محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

580

اكسير اعظم ( فارسى )

سر او بند نمايند و در آفتاب گذارند و هر روز يك مرتبه شيشه را بجنبانند و اندك روغن گرفته بر ناخن تجربه كنند پس هرگاه رنگ ناخن را اندكى متغير گرداند روغن را صاف كرده در شيشه ديگر كنند و بر موضع اندك از آن استعمال نمايند و اين روغن را چون در آفتاب بگذارند تا آن‌كه رنگ ناخن را تغير بين نمايد برص و بهق را رنگين سازد و اما غسون كه به سبب برداشتن بار گران بر سر حادث شود علاجش ترك سبب موجب او است و آنچه از آن مولودى بطفل باشد حيله در شفاى او نيست پس تعرض به علاج او را واجب نبود قرون به قول شيخ آن زوائد كثيفه مخيله است كه بر مفاصل دست و پا به سبب شدت عمل و كثرت حركت مىرويد . و قرشى حكايت كرده كه در زمانهء ما بر سر بعضى ملوك و مشق و در زائده عظيمه شبيه بشاخهاى چهارپايان روئيده بود ليكن آنها بسيار بزرگ نشدند و ميان حدوث آنها و ميان موت او مدت قليل بود . علاج : قطع كنند مخلى آن را آنچه درد نكند بعد از آن بر باقى او ادويهء شديد الحدت از ادويهء ثاليل استعمال كنند تا آن‌كه ساقط شود بعد آن روغن گاو بمالند . و گيلانى مىنويسد كه اكثر اين مرض تابع مزاج سوداوى بود و بيشتر در زمانهء ما كسى را عارض مىشود كه مرض باد فرنگ او را عارض شده باشد و مزاج او سوداوى گردد انتفاخ و حكهء اصابع يعنى بزرگ شدن و خاريدن انگشتان و اين اكثر در سرما و خريف وقت صبح به سبب احتقان فضول در آن و استحصاف جلد به سبب سردى هوا عارض مىشود . و انطاكى گويد كه اين مرض را بيونانى غطلاس نامند و آن ورم بحكه است كه در اصابع هنگام مس آب سرد وقت صبح در سرما و خريف به همرسد به سبب تكثف ظاهر و غلظ محتبس و گاهى كثرت نمايد پس انتفاخ طول كند . علاج : از آب درياى شور گرم كرده بشويند و يا سبوس گندم و چقندر و انجير و كرنب و عدس مقشر و شلغم و كرسنه و ترمس هرچه از اينها ميسر آيد در آب جوشانيده انگشتها را بدان بشويند و انجير را در شراب بپزند و ضماد كنند . و اگر رنگ انگشتان مائل بسبزى و تيرگى گردد شرط زنند و به عدس مطبوخ ضماد سازند . و ابن الياس گويد كه هر صبح سكنجبين عسلى ده درم بنوشند و يا بگيرند باديان سه درم و با گلقند ده درم جوشانيده صبح بياشامند و غذا بمزورهء نخود مغز قرطم سازند و انگشتان دست و پاى را به آبى كه در آن نمك و سبوس جوشانيده باشند و يا آب چقندر بشويند و يا بگيرند بابونه و اكليل و شلجم و در آب به اندك نمك بجوشانند و بر انگشتان بريزند و يا بگيرند انجير و كرنب و عدس در آب پخته اندر آن اصابع دست و پاى دارند و يا بگيرند آرد ترمس و كرسنه و به آب شلجم بپزند و بر انگشتان ضماد كنند . و اگر اين ادويه فائده نكند بزر البنج را در آب بپزند و بر انگشتها نطول كنند . و خجندى گويد بمياه مالحه بشويند و روغن گل بمالند . و اگر رنگ اصابع بخضرت و كمودت مودل گردد بعد شرط عدس به روغن زيت پخته ضماد كنند . و انطاكى گويد كه سبوس و انجير و حلبه و سپستان و بابونه پخته نطول سازند و روغن بنفشه و بادام بمالند و به عسل و قرنفل و زنجبيل و حنا لطوخ كردن پس به آب گرم شستن نافع بود تعفن ما بين اصابع قدمين يعنى گنده شدن ميان انگشتان پاى و اين از موزه و مانند آن به همرسد چون بر آن لفائف بپيچند و در آن رطوبت آب باشد و آن ميان انگشتان گرد گردد و جلد را متعفن سازد . علاج : به آب گرم بشويند بعده توتياى كرمانى و گل سرخ و گل سوسن هر واحد يك جزو كوفته بيخته بر آن بپاشند كه در اندك مدت زائل كند تقرح قطات بدان كه قطات تهيگاه و ميان سرين است پس گاهى چنان عارض شود كه آنجا اولًا سرخى پديد آيد بعده شقاق يا قرحه شود و به سبب كثرت خوابيدن بر پشت و خصوصاً مريضان ناتوان را و اين علامت ردى است دلالت بر مردن پوست بدن دارد . علاج : چون سرخى ابتدا كند بر پشت خوابيدن ترك نمايند و بر آن روادع چون حضض و اقاقيا و گل ارمنى و مازو و گلنار و غير آن طلا نمايند و در هوا گشاده دارند و اما در مريضان به مثل پرهاى نرم در پارچهء نرم پر كرده بستر سازند . و اگر متقرح شود مرهم سفيداب استعمال كردن نافع بود . و ابن الياس گويد كه موضع سرخ را به صندلين و گلاب طلا كنند و يا بگيرند گل‌سرخ و آس و اقاقيا و صندلين مساوى كوفته بيخته به گلاب طلا سازند و گلاب و سركه بر آن ريزند و مريض را در روزى چند بار بر پهلو بگردانند . و اگر ممكن نبود زير مريض برگ بيد فرش كنند و يا مريض را در لحاف نرم تر يا بستر مملو بجاورس بخوابانند . و حكيم بايزيد مىنويسند وقتى كه سرخى ظاهر شود حضض و گل ارمنى و گشنيز خشك و فوفل و گلنار و صندل سفيد برابر ضماد نمايند و همچنين ديگر روادعات استعمال كنند .