محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

510

اكسير اعظم ( فارسى )

صبح و شام بر شقاق طلا كنند بعد از آن‌كه چهره را به آب نيم‌گرم بشويند و در حمام داخل شوند و به آب سبوس جوارى بشويند و يا بگيرند دردى زيت و در آن اندك زفت بگدازند و برو طلا كنند و يا بگيرند پيه بط و دردى زيت و علك البطم و همه را گداخته بر چهره و لب طلا نمايند هرگاه آن را شقاق عارض شده باشد و يا بگينرد شاخ گوزن سوخته باريك سوده و با پيه بر سرشته بر شقاق طلا كنند . [ طبرى ] طبرى گويد كه علاج شقاق پاشنه اين است كه بگيرند سبوس گندم و با تخم خربزه كوفته در آفتابه بجوشانند بعده پاى در آن نهند و بشويند و بعد نرم شدن بخرقهء درشت يا به كارد آلة حك بخراشند حتى كه شقاق و حوالى آن از جلد پاك گردد بعده بپارچه نشف نمايند و شق را به اين دوا كبس كنند بگيرند پيه گردهء بز بىنمك و بگدازند و بر آن زفت رطب انداخته حركت دهند پس همه شقوق را بدان كبس نمايند و بر اين مداومت كنند كه صحت تام بخشد . و چون صحت يابد آن را پاك كنند و بزفت و مازو سوده و پوست انار كبس كنند كه اين تقويت آن محل كند و هر دو لب شق را منظم نمايد و گاهى بر آن حنا به سركه سرشته و مازو مىبندند و اين بعد زوال درد البته مىبايد و كسى كه معتاد تشقق پاشنه و در سرما باشد كه بايد كه در ابتداى فصل خريف فصد كنند بعده بر پاشنهء او موم روغن استعمال نمايند و پا را در جوراب پشمى بدارند و بر آن موزه بپوشند و از هوا البته نگاه دارند كه از اين زائل شود و در اندك مدت متملس گردد و گاهى به اين طور علاج كرده مىشود كه بگيرند مغز پنبه دانه و باريك سائيده بر آن پيه بز غير گداخته اندازند و هر دو را باز بكوبند و به دسته هاون بمالند تا مخلوط شود و مثل مرهم گردد پس بر موضع شقوق طلا نمايند كه اين در يك روز صحت بخشد . و اما شقاق انگشتان و پشت كف را به اين روغن علاج كنند كه زفت را به روغن بجوشانند پس بگذارند تا روغن بالاى آن آيد چون سرد شود بعده آن روغن را بگيرند و از آن موم روغن ساخته بر شقاق دست و انگشتان طلا كنند كه اين در يك مرتبه كفايت كند چون از هوا حفظ آن نمايند . و اگر اين اثر نكند بايد كه اول شقاق را در حمام بشويند و پاك كنند بعده از پارچه نشف كرده به موم روغن مذكور طلا كنند و از هوا محفوظ دارند پوشيدن دستانه و رسانيدن دو آب مختلف بر آن از گرم و سرد و اگر بر آب سرد عقب آب گرم مداومت نمايند از شقاق سالم مانند . و اما كسى كه دست و پاى و چهرهء او در گرما و سرما هر دو متشقق گردد اين به سبب حدت خون و غلبهء يبس بر آن باشد و علاجش استفراغ خفيف است بعده نوشيدن ماء الجبن به روغن بادام شيرين و ميل تدبير او به تدبير مرطب معتدل براى خون كنند مثل نوشيدن ماء الشعير و خوردن چوزهء مرغ و پايچهء بزغاله و مانند آن . [ ابن نوح ] ابن نوح گويد كه شقاق و تقشر پاشنه از يبوست غالب بود و علاجش اين است كه پيه بز بگدازند و بر آن مازو سوده انداخته در هاون بمالند تا هموار گردد و در شقاق پر كنند و يا بگيرند پايچهء و در آن اندك قنه انداخته بپزند تا غليظ گردد و بر آن نهند و يا بگيرند روغن و موم و به آب مرزنجوش و مغز ساق گاو و كتيرا و مازو با هم آميخته بر آن نهند و يا به روغن صينى مالش كنند . و اگر اين فائده نكند ساعتى نيك در آب گرم نهند بعده اين دوا بر آن نهند كه يك اوقيه مرداسنگ سرمه‌سا كرده در يك رطل زيت بپزند تا غليظ شود بعد از آن يك اوقيه بارزد و نيم اوقيه كتيرا در آن انداخته در هاون بمالند و استعمال كنند و يا بگيرند نخود و سوده با ترب بياميزند . و اگر شق وسيع بود در آن بعض اين ادويه نهند و شقاق او منضم كنند و بدوزند و بربندند . و اگر شقاق بدست و پاى و جميع بدن عام گردد علاجش اين است كه روغن كنجد يا روغن بادام شيرين تا يك هفته هر روز به قدر بيست درم به شراب رقيق مائى يا آب انگور سفيد رقيق بنوشند بعد از آن براى تنقيه مطبوخ افتيمون بنوشند بعده يك هفته ديگر روغن بياشامند و فصد استعمال ترطيب بدن كنند به اغذيه و استحمام به آب شيرين و مالش به روغن‌هاى مرطب و نهادن عضو در آب گرم كه در آن سبوس جوشانيده باشند و يا مرهم كه در آن لعاب بهدانه است و در قول صاحب كامل گذشت بمالند و يا در حمام داخل شوند پس هرگاه شقاق نرم گردد كتيرا مثل سرمه سوده بر آن پاشند و بعد آن نبايد شست . [ ابن الياس ] ابن الياس گويد كه آنچه از اسباب خارجى بود بگيرند موم صاف و روغن بنفشه و مغز ساق گاو و خطمى سوده و كتيرا و صمغ آلو مساوى سودنى را سوده و گداختنى را گداخته با هم آميخته موضع منشق را بدان طلا كنند و يا موضع به آب گرم كه در آن بنفشه و بابونه جوشانيده باشند بشويند و آنچه از اسباب داخلى باشد تنقيه خلط مجفف به مطبوخ افتيمون يا مطبوخ هليلهء زرد مقوى به افتيمون و تربد كنند و از اطعمهء غليظهء مؤلد سودا حذر نمايند و به اغذيه محمود الكيموس غذا سازند و هر روز شير تازه يك اوقيه بنوشند و هر روز در حمام داخل شوند و آب نيم‌گرم كه در آن بنفشه و خطمى و نيلوفر و خشخاش پخته باشند بر بدن ريزند و مالش بدن به روغن گل بنفشه يا كدو يا روغن گل بعد خروج از حمام نمايند و بر موضع منشق مغز ساق بقر و پيه ماكيان و بط و مرغابى و نشاسته و كتيرا و لعاب بهدانه طلا كنند و يا بگيرند موم صاف و روغن ساق گاو و روغن بادام شيرين و روغن تخم كتان و روغن بنفشه و همه را آميخته در آن زوفاى رطب انداخته بر چهرهء كه جلد اوشق گردد طلا نمايند و يا بگيرند روغن گل و روغن بنفشه و روغن پيه بط و مرغابى و روغن پيه بز و در آن شاخ گوزن سوخته سوده آميزند و بر لب منشق طلا كنند و بر آن پوست بيضه بچسپانند و در شقاق دست و پا و عقب ضماد زفت . و كذا علك البطم كه در قول صاحب كامل گذشت طلا كنند و يا كنجد سوده به روغن بنفشه آميخته طلا نمايند و يا بگيرند بنفشه خشك و نيك سوده هر روز دو بار طلا كنند . و هرگاه شقاق بزرگ پهن باشد به اين دوا به نشود تنقيه بدن بعد نضج اخلاط مجففه به مطبوخ افتيمون يا بحب آن يا به مطبوخ هليله كنند و دائم حمام استعمال نمايند و به اغذيهء مرطبه مثل بايچهء حملان و جدى غذا سازند و يا