محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

400

اكسير اعظم ( فارسى )

سه توله بست و يك بار شسته حل كرده بر بدن بمالند و چهار گهرى در آفتاب نشينند بعده آرد نخود و حنا ماليده غسل كنند و سه روز متواتر به عمل آرند و گاهى وزن نيله تهوتههه هم سه ماشه كرده مىشود . ايضاً از مجربات حكيم على [ صفت آن ] كبريت زرد صاف ده درم باريك بسايند و با صد درم پيه گوسفند مخلوط كنند و ده درم ميعهء سائله اضافه كرده بر بدن بمالند كه جرب متقح را هيچ چيز مثل اين نيست و جرب كهنه در يك هفته زائل مىشود . و اگر زرنيخ در روغن كنجد بپزند و آن روغن بمالند نيز اين عمل كند و در جرب خشك نيز نافع بود و ميعهء سائله براى دفع بوى كبريت است . ايضاً معمول حكيم علوى خان براى جرب و قوبا [ صفت آن ] توتياى كرمانى تخم پنوار هر يك يك توله مغز تخم خربزه مغز تخم خيارين كالى زيرى هر يك دو توله در سركه و روغن گل هر يك چهار دام كهرل سازند تا مثل مرهم شود پس بمالند و غسل فرمايند . دوائى كه در جرب رطب و يابس عجيب التأثير و مغنى از سائر تدابير است : [ صفت آن ] گندهك چوك مرداسنگ سهاگه كميله كته سفيد پهنكرى منسل هر واحد شش ماشه نيله تهوتهه سه ماشه همه را باريك سائيده در روغن سرسون حل كنند و بمالند و بعد دو سه گهرى از آب سرد غسل نمايند . ايضاً نافع براى خارش بدن و خصيه و قضيب [ صفت آن ] انار ترش يك عدد در سركهء انگورى بظرف مسى بىقلعى بپزند تا مهرا شود پس در كهرل انداخته گوگرد زرد پوست هليلهء زرد توتياى كرمانى مغز تخم خربزه بريان مغز تخم خيارين مغز تخم كدو بريان تخم پنوار پوست كدو سوخته حضض مكى هر واحد يك مثقال كوفته بيخته داخل كرده خوب حل كنند پس روغن گل به قدر حاجت انداخته درهم سازند تا مانند مرهم شود بر بدن بمالند . ايضاً [ صفت آن ] سفيدهء كاشغرى شش ماشه شاهتره هفت ماشه مرداسنگ هليلظ زنگى هر يك چار ماشه چوك دو ماشه كافور يك ماشه همه ادويه باريك سائيده در روغن چنبيلى حل كرده مالش نمايند و معجون شاهتره با عرق شاهتره مىخورده باشند غذا كم نمك . ايضا [ صفت آن ] گوگرد ده درم توتياى سبز بريان سيماب سهاگه هر يك نيم درم در روغن گاو كه بيست و يك بار شسته باشند آميخته بر بدن بمالند و بعد دو گهرى غسل كنند . و بدانند كه اگر برگ نيب نيم اثار در پنج آثار آب بجوشانند چون چهارم بماند صاف كرده از آن آب روغن كه ادويهء خارش مىآميزند بشويند بعده به ادويه آميخته به كار برند بسيار مفيد گردد . ايضاً كه در يك روز دفع مىكند [ صفت آن ] سم الفار سه نيم ماشه كبريت توتياى هندى هر يك هفت ماشه سائيده با روغن گاو پنج شش توله در ظرف آهنى با دستهء چوب نيب تا چهار گهرى بسايند بعده سواى سر و گردن و بغل و كنج ران بر همه بدن ماليده در آفتاب نشينند به‌نحوىكه سر تا به گردن در سايه باشد و بعد يك پاس گل زرد و كنجارهء روغن بر بدن خوب ماليده غسل نمايند و بعضى اوقات تنها سم الفار به قدرى كه و ماشه سوده در روغن رونسه آميخته بمالش آن صاحبان جرب كهنه را ايما نمودم و در عمل يك‌دو بار صحت كلى حاصل شد . روغن كه براى خارش بى عديل است [ صفت آن ] بابچى يك توله هر تال زرد شش ماشه سنكهيه چهار ماشه جداجدا سائيده آميزند پس روغن سرسون پاو آثار در كوزهء گلى كه زير او گل چسپانيده و گلوى او در چوب دو شاخى بسته باشند انداخته بر آتش گذارند چون روغن خوب گرم شود ادويهء مسحوقه اندازند وقتى كه خوب سوخته شوند آن روغن را در طشت بر آب ريزند و از آب بالاى آب روغن بدست بردارند به‌طورىكه مسكه از دوغ بر مىآرند و وقت صبح بر بدن بمالند و بعد چند ساعت آرد نخود ماليده غسل نمايند . و اگر سير مقشر هشت نه جوه و برگ كنير سى و يك عدد عوض بابچى و سنكهيه در روغن مذكور سوخته و از آتش فرود آورده حل كرده به كار برند جرب و سعفه و قوبا و سائر بثور كه آب از آن جارى باشد مجرب و بيغائله است . نوع ديگر براى جرب رطب و آملهء كه به سبب فساد خون با خارش شديد باشد و از كثرت خارش و طول مدت جلد سياه و سطبر مثل جلد فيل شده باشد از مجربات والد مرحوم است [ صفت آن ] برگ كنير سفيد سه آثار خرد خرد كرده در آب يك سبوى كلان تا سه پاس بپزند بعده روغن كنجد پاو آثار در آن انداخته سه چهار جوش داده فرود آرند و در ظرفى پر از آب سرد آن آب و برگ و روغن بريزند چون روغن بالاى آب آيد آن را از دست بر كنارهء جام جمع كنند به دستورى كه روغن از ماست مىگيرند و در آن روغن توتياى سبز يك درم سفيدهء قلعى دو درم شب يمانى يك درم مرداسنگ يك مثقال رسكپور دو مثقال باريك سائيده مخلوط كرده مالش نمايند و اگر از آن آب و برگ بدن را بشويند نيز فائده بخشد . سفوف گز كه براى جرب و سعفه و سوزاك و آتشك و هر قسم آبله كه باشد بسيار مفيد است و خصوصاً بعد از تنقيه و بارها به تجربه رسيده [ صفت آن ] پوست هليلهء زرد چهار ماشه پوست هليلهء كابلى سى ماشه پوست بليله چوب گز هر يك يازده ماشه آمله هليلهء سياه هر يك ده ماشه شاهتره سه ماشه گل سرخ شش ماشه ريوند چينى پنج ماشه برگ سناى مكى بيست ماشه كوفته بيخته هم وزن ادويه شكر سفيد آميخته سفوف سازند خوراك يك توله يا نه ماشه صبح به آب نيم‌گرم اگر مزاج مساعدت نمايد على التواتر بخورند و الا دو سه روز خورند و موقوف نمايند و باز شروع كنند و صغير السن و ضعيف المزاج را كمتر از اين قدر بايد داد . شربت شاه‌ترهء مدبر طبع را نرم كند و اخلاط بلغمى و سوداوى محترقه برآرد و جرب و حكه و جذام را نافع و تسكين اخلاط صفراويه كند [ صفت آن ] تخم كشوث سه درم گل سرخ زرشك بيدانه هر يك پنج درم گل بنفشه هفت درم پرسياوشان اصل السوس بسفائج سبز سناى مكى گل گاو زبان هليلهء سياه پوست هليلهء كابلى هر يك بيست درم پوست هليلهء زرد تمر هندى هر يك سى درم آلوبخارا گل نيلوفر تازه هر يك سى عدد عناب سپستان هر يك پنجاه عدد آنچه كوفتنى است نيم‌كوفته در ده آثار آب شاهتره يك شبانه‌روز