محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
484
اكسير اعظم ( فارسى )
ماهيزهرج يك درم شحم حنظل يك دانگ حب النيل نيم درم نمك سياه يك نيم دانگ ايارج فيقرا يك نيم دانگ مقل يك دانگ مصطكى يك دانگ همه را باريك سائيده به آب كرفس يا آب گندنا سرشته حبها سازند و اين يك شربت است صبح بخورند و عقب آن جلاب گرم شكر سرخ ده درم بنوشند و اين دوا در هر هفته يك مرتبه استعمال كنند و در روزهاى ميانهء آن هر روز جلاب از گلقند عسلى ده درم بآبى كه در آن انيسون و تخم كرفس و باديان هر واحد سه درم جوشانيده باشند بنوشند و غذا مزورهء نخودآب با گوشت تيهو و كبك و دراج و ماكيان دهند و در شب به تناول اطريفل كبير دو مثقال تعاهد نمايند و معجون كلكلانج هر روز يك مثقال خورانيدن ايشان را نافع است و آب كرفس كوهى و پودينهء كوهى نفع بليغ نمايد و بعد تنقيهء بدن از فضول بلغمى اين طلا استعمال كنند زرنيخ سرخ اشق خردل شونيز به ورق شيطرج هندى گوگرد پوست بيخ كبر عاقرقرحا كندش مساوى كوفته بيخته به سركه كهنه سرشته بر موضع بياض طلا كنند . طلاى ديگر خربق سفيد و سياه و خردل و كندش و مويزج و شيطرج هندى و فوه و به ورق و پياز عنصل و تخم ترب و عاقرقرحا و شونيز مساوى كوفته بيخته به سركه تند سرشته طلا نمايند و يا ادويهء مقرحه چون ذراريح و عسل بلادر و ثافسيا و سرگين كبوتر و تخم ترب و شيطرج هندى و ماذريون تنها و مجموع به سركه طلا كنند و يا موضع را بمصبغ رنگين سازند . صفت آن فوه الصباغين يك درم نيل و اطراف شاخ انجير سياه هر واحد سه درم به ورق و كبريت زرد هر واحد هفت درم شوره سه درم دردى شراب چهار درم خبث الحديد يك درم باريك سائيده بسركهء كهنه آميزند . خجندى گويد كه هر صبح طبيخ باديان و انيسون و بادرنجبويه با گلقند عسلى بنوشند و بعد آن مطبوخى كه در آن پوست بيخ كبر و باديان و انيسون و هليلهء كابلى و قنطوريون و پودينهء كوهى هر يك دو درم مويز ده درم گلقند عسلى ده درم پخته باشند بنوشند و يا حب صبر دهند و نسخه آن در قول ابن الياس گذشت ليكن در اينجا وزن شحم حنظل يك نيم دانگ و ايارج فيقرا يك درم و مصطكى نيم دانگ است و حب النيل مطروح و مداومت بر مسهلات در هر ماه دو سه مرتبه كنند . صفت حب مسهل نافع برص ابيض ايارج فيقرا يك مثقال غاريقون يك درم شحم حنظل زنجبيل هر يك نيم درم سقمونيا يك دانگ سكبينج دو دانگ به آب كرفس حبها ساخته صبح بخورانند . صفت دواى خاص براى صاحبان برص زوفرا ادويه اوقيه تخم انجره نيم اوقيه صبر دو درم و نيم شربتى سه درم و ادامت استعمال اين كنند زيرا كه زوفرا را در ازالهء اين مرض خاصيت است و طلاى زنگار كه نافع است در قول ابن نوح گذشت . ديگر شيطرج كندش بيخ كبر فرفيون مربى به سركه مساوى به عسل به سرشند . ديگر مويزج ثافسيا بيخ لوف كف دريا به آب كرفس و عسل طلا كنند . و عظيم الفلاسفه ارسطو گفته هركه بر حل كردن لول واقف گرديد تا آنكه آب گردد بعده بر سفيدى برص طلا كند در طلا كردن يك مرتبه آن را بر بايد و من بر طريق حل آن واقف شدم و او آن است كه مرواريد را بسايند و به آب ترشى ترنج لت كنند و در شيشه كرده بر آن آب ترشى ترنج ريخته سر شيشه محكم بندند و در خم سركهء كهنه بياوزيند و خم را در سرگين اسپ تا چهارده روز دفن كنند پس برآورند كه آن حل شود بعده استمال كنند و من به اين را ساخته در علاج زنى مبروصه تجربه كردم و اثر بين كرد ليكن ازالهء تام ننمود . دواى مجرب كه برص را باذن الله تعالى ببرد بگيرند ملح حائط كه آن را شورهء بارد گويند دو جزو زاج قبرسى يك جزو خوب سائيده در قرع انبيق شيشه تيزاب آن بكانند و بر موضع برص آن را بمالند كه فى الحال آبله كند و از آن آب رقيق سفيد جارى شده سمندمل شود و از آن به شود و آنچه صبغ جيد نمايد روغن بادنجان است كه بادنجان صغار به قدر بندقه در آب و نمك بجوشانند تا مهرا شود افشرده صاف كرده سوم حصهء آن روغن زيت انداخته باز به آتش ملايم بجوشانند تا آب فانى شود و روغن بماند . خضر ابن على گويد كه در ابتدا شروع بمعالجات قويه نكنند بلكه هر شب تخم شقائق النعمان و هر واحد ربع درم بخورند و تناول اغذيهء سفيدرنگ مثل لبنيه و ارزيه و ليمونيه و هرچه مولد بلغم باشد مثل ماهى و شير و كاهو و خرفه ترك نمايند و بر سُرخ از لحم اقتصار كنند و سيمن جدا كنند و گوشت سرخ گوسفند از ماكيان براى ايشان بهتر است بهر آنكه خون متولد از اين مائل بسفيدى مىباشد و تعهد قى به اصل السوس و شبت نمايند خصوصاً بعد خوردن طعام در هر شهر دو مرتبه و هر روز اطريفل صغير و گلقند خورند و در اغذيه بر قلايا و لحم بريان كبوتربچه و ديگر طيور و لحوم وحشى و غزال مطنجن يا مطبوغ بتوابل حاره اقتصار ورزند و در ربيع و خريف مطبوخ منضج از خطمى و گاو زبان و پرسياوشان و عودو وج و مويز و شيطرج و فوه استعمال كنند و از اين قدح به سكنجبين عنصلى و گلقند عسلى تا يك هفته بنوشند بعد از آن تنقيه نمايند به ايارج لوغاذيا يا ايارج جالينوس يا مجموع يا تربد و غاريقون و زنجبيل و آطريلال هر واحد يك جزو و به ورق جزو و شحم حنظل ثلث جزو سه درم يا چهار درم بخورند و چند روز ترك نموده باز اعاده كنند به استعمال مطبوخ مذكور و بار ديگر تنقيه نمايند و در سرما معاجين حاره مثل معجون فلاسفه و معجون نجاح و ترياق و مثروديطوس استعمال كنند . و هرگاه تنقيهء بدن به مسهل و مقى كردند احتياج به اخراج فضول غليظ از جلد و ظاهر بدن باشد و بهترين چيزى كه براى اين استعمال نمايند