محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
579
اكسير اعظم ( فارسى )
غلبهء رطوبات و متانت خون بود پس اول تنقيهء بدن به مسهلات بلغم نمايند بعده خون بكرات و مرات از رگهاى متفرقه گيرند و باز بكرات مسهلات دهند و همچنين فصد تا هزال پديد آيد و رياضت را در اين باب اثرى عظيم است و تدابير خشكىافزا اكثر به كار برند و اين سفوف دهند نانخواه دلك شسته و زيره سداب و باديان خطائى هر يك دو مثقال شربتى دو مثقال و مخدرات خفيفه گاه گاهى استعمال كنند و بر ريگ خفتن و نشستن بسيار مفيد است و همچنين بر زيره و سداب و نانخواه و تخم مورد و برگ سرو و سدد و همچنين تكميد بنمك هندى و يا نانخواه و تخم شبت و اشباه اينها و جمله اعراض نفسانى مهزلاند تشنج جلد راس طبرى گويد كه اين مرض از فرط يبوست حادث شود و پوست سر چنان نمايد كه گويا جمع شده حتى كه ميان اجزاى متشنجه راه ها مثل نهرها پديد آيد . و بقراط ذكر كرده كه اين به اهل بلد سماه بسيار حادث شود به سبب عمل ايشان دائم در آفتاب . و ابن الياس گويد كه سبب حدوث اين يا كثرت تعرض بشمس در ايام گرم است و يا كثرت تناول اغذيه و ادويه حارهء يابسه و يا كثرت استفراغ رطوبات از جميع بدن يا از سر تنها و يا كثرت اغتسال به آب شور و شبى . علاج : تدبيرش به علاج شقاق اطراف نمايند و يا هر صبح شربت بنفشه و ترنجبين هر واحد ده درم بنوشانند و غذا مزورهء ماش و مغز بادام و اسفاناخ و گوشت ماكيان و بچهء آن و بزغاله دهند و سرا را به روغن بنفشه يا كدو يا بادام بمالند و شير بر سر دوشند و از بنفشه خطمى بوره لعاب اسپغول سر را بشويند و روغن بنفشه و روغن نيلوفر و شير زنان در بينى چكانند و به آب شيرين نيم گرم كه در آن بنفشه و نيلوفر و تخم خشخاش جوشانيده باشند غسل كنند و استفراغات به الكل ترك نمايند و سر را بعمامهء كه آن را برابر كند بسته دارند . طبرى گويد كه علاجش گذاشتن جميع استفراغ است از فصد و دوا و جماع و قى و غير آن از استفراغات و لزوم تدبير مرطب و سعوطات مرطبه و مالش به موم و روغن و تدهين سر دائم و ريختن آب نيم گرم بسيار بر آن و كدام وقت سر را گشاده ندارند و شير بُز و زنان بر سر دوشيدن نيز نافع است و جوزجس ذكر كرده كه آلة مثل كلاه كه آن تشنج را بفشارد استعمال كنند يا عمامهء قوى بندند و دلك خفيف بدست استعمال نمايند و موى سر او را نتراشند مگر بنوره و بعد آن به موم و روغن طلا كنند و اين علت را بجز حمالان و كسانى كه بر سر اشياى گران برمىدارند و يا كشتىگيران نديدم . خجندى گويد كه هر صباح شربتى از اشربهء مبردهء مرطبه مثل نيلوفر و شربت بنفشه و شربت خشخاش به شيره تخم خرفه يا تخم خياريان بنوشند و فواكه رطب بخورند و اغذيهء رطبه مثل ملوخيه و اسفاناخيه و كشك جو به گوشت بُزغاله و كدو تناول كنند . و گويند كه سر را بر بخار آب گرم و شير داشتن نافع بود غسون جبهه و آن تشنج جلد پيشانيست با خارش و سرخى رنگ جلد و سببش امتلاى مقدم دماغ از خلط رقيق و ترشح او نزد جبهه است و اين علت اكثر در سرما حادث شود و از قسم تشنج امتلائى است . علاج : تنقيه دماغ به مسهل و حب ايارج كنند و يا به مطبوخ هليله مقوى تبريد و بحب بنفشه نمايند و بعد تنقيه به قيروطى مرتب از موم و و رغن بنفشه و روغن كدو ضماد كنند و يا بزوفاى رطب مع سفيدى بيضه طلا سازند و بخطمى و بعض لعابات سر را بشويند . طبرى گويد كه اولًا تنقيه بدن به چيز نافع مزاج مريض و شى مضاد فضول مجتمع در بدن او نمايند بعده تنقيه سر او بحب مركب از حب قوقايا و حب صبر و حب ايارج كنند . و اگر احوال مريض فصد واجب كند اگر قوانين آن اطلاق نمايد فصد كشانيد بعد از آن امر بدخول حمام و آبزن كنند و روغن بنفشه در بينى چكانند و تضميد جبهه به اين قيروطى كنند بگيرند موم روغن از روغن بنفشه پس كدو را در خاكستر گرم بريان كرده اندك آب او بيفشارند و بر موم روغن بريزند و اندك زوفاى رطب و قدرى سفيدى بيضهء رقيق بر آن انداخته خوب حل كنند تا جمله مختلط گردد بعده بر پيشانى ضماد نمايند و ضماد غليظ باشد و يك شبانه روز ضماد بدارند بعده تجديد آن كنند و همچنين به عمل آرند تا آنكه جلد منبسط گردد و به اين تدبير بيشك جلد منبسط شود پس اگر بعد از آن خارش در آن موضع پيدا شود و اين دلالت كند بر بقيه خلط كه مترشح گردد بعد اعاده تنقيه اندك نمايند و روغن گل بر آن موضع بمالند پس اگر بعد از آن جلد منسلخ و متقشر گردد و بشره سرخ كريهالمنظر باقى ماند اين روغن بر آن موضع طلا كنند كه اعادهء آن به رنگ بشره جميع بدن كند بگيرند و آن را در شيشه خوب بسوزند پس بگيرند از آن نخود و از شيطرج هر يك يك دانگ و سرمهء اصفهانى يك دو حبه و بالاى آن هر روغن كه خواهند چندان بريزند كه آن را بپوشد و سركهء كهنه دو چند روغن اندازند و در شيشه كرده