محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
39
اكسير اعظم ( فارسى )
سرشته حبها سازند و اين دو خوراك است . صفت حب نافع اين علت سورنجان يك مثقال هليلهء سياه بليله آمله زنجبيل شيطرج هندى هر واحد سه درم كوفته بيخته به آب كرنب يا كرفس سرشته حبها سازند شربتى از آن دو درم . [ خجندى ] خجندى گويد كه هر صباح شربت از باديان و اصل السوس و تخم كرفس با گلقند عسلى يا شربت اصول يا سكنجبين بزورى بنوشند . صفت ماء الاصول نافع براى اصلاح مواد بلغمى پوست بيخ كبر و باديان و كرفس بيخ اذخر هر يك پنج درم پرسياوشان حلبه حب بلسان اصل السوس بوزيدان هر يك چهار درم انيسون مصطكى سنبل فوه هر يك شش درم كمافيطوس كماذريوس قنطوريون هر يك يك درم عناب پنج عدد مويز بيست درم در سه رطل آب بجوشانند تا آنكه نصف او باقى ماند صاف كنند شربتى از آن پنجاه درم يا پنج درم گلقند يك مثقال سورنجان و غذا مزورهء نخود بشيرهء قرطم و زعفران دارچينى و تا روز هشتم بر اين مداومت نمايند . و هرگاه آثار نضج بنگرند بحب ايارج يا حب شيطرج يا حب سورنجان يا معجون آن اسهال آورند . نسخه معجون سورنجان بگيرند سورنجان سفيد شش درم بوزيدان ماهيزهرج پوست بيخ كبر زيره سياه شيطرج هندى هر يك دو درم پوست هليلهء زرد هفت درم تخم كرفس باديان فلفل سفيد صعتر نمك هندى برگ حنا كف دريا هر يك يك و نيم درم گل سرخ جلجلان هر يك سه درم تربد سفيد پانزده درم زنجبيل سه درم سقمونيا سه درم عسل يكصد و پنجاه درم روغن بادام يك استار شربتى از آن يك استار به آب گرم و على الدوام سه درم و اين معجون ضعيفالاسهال متقابل القوى است زيرا كه طبيعت هر دواى او مخالف ديگر است در فعل و مضعف يكديگر مانع از تمام فعل او است و بايد كه بر شرب ادويه مسهله كه اثر قوى دارد تقدم قى به آب گرم كنند پس به آب اصل السوس پس به آب شبت يا تخم ترب كه آن را اثر قوى است و تقدم بمقيئات قويه نكنند و از استفراغ مادهء غليظ و خام حذر كنند ورنه رقيق خارج گردد كثيف غليظ باقى ماند و از تحجر او در مفاصل امن نباشد و صواب آن است كه اول تلطيف و نضج كنند پس استفراغ به دواى مخرج بلغم نمايند مع اعتماد در ضمن اين از تسخين و تبديل مزاج خارج از اعتدال و بايد كه تكرار مسهل به حسب احتمال قوت و نضج ماده نمايند و اين ضماد سريع النفس است لعاب بزر كتان لعاب تخم مرو لعاب تخم ريحان مغز حب قرطم هر يك ده درم سليخه مغاث هر يك يك درم زنجبيل زعفران هر يك نيم درم روغن سوسن يا روغن قسط ده درم ادويه سوده به لعابات و روغن آميخته ضماد كنند و نطول به آب مطبوخ بابونه و اكليل الملك و قيصوم و مرزنجوش و حاشا و صعتر و پودينه هر واحد يك جزو نافع است . حب نافع اين نوع ايارج فيقرا سورنجان هر يك يك درم شحم حنظل كتيرا انيسون شيطرج ماهيزهره بوزيدان زنجبيل هر يك دو دانگ سقمونيا نيم دانگ به آب كرفس حب سازند و اين يك شربت است . مطبوخ نافع وجع مفاصل بارد هليلجات ثلثه هر يك سه درم قنطوريون دو درم سورنجان دو درم افسنتين تخم كرفس انيسون باديان هر واحد يك درم سناى مكى سه درم جوشانيده صاف نموده با پانزده درم گلقند و ده درم فلوس خيارشنبر و ثلث درم غاريقون و يك مثقال روغن بادام به دستور معمول مرتب ساخته سحرگاه بنوشند باقى همان است كه در اقوال سابقه گذشت . [ سعيد ] سعيد گويد كه اگر مادهء فاعلهء نقرس و مفاصل بلغمى باشد نضج ماده به گلقند عسلى و سكنجبين بزورى كنند و غذا نخودآب سازند و هرگاه ماده نضج يابد اسهال او به ايارج يا به حب سورنجان نمايند و تقويت قوت به اسفيدباج دراج كنند و به آب شبت قى آورند و از ادويهء قويه و اسهال در ابتداى مرض حذر كنند بهر آنكه تحليل لطيف و ابقاى غليظ نمايد و خروج او مشگل گردد و تضميد عضو بحضض و سرگين گاو و پشكل بز به عسل سرشته بايد كرد و عضو را به آب رياحين يا به سركهء كهنه كه در آن پودينه جوشانيده باشند بشويند . [ خضر و قرشى ] خضر و قرشى مىنويسند كه علاجش قى و اسهال است بعد نضج تام چه انتظار نضج در اين واجب است و خصوصاً چون ماده غليظ باشد و اشربهء مغلى حلو به شكر يا گلقند يا خميرهء بنفشه دهند و يا شربت ليمون به آب مطبوخ اصل السوس اگر با تشنگى و ميل بحرارت باشد و يا شربت اصول و سكنجبين عنصلى يا بزورى به آب اصل السوس يا طبيخ اصول بسكنجبين عنصلى نوشانند و در هر شب معجون زبيب يا معجون ورد يا معجون وج يا معجون فلاسفه بخورند و در بعض شبها دوايى كه در آن كمافيطوس است و در قول شيخ گذشت دو درم استفاف نمايند كه آن براى ادرار در تحليل عجيب النفع است . اغذيه از لحوم منع كنند مگر بضرورت لحم طيور دهند و حيوان دشتى بهتر از غير او است و در ايام ابتدا آب نخود به شكر يا به عسل يا عسل تنها دهند و بعد چند روز و استفراغ ماده غذا كبوتربچه با نخود پخته يا شورباى خروس بشبت و دارچينى پس عصافير مبرز به ابازير حاره دهند و حتىالامكان تقليل غذا كنند و تنقل به مغز جوز و مغز چلغوزه نمايند . مستفرغات حب مفاصل يا مطبوخ سورنجان يا ايارج لوغاذيا يا حب منتن يا ايارج فيقرا تنها مقوى بغاريقون و تربد دهند و اگر مغلى حلو كه در آن تربد و مويز و ايرسا و فاوانيا افتد يك هفته قبل از استفراغ استعمال نمايند اولى است . مقئيات تخم ترب يا آب برگ آن به سكنجبين عنصلى يا ترب در سكنجبين مذكور . ادويهء موضعيه نطول كه در قول شيخ گذشت استعمال كنند و از ادهان و مروخات روغن حنظل روغن قسط و روغن خردل است و از مركبات نافعه زيت كه در آن افاعى پخته باشند و اين صحت كلى بخشد و تمريخ به عسل بعد حمام نافع بود و پيه شير و پيه بلسون بالغ النفع است . ضماد حلبه و اكليل الملك و بزر كتان و كندر و راتينج سوده موم سرخ اضافه نموده نيمگرم استعمال نمايند و به سرگين گاو در ساعتى كه گرم باشد