محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

401

اكسير اعظم ( فارسى )

تر دارند پس بجوشانند تا آن‌كه سوم حصه برود صاف كرده نگهدارند شربتى از هفت درم تا بيست درم با ماء الجبن و گاهى مغز خيارشنبر و سقمونيا اضافه مىسازند . و در نسخه ديگر افسنتين رومى سه درم داخل است و شربت ورد و اهليلجى نيز براى خارش نافع . ضماد گوگرد كه جهت جرب بارها آزموده است [ صفت آن ] گندهك آنوله سار نيله تهوتهه كميله مرداسنگ از هر واحد يك توله همه را باريك سائيده سه حصه نمايند و يك حصه در روغن زرد كه سيه چهار توله باشد آميخته بر بدن مالند و سه پهر گهرى در آفتاب نشينند بعد از آن حنا و آرد نخود در آب آميخته بر بدن ماليده و غسل نمايند و سه روز همچنين كنند و گاهى براى تقليل حدت دوا و دفع بوى گندهك كافور يك دو ماشه و ميعه سائله سه ماشه افزوده مىشود . ايضاً به نسخه معمول [ صفت آن ] آنبه هلدى گندهك آمله سار كميله بابچى سيماب فلفل گرد هر يك نيم توله توتياى سبز سه ماشه ادويه كوفته بيخته با سيماب كهرل نمايند تا رنگ دوا آسمان گون شود بعد از آن روغن چنبيلى نيم پاو انداخته سحق بليغ نموده به كار برند . ايضاً معمولى براى خارش [ صفت آن ] كبريت سيماب بزر البنج شنگرف هر واحد چهار ماشه سائيده سه حصه كنند و هر روز يك حصه در روغن گاو كه يك صد و يك بار شسته باشند آميخته بمالند . ايضاً كه مكرر به عمل آمده [ صفت آن ] گندهك آبله سار نيله تهوتهه سوخته سيماب پهنكرى بريان منسل هر يك شش ماشه سوده در روغن زرد كه يك صد و يك بار شسته باشند شش توله آميخته طلا نمايند و بعد دو گهرى به آب نيم‌گرم غسل كنند و از آرد نخود بشويند در سه روز خارش دفع مىگردد . ايضاً كه براى جرب بهتر از اين نسخه نيست [ صفت آن ] تخم پنوار بابچى تخم ترب گوگرد هر واحد يك مثقال توتياى سبز نيم مثقال فلفل سوخته برگ حنا هر يك پنج ماشه مرداسنگ كميله آملهء سوخته نوشادر هر واحد يك درم سيماب سه ماشه مغز تخم نيب ده درم انزروت كافور سهاگهء بريان هر واحد يك درم روغن گاو ده درم همه را در ظرف كاسنى خوب حل كرده طلا سازند و بمالند و بعد سه گهرى به آب نيم‌گرم غسل كنند . ضماد شنگرف كه براى جرب در عمل است [ صفت آن ] شنگرف هشت ماشه نيله تهوتهه مرداسنگ كميله هر واحد شش ماشه سند در هفت ماشه سيماب سه ماشه حنا دوام روغن زرد نيم پاو اول سيماب و تهوتهه و مرداسنگ سائيده ادويه ديگر آميخته كهرل كرده نگهدارند و طلا كرده بر بدن مالش كنند و بعد دو گهرى غسل نمايند . ضماد نافع جرب و معمول [ صفت آن ] مرداسنگ سفيدهء كاشغرى كته سفيد حناى خشك هر يك شش ماشه توتياى سبز كافور رس كپور هر واحد سه ماشه كميله نه ماشه سنگ جراحت چهار ماشه همه را باريك سائيده در روغن زرد كه بيست و يك بار به آب شبينه شسته باشند بياميزند و طلا كرده باشند . ايضاً كه به جهت جرب و آبله مستعمل [ صفت آن ] مرداسنگ حنا كميله چونه برى خشك هر واحد يك جزو نيله تهوتهه نيم جزو كته شش جزو كوفته بيخته در روغن تلخ يا شيرين آميخته بمالند و ساعتى در آفتاب نشينند . طلا مجرب جهت جرب و حكه و كوفته [ صفت آن ] مرداسنگ هر يك چهار دام نيله تهوتهه برشته يك دام كوفته بيخته به آب برگ تنبول كهرل كنند تا همچون مرهم شود بمالند و گاهى برگ حنا و كته و خصوص روغن حنا افزوده و بسيار مفيد يافته . نوع ديگر كه جرب مطلب را مجرب است و حكيم عابد گفته كه تجربه كردم و بىنظير يافتم [ صفت آن ] بگيرند كبريت و حنا هر واحد يك مثقال پوست هليلهء زرد و سيماب مقتول و شيطرج هر يك نيم مثقال فلفل يك دانگ روغن چكتى دنبه بيست مثقال به دستور معمول مرتب ساخته شب طلا نمايند و صبح در حمام به آب سبوس و سركه بشويند . و عماد الدين محمود طلاى اشنان مخلوط به سركه را تجربه كرده . لطوخ براى هر دو نوع جرب تر و خشك مجرب حكيم ممدوح اگر تا معصمين بدان لطوخ كنند جرب را از جميع بدن بر طرف نمايد [ صفت آن ] نفط سفيد زرنيخ زرد هر واحد يك درم نوشادر نيم درم نمك هندى يا اندرانى سه ربع درم به كار برند . نوع ديگر از مجربات حكيم على [ صفت آن ] زنگار يك درم حنا دو اوقيه هر دو را سائيده به روغن تخم كتان خمير كرده بر هر دو دست و پاى خضاب كرده بخوابند و صحيح بشويند . مرهم به نسخهء حكيم علوى خان [ صفت آن ] سيماب دو توله نيله تهوتهه شش ماشه حناى خشك نيم پاو روغن مادهء گاو پاو آثار همه را در ظرف آهنى با دسه آهنى تا چهار پاس حل كنند بعده در آفتاب نشسته بر بدن خوب بمالند بعد چهار گهرى آرد نخود به آب آميخته بر بدن ماليده از آب سرد غسل نمايند و همچنين سه روز استعمال كنند . مرهم كه جهت آبلهء خارش و آتشك فائده دارد [ صفت آن ] كتههء سرخ كتههء سفيد صندل سرخ صندل سفيد مرداسنگ هر يك دو توله كافور چنى سه توله سائيده روغن گاو نيم پاو يك صد و يك مرتبه به آب شسته آميخته حل نمايند و حسب حاجت هر روز ماليده باشند تا يك هفته . معجون شاهتره دافع فساد خون و گرمى مزاج و مفيد جرب و حكه [ صفت آن ] پوست هليلهء زرد و كابلى پوست هليله آمله برگ سرپهوكه هليلهء زنگى هر واحد يك توله شاهتره دو توله چرائته اصل السوس هر يك دو درم تخم خشخاش دو مثقال كوفته بيخته به روغن گاو چرب كرده بسه چندان قند به قوام آورده آميزند . معجون كه براى جر ب يدين مجرب نوشته [ صفت آن ] تربد سفيد چهارده درم مغز چلغوزه ده درم و نيم مغز بادام مقشر باديان هر يك هفت درم اصل السوس سه نيم درم مصطكى دو مثقال زردچوب و دو درم ايرسا يك نيم درم كوفته بيخته با شهد هم چند بياميزند خوراك يك توله وقت شب و حنا هشت مثقال گوند سهجنه يك مثقال در آب پخته نيم گرم ضماد كنند تا يك هفته . اقوال مجربين : [ مسيحى ] مسيحى گويد كه در جرب حاد كه از عفونت خون غليظ حادث مىشود بايد كه ابتدا به فصد كنند پس اسهال بهليله و شاهتره به مرات نمايند و بعد تنقيه طلا استعمال سازند و معالجهء جرب رطب به ادويهء بسيار خشك كنند مثل اين دوا كنند كندش دو درم زراوند طويل چهار درم عروق الصباغين سه درم خاك سيماب دو درم سائيده به سركه و روغن گل سرشته در آفتاب يا در حمام طلا كنند .