محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

61

اكسير اعظم ( فارسى )

و گفته كه وجع الورك را نوشيدن روغن بيد انجير به ايارج و آب خسك تا يك هفته نفع مىكند . و گفته بهترين چيزى كه حق تعالى در اين موضع آفريده آن است كه بر سرين عسل بلادر طلا كنند تا آبله بهم رسد و بگذارند تا آن‌كه آب جارى گردد و مدتى مندمل شدن ندهند و اين قائم مقام داغ است . و گفته كه مردى بر سرين افتاد پس ورم كرده و هميشه درد مىشد تا آن‌كه بر آن جبر به مر مكى و زعفران و صبر بسته شد و صحت يافت . [ انطاكى ] انطاكى گويد كه علاج وجع الورك مخالف وجع المفاصل نيست مگر در منع روادع اولا اينجا بلكه ابتدا به محللات كنند و فصد دست مقابل نمايند و مبالغه در تلطيف نمايند اگر ماده رقيق نباشد و آنچه مخصوص به عرق النساست اكثار تناول حب ذهب است يك مرتبه و حب سورنجان بار ديگر و همچنين صبر و هليله و خوردن اليه آن را بسيار نافع بوده كذا نطول از بيخ كبر و حلبه و گرسنگى در آن مجرب است به سبب تجفيف ماده و فصد عرق النسا كنند و از حقنه مجربه طبيخ بيخ حنظل و بيخ كبر و قنطوريون و شرب حب الرشاد و ميعه است و كذا سداب مطلقا و تخم آن شرباً و ترياق بعد تنقيه و داغ آن را به كند اگر در طريق ماده افتد . [ سعيد ] سعيد گويد كه اگر عرق النسا حادث از بلغم باشد تنقيهء معده به قيء از سكنجبين و ترب كنند و حقنه به حقنهاى قويه و اسهال او به ايارج نمايند و مبدلات مزاج مثل شربت عسل و گلقند عسلى بدهند و غذا نخودآب و يا زيرباج سازند و پرهيز سخت كنند زيرا كه چيزى نافعتر براى خلط غليظ از گرسنگى نيست و بر سرين آرد ترمس به شراب سرشته ضماد نمايند و مالش عضو به روغن ناردين سازند پس اگر ساكن نشود فصد رگى بايد كرد كه بالاى كعب است از طرف پاى عليل و اگر يافته نشود فصد صافن گشايند . و اگر زمانه طول كند در آب چشمه‌هاى كبريتى و نفطى و آب درياى شور نشانند . و اگر خوف از خروج مفصل باشد داغ بر آن نهند . و اگر خلط سوداوى باشد اسهال مريض به طبيخ افتيمون كنند و گلقند شكرى دهند و آب نيم‌گرم بنوشانند و شيره عناب به جلاب و آب نقوع به شربت نيلوفر بدهند و غذا مزورهء زيرباج و بر عضو برگ چنار تازه سوده ضماد كنند و موم روغن بمالند و آب رياحين بر آن ريزند و در آخر فصد عرق النسا گيرند . و اگر در صلاح آن تأخير گردد حقنهء قوى به عمل آرند كه بدان به شود آن شاء الله تعالى . [ مؤلف خلاصه و ديگر متأخرين ] مؤلف خلاصه و ديگر متأخرين مىنويسند كه بعد تنقيه اين ضماد عرق النسا و مفاصل مزمن را سودمند است داراشكنه كه سليمانى نامند و سيماب هر كدام سه مثقال هر دو را با هم سائيده به آب دهان حل كنند تا سيماب كشته شود و ده مثقال صابون در آب گرم گداخته اضافه نموده ضماد كنند . و اين سفوف در تنقيهء اصحاب مفاصل و عرق النساء و نقرس به غايت سودمند است و از مجربات براكلسوس و جمع كثير به اين دوا از امراض مذكوره نجات يافته‌اند سورنجان تربد سفيد رب السوس سقمونيا سناى مكى استخوان قحف آدمى شكر سفيد مجموع مساوى كوفته بيخته پنج درم به آبى كه در آن كمافيطوس جوشانيده باشند بدهند و اين مسهل در تنقيهء مفاصل كافيست . صفت مرهمى كه در اين باب سخت سودمند است و از مخترعات او است گل سرخ دو قبضه پوست بيخ قنب تازه شش قبضه هر دو را با دو رطل شراب نيكو بجوشانند تا مهرا شود آنگاه صاف نموده بر آتش ملائم بدارند تا شراب جمله بسوزد و در ته ظرف چيزى غليظ همچون عسل بماند بستانند و دو رطل پيه خنزير با وى بياميزند و برهم زنند تا مثل مرهم شود آنگاه يك اوقيه افيون با شراب حل كرده و يك درم زعفران و يك اوقيه زهر كرنب اضافه نموده لت كنند و نگاه دارند و عند الحاجت استعمال نمايند كه در تسكين اوجاع مفاصل بىنظير است . و گويند كه خوردن اسبند به قدر چهارماشه تا دوازده شب براى عرق النسا مجرب است . و بعضى گويند كه از يك ماشه شروع كنند و به تدريج بيفزايند . و هرگاه حرارت زياده محسوس شود باز اندك اندك بكاهند و همچنين تا چهل روز هر شب وقت خواب بخورند كه در اين باب از مجرباتست و در حديث شريف وارد است كه براى عرق النسا بگيرند اليهء گوسفند اعرابى و گداخته سه حصه سازند و هر روز بر ناشتا يك حصه بخورند و بعضى نهادن اليهء شكافته بر سرين در وجع الورك تا آن‌كه متعفن گردد و بعده از آن جدا كردن مجرب دانسته‌اند . صفت حبى كه به قول رازى در ساعت تسكين درد عرق النسا كند و پنج شش بار اطلاق مىكند صبر سقوطرى پوست هليلهء زرد سورنجان هر واحد يك درم حبها سازند مجموع يك شربت است و ادامت بر اين حب كردن مجرب راقم است . حب سعد كه در قلع بلغم از مفصل ورك قوى العمل است سعد سورنجان بوزيدان هر يك نيم درم ماهيزهرج دودانگ تربد دو ثلث درم شحم حنظل ربع درم فرفيون دانگى و اين يك شربت است . دواى هندى كه مسمى بچاردانه و دواىها كم است جهت وجع الورك و وجع الركبه مجرب هالون اجواين كلونجى ميتهى هر چهار برابر بدون كوفتن يك جا كرده هر صباح آن‌قدر كه در گرفتن سه انگشت آيد به آب بخورند و در كاستن و افزودن حسب مزاج مختاراند و بعضى مالكنگنى و تخم پنوار اضافه مىكنند صاحب تكمله هندى گويد كه اين شش تخم انفع از چهاراند . ديگر كه عرق النسا را مجرب نوشته زنجبيل ستوده يك پاو باريك كوفته بيخته يك توله سيماب در آن اندازند و با هم حل كنند چندان كه هر دو يك ذات شود بردارند و قدرى از آن مىماليده باشند روزى دو سه دفعه . روغن خفاش نافع عرق النسا و نقرس و جميع اوجاع مفاصل جندبيدستر قسط تلخ هر يك سه درم زراوند چهار درم آب مرزنجوش روغن زيت هر واحد يك رطل شپرك ذبح كرده دوازده عدد آب خالص به قدر ضرورت همه را يك جا كرده بپزند چندان كه آب برود و روغن بماند . ضماد كه مادهء عرق النسا را تحليل كند از بياض والد مرحوم سوسن خطمى بابونه شبت آرد حلبه تخم كتان سوده به آب كرنب