شمس الدين احمد
97
خزائن الملوك ( فارسى )
و حادى عشر منقضى شود پنجم مرض حاد فى الغاية و وى فىمابين چهارم و هفتم روى بانقضا نهد ششم مرض حاد در غايت قصوى و وى آنست كه روز چهارم يا كمتر ازين كار بيمار يكسو كند هفتم مرض مزمن و وى آنست كه به قدر چهل روز يا زياده ازين طول كشد هشتم مرض مهياج و وى مرضىست كه مادهاش از عضوى بعضوى ديگر شديد التحرك بود نهم مرض خاص و وى على ما هو المصطلح آنست كه نام و علاج و علامت خاص دارد همچو سرطان كه چون بجسم عارض شود وى را اعراض منكره كه در حين عروضش بعضو ديگر نبود لازم باشد مانند وجع شديد و امتداد عروق و حمرت و نخس و صداع و بنا بر معنى لغوى مرض خاص آنست كه مخصوص بعضوى باشد كه ويرا در ان غير وى شريك نباشد چون زرقه و آب عنبيه دهم مرض شركى و وى آنست كه بمشاركت و تبعيت مرض ديگر حادث شود و آن ديگر را اصلى نامند و مختلف مىشود حال شركى در قوت و ضعف بسبب اختلاف حال اصلى و متقدم باشد در اكثر ضرر در اصلى و بايد دانست كه از سائر امراض بعضى را اطبا متعديه گفتهاند و آن جذام و برص و سل و قروح عفنه و تپ وبائى و جرب و جدرى و آتشكست و بعضى را متوارثه و آن دق و سل و ماليخوليا و بواسير و صرع و ابنه و جذام و برص و جرب و نقرس و حصاةست نعوذ باللّه من سائر الاسقام صندوق دوم در اعراض اما اعراض مد لله بر امراض دو قسمست قسم اول آنكه باشد در ظاهر اعضا همچو امور محسوسه در ظاهر بدن بحس واحد يا باكثر آن و على التقديرين دلالت آن يا باشد بر امراض ظاهره و يا باشد بر امراض باطنه پس چهار نوع متكون شود نخستين اعراض محسوسه در ظاهر بحس واحد دال بر امراض ظاهره و اين چهار قسمست اول آنكه ادراك شود به بصر مانند احوال لون در حمرت و صفرت و بياض و كبودت كه دلالت كند هر واحد ازينها بر غلبهء مادهء مناسبهء هريك آن دوم آنكه ادراك شود بلمس همچو صلابت و لين و ملاست و خشونت و حرارت و برودت كه دالست هريك آن بر اخلاط مناسبه كه صلابت ورم دلالت كند بر سوداوى و لينت آن بر بلغمى و قس على هذا سوم آنكه ادراك شود بشم مانند روائح كه نتن رائحه دلالت كند بر عفونت خلط چهارم آنكه ادراك شود بذائقهء طعم كه مرارت سائله از قرحهء ظاهرى دلالت كند بر صفراويت آن ثانى اعراض محسوسه در ظاهر بحس واحد دال بر امراض باطنه و اين پنج قسمست اول مدرك ببصر چنانچه خاصه سرخى رو و رخساره بافراط دلالت كند بر ورم ريه و قرحهء آن و سواد لسان دلالت كند بر حمى محرقه دوم مدرك بلمس چنانچه لين مفرط جلد دلالت كند بر فرط رطوبت سوم مدرك بذوق همچو مرارت دهان كه دلالت كند بر صفراويت معده چهارم مدرك بشم