى بلغم و شديد النتن بغايت مريض ضعيف را پديد آمدن دليل موت بود هفتم زبد براز زبد دلالت كند بر حرارت عظيم يا بر رياح و براز رياحى بآواز و قراقر برآيد درجك سادس در علامات عرق و اين دال بر احوال بدن بود و استدلال بر ان به پنج وجه كنند نخستين مقدار عرق كه كثير بود يا قليل كثرت عرق بسبب افزونى و رقت و سيلان رطوبات بدن باشد و از توسيع مسامها از مقدار طبعى خويش و از ضعف ماسكه و قوت دافعه پس آنچه طبعى بود از رياضت معتدل يا از حرارت هواى گرم يا از حمام معتدل يا از تناول غذا زياده از تحمل بدن مىباشد و آنچه ناطبعى بود يا از قوت دافعه بروز بحران واقع شود و از آمدن آن بيمار را خفت و فرحت پديد آيد و يا از ضعف ماسكه بلا تعين روز بحران بظهور گرايد و مضر باشد و عرق كثير در ايام مرض دال بر كثرت خلط باشد و كثرت عرق مع كثرت اسهال و قى سخت بد بود و شيخ الرئيس گفته كه عرق بالافراط در مرض كه پس از وقوع آن قوت مريض ساقط شود دال بر سرعت موت باشد و قلت عرق بباعث قلت رطوبت بدن و غلظت و فجاجت ماده و كمى نضج آن و انسداد و تكثيف مسامات و لينت طبع و ضعف قوت دافعه مىباشد و كمى عرق مع علامات امتلا ردى بود خاصهء آنچه سبب آن ضعف دافعه با غلظت و خامى ماده باشد دوم كيفيت عرق كه حار بود يا بارد عرق گرم در حميات و امراض اميد سلامتى باشد و عرق سرد در تپها دلالت كند بر بسيارى رطوبت خام پس اگر تپ حاده باشد ردى بود و آنچه فقط از سر و گردن و سينه آيد ردىتر باشد و نشان ضعف قوت حيوانى بود و اگر تپ مزمن باشد دال بود بر طوالت نضج سوم قوام عرق رقت عرق نشان رقت ماده باشد و غلظت و لزوجت آن دليل غلظت و لزوجت ماده و عرق غليظ دال بود بر اطالت مرض چهارم لون عرق زردى عرق دال بر غلبهء صفرا باشد و سپيدى آن دليل بر غلبهء بلغم و چركين غليظ نشان غلبهء سودا و عرق خون بواسطهء فساد خون و ضعف قوت ماسكه و رگها مىباشد پنجم رائحهء عرق حموضت رائحهء عرق دلالت غلبهء بلغم حامض باشد و تلخى و تيزى رائحهء آن علامت غلبهء اخلاط صفراوى و نتن رائحهء وى دال بر كثرت اخلاط عفنه بود و عرق كم‌بوى از خامى خلط باشد و خوش‌بوى دال بود بر پاكيزگى بدن درجك سابع در علامات نفث و اين دال بود بر نضج و غير نضج مادهء امراض صدر و ريه و نفث محمود آنست كه ابيض متساوى الاجزاء و نضيج و معتدل القوام باشد و هيچ بوى نداشته باشد و به سهولت بىسعال شديد برآيد و مذموم آنكه خام و رقيق و ناهموار باشد و رنگ آن زرد يا كبود يا سياه بود و كريهة الرائحه باشد و باسعال شديد خروج يابد