محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
38
اكسير اعظم ( فارسى )
زيره و زنجبيل و فلفل از معده بازدارند و از پس او به ادويهء ملينه و محلله چون پيه مرغ و بط بر عضلها طلا كنند . و بعضى اطبا استعمال جرم سورنجان نيكو ندارند ليكن نبات او را با زيره و مانند آن پزند و استفراغ به طبيخ آن كنند . صفت مسهل سورنجان درم بوزيدان سه درم ماهيزهره درم تربد چار درم فوه دو درم كرفس انيسون پوست حنظل هر يك دو درم همه را در يك و نيم رطل آب بپزند تا به نيم رطل باز آيد صاف كنند اين شربت قوى باشد . صفت حب قوى بگيرند تربد درم شحم حنظل عصارهء قثاء الحمار ماهيزهره هر يك دانگى و نيم قنطوريون دقيق سورنجان مقل هر يك دو دانگ فرفيون يك دانگ اين يك شربت بود . صفت حب ضعيف سورنجان نيم درم صبر يك درم سقمونيا يك دانگ . صفت حب سورنجان بزرگ بگيرند ايارج فيقرا سه درم سورنجان چهار درم شحم حنظل دو درم و نيم شيطرح ماهيزهره هر يك دو درم بوزيدان نمك نفطى مقل هر يك سه درم غاريقون پنج درم سپند عاقرقرحا اشق جاوشير سكبينج هر واحد يك درم به آب سداب حب كنند شربتى سه درم تا چهار درم . صفت حب قوى هليلهء كابلى بليله آمله شيطرج قاقله ماهيزهره سقمونيا برابر شربت سه درم تا چار درم و صفت حب منتن و حب شيطرج در علاج فالج مذكور شد . صفت ماء الاصول قوى بگيرند پوست بيخ كبر پوست بيخ كرفس پوست بيخ باديان هر يك ده درم تخم كرفس باديان انيسون نانخواه سورنجان بوزيدان ماهيزهرج پوست حنظل شيطرج قنطوريون دقيق هر يك پنج درم همه را در سه رطل آب بپزند تا به نيمه آيد صاف كنند شربتى ده درم با يك درم يا يك مثقال روغن بيد انجير و معجون را مهران ضعف اعصاب و اوجاع مفاصل را سود دارد نسخه آن در قرابادينات مسطور است . صفت طبيخ كفتار و كفتار را بتازى ضبع گويند و لنگ را بتازى عرج نامند و گفتار كه در طبيخ به كار آيد پيرو ماده بايد و آن را ضبعة العرجا گويند از بهر آنكه كفتار چون پير شود لنگ گردد و طبيخ او بر اين گونه سازند كه بگيرند كفتار پير و آن را ذبح كرده در ديگ پر آب همچنان درست با پوست شكم ناشكافته اندازند و شبت و نمك نيز در آن انداخته چندان بجوشانند كه مهرا شود و آن آب را صاف كرده در آبزن اندازند چون نيمگرم شود چنان كه دست در آن توان داشت بيمار را در آن سه روز نشانند هر روز دو بار صبح و شام و هر بار دو ساعت در آن بنشينند و چون از آن بيرون آيند به آب گرم بدن را بشويند و پارچه بپوشند و از هواى سرد محفوظ مانند و اگر اين علاج در اول ماه كرده باشند در ميان ماه ديگر بار اين مطبوخ تازه كنند و سه روز ديگر هم بر اين ترتيب به كار برند و همچنين در آخر ماه و اگر كفتار بدست نيايد روباه يا گوشت گورخر بدل آن باشد . [ ابن الياس ] ابن الياس گويد كه اگر وجع مفاصل و نقرس بلغمى باشد هر صبح جلاب باديان و انيسون و اصل السوس هر واحد سه درم و از گلقند عسلى ده درم بنوشند و غذا مزورهء نخود شيره قرطم بفلفل و دارچينى و زعفران سازند و اين دوا تا روز ششم يا هشتم بدهند و چون نضج در قاروره ظاهر شود اسهال به اين حب آورند : صفت آن صبر سقوطرى سورنجان تربد خراشيده به روغن بادام چرب كرده هر واحد يك درم بوزيدان ماهيزهرج هر واحد نيم درم غاريقون نصف درم شحم حنظل دو دانگ نمك هندى يك و نيم دانگ مقل مصطكى هر واحد يك دانگ همه را باريك كوفته به آب كرفس سرشته حبها سازند و صبح بخورند و صبر كنند تا آنكه استفراغ نيك كند بعده در آخر روز بنخوداب و لحوم تيهو و دراج غذا سازند و دو سه روز راحت داده اين مقى بدهند تخم ترب و برگ و بيخ آن و تخم شبت و باديان و اصل السوس و بيخ خربزه هر واحد ده درم به آب خوب بجوشانند و صاف كرده نمك و عسل بر آن انداخته بنوشند بعد نوشيدن نخودآب نمكين و قى كنند و بعد فراغ از قى گلقند عسلى ده درم با باديان سه درم آميخته بخايند و فرو برند و از فواكه رطب حذر كنند و در ايام راحت هر صبح جلاب از سكنجبين عسلى ده درم يا از گلقند عسلى ده درم بدهند و غذا مزورهء نخود به شيره مغز قرطم سازند و اقسام تنقيهء بدن صاحب اين مرض كنند چه بلغم عسر النضج و تحلل است به يك مسهل يا دو مسهل متقلع نشود و در ابتدا بحبوب قوى الاسخان و اسهال جسارت نكنند كه آن گاهى رقيق را تحليل كند و كثيف از اخلاط باقى ماند و تحليل نشود و مرض طول كند و تضميد موضع به اضمدهء مسخنهء ملطفه سازند مثل اين ضماد : صفت آن زراوند طويل حب الغار جنطيانا هر واحد ده درم اشق صبر زيره هر واحد پنج درم همه را باريك سوده ضماد نمايند . ضماد ديگر نافع اين مرض بزر كتان لعاب تخم مرو لعاب تخم شاهسفرم هر واحد بست درم مغز حب القرطم سليخه مغاث هر واحد يك درم زنجبيل زعفران هر واحد نيم درم همه را باريك سوده به روغن سوسن و قسط و ناردين آميخته بجاى درد طلا نمايند كه نفع اين زود ظاهر شود يا ضماد سرگين گاو و غيره كه در قول صاحب كامل گذشت به كار برند و موضع را به آبى كه در آن مرزنجوش و قيصوم و غير آن كه در همان قول مذكور شد جوشانيده باشند بشويند و به روغنهاى گرم مثل روغن قسط و ناردين و بان مالش نمايند و تناول ترياق كبير و مثروديطوس نافع است و يا حب شيطرج بخورانند : صفت آن هليلهء زرد تربد هر واحد يك درم ايارج فيقرا يك مثقال شحم حنظل يك دانگ شيطرج هندى خردل زنجبيل وج هر واحد نيم درم نانخواه تخم كرفس انيسون سكبينج مقل هر واحد يك دانگ باريك بسايند و مقل را در آب كرنب حل كرده ادويه بدان