محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

466

اكسير اعظم ( فارسى )

كه سرپوش ديگ را واژون بگذارند و به خمير محكم گيرند كه بخار از ديگ بيرون نيايد و از هر جا كه بخار آمدن آغاز كند همان وقت بند نمايند و به آتش نرم بجوشانند و سنگى بر سرپوش بگذارند تا از قوت بخار سرپوش مندفع نگردد . و طريق معلوم نمودن اينكه آب به مقدار مطلوب رسيده است اين است كه هر قدر كه آب بعد از طبخ نگاه داشتن آن منظور باشد در ديگ بيندازند و سرپوش را بر ديگ گذاشته پوشيده آب و ديگ و سرپوش و چوب چينى و خمير را وزن نمايند و سنگ وزن آن را نگاه دارند بعده آن مقدار آب كه در طبخ فانى شدن آن منظور باشد بر آن ريخته سر آن را به دستور به آرد مستحكم نموده به آتش بسيار ملايم طبخ دهند تا آن‌كه به حدس دريابند كه به وزن مقرر رسيده آن هنگام از آتش ديگ را برداشته وزن نمايند با وزنهء سنگى كه نگاه داشته‌اند اگر برابر باشد فبها و الا باز قدرى آتش در زير آن نمايند و ساعت بساعت وزن نمايند تا به حد مقرر رسيد پس صبح ديگ را فرود آورده نزد خود طلبيده به دستور بنوشند و بايد كه چنان بپزند كه طبخ تمام تا بوقت صبح شود كه وقت خوردن آب سرد نشود و هر روز سر ديگ را نزديك مريض آهسته وا كنند تا بخار خفيف او بسر و ديگر اعضا برسد . و اگر علت در عضوى ديگر بود آن عضو را بر بخار چوب چينى بگذارند و بعد از سه روز تا پنج‌روز يا هر هفته تعريق مىنموده باشند و بهتر آن است كه در روز بحران تعريق نمايند . و طريق تعريق آن است كه مريض را بر كرسى بهيئت باف و يا بكرسى چوبين كه به قدر روپيه سوراخ داشته باشد بنشانند و گرد كرسى از پارچه ملفوف سازند و لحاف بر خود گيرند به‌طورىكه راه نفس گشاده باشد و ديگر را زير كرسى درآورده به تدريج بخار رسانند و صبر كند كه تمام بخار برآيد پس از آن ديگ را برآورده آب صافى او گرفته يك‌دو پياله از همين آب بياشامند و تا عرق دارند اصلا از جاى خود حركت نكنند و به تدريج عرق را از پارچه خشك نموده از لحظ برآيند و لباس خود بپوشند . بالجمله بعد انفراغ از خوردن چوب چينى عرق چوب چينى يا سفوف چوب چينى شروع نمايند . و اگر چوب چينى نو نباشد از همان چوب چينى كه چهل روز به استعمال در آمده است سياه و بوسيده را دور كرده به كار برند . و حكيم شريف خان صاحب در چوب چينى قديم پاو آثار چوب چينى تازه انداخته ده آثار عرق همىكشيدند و نيم پاو با گلاب و عرق كيوره و عرق گاو زبان و معجون چوب چينى مىدادند و جرم چوب چينى در سده و ورم احشا نهايت مضر است و بايد كه سفوف و معاجين به ادويهء مناسبهء هر مرض و مزاج تركيب داده استعمال مىنموده باشند و قدر خوراك بيخ چينى در سفوف چند روز اول زياده از دو دانگ و نيم مثقال نباشد و به تدريج اضافه نموده از يك مثقال تجاوز ننمايند و در مزاج معتدل از چهار دانگ شروع بايد كرد و به تدريج تا يك و نيم مثقال بايد رسانيد و در مزاج قوى از يك مثقال شروع نمايند و تا دو مثقال به تدريج رسانند و مدت خوردن سفوف چوب چينى تا دوازده يا پانزده روزست و گاهى كمتر از اين مدت نيز كافى است . و اگر بعد از اين مدت احتياج باقى باشد بهتر آن است كه به دستور اول شروع از اقل نمايند و به همان ترتيب بيفزايند تا به مقدار اول يا كمتر از آن برسد . و معجون چوب چينى تأليف حكيم شريف خان كه در مبحث آتشك گذشت اينجا هم مفيد بود و همچنين مفرح بارد و دواء المسك بارد كه در آن چوب چينى انداخته باشند همراه عرق مذكور نافع بود . و اگر در هنگام استعمال احداث گرمى نمايد چند روز از چوب چينى نيفزايند تا رفع آن گردد پس به قدر احتياج بيفزايند . و اگر بدان اكتفا نشود كم نمايند به قدر ضرور يا بعض مبردات مناسبه بياشامند و غذاهاى گرم را ترك نمايند و در ميان شرب چوب چينى و بعد اتمام آن تغيرات و تبدلات بسيار در احوال رو مىدهد از ضعف بدن و بىرغبتى طعام و شراب و غيرها بايد كه مشوش و مترود الخاطر نگردند و ترك ننمايند زيرا كه در اواخز و بعد انفراغ به تدريج طبيعت عود به صحت و تقويت مىنمايد و آن امور علامات تصرف آن دواست در تمام بدن و تحريك آن اخلاط و مواد را اما اگر گرمى بسيار احداث نمايد و از كم كردن و تدارك آن بمبردات مناسبه طبيعت به اصلاح نيايد و دانند كه ضرر خواهد رسانيد ترك نمايند و لجاجت در آن نكنند كه ضرور چوب چينى را به مقدار و مدت مقرر بايد رسانيد خواه مريض صحت يابد خواه هلاك گردد بلكه بايد كه نظر طبيب بر صحت و ابقاى قوت كه راس المال است باشد كه در آن نقصانى تازه عائت نگردد . الحاصل اين دوائى است بسيار قوى و چنان كه نفع آن عظيم است خطر آن نيز خطير است بايد كه بدون تجويز طبى حاذق و حضور حكيم مشفق مرتكب استعمال آن نگردند . اقوال حذاق : [ مؤلف اقتباس ] مؤلف اقتباس مىنويسد كه جهت تنقيهء اول رگهاى متعدده زنند چنانچه اول رگ سر رو و به فاصله سه چهار روز رگ هفت اندام و همچنين رگ باسليق و همچنين رگ صافن بعده رگ پيشانى و صدغين و دواجين و در اين اثنا مطفيات خون شيره كشيده شربت نيلوفر و عناب آميخته تا هفته دهند و مانند پالك و خرفه و كدو و خيار و بادرنگ و پزد به تنها و يا در قليهء بچهء بز پخته بنان تنك خورانند و يا آش جو يا شربت نيلوفر يا شيربرنج يا قند و يا مهلبهء شير گاو بعده تنقيهء بدن نمايند به مسهلات مخرج سودا و ليكن جهت نضج اين مطبوخ دهند گل سرخ تخم كاسنى برگ شاهتره سرپهوكه افتيمون بسفائج مكوه بنفشه هر يك هفت ماشه در ونج عقربى پنج ماشه عناب آلوبخارا هر يك هفت عدد سپستان بيست عدد در عرق شاهتره و نيلوفر و مكوه و گلاب هر يك نيم پاو شب خيسانيده صبح بجوشانند كه به نيمه آيد گلقند چهار توله ماليده صاف نموده بنوشانند تا دو هفته و غذا قليه بچهء بز ساده