محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
399
اكسير اعظم ( فارسى )
شيره كاسنى شربت نيلوفر خاكشى دهند و مرهم سفيداب كافورى از موم و روغن گل و سفيدهء كاشغرى و مرداسنگ و كات سفيد ساخته ضماد نمايند . و اگر خارش در همه بدن مثل چههاى آتشك باشد بعد فصد تجويز مسهل كنند و عناب پنج عدد شاهتره تخم كاسنى كوفته گل سرخ هر يك شش ماشه گاو زبان افتيمون افسنتين نيلوفر هر يك چهار ماشه شب در آب گرم بخيسانند صبح جوشانيده صاف نموده گلقند دو توله داخل كرده بنوشند بعد دو سه روز وزن افتيمون بصره بسته شش ماشه كنند و چرائته دهمايه باديان گشنيز خشك اسطوخودوس هر يك شش ماشه آلوبخارا هفت دانه عوض گاو زبان و افسنتين داخل كرده بدهند و دو سه روز ديگر منضج داده سناى مكى نه ماشه پوست هليلهء زرد شش ماشه داخل كرده فلوس خيارشنبر پنج توله ترنجبين چهار توله روغن بادام پنج بادام پنج ماشه افزوده مسهل دهند و بعد سه مسهل اطريفل صغير يك توله خورده شيره عناب پنجدانه شيره دهمايه شيره كاسنى هر يك شش ماشه سكنجبين افتيمونى دو توله داخل كرده بنوشند و دواى مالش خارش به كار برند باز شاهتره چرائته صندل سرخ پوست هليلهء زرد هر يك شش ماشه خارشتر چهار ماشه در آب گرم خيسانيده صبح صاف كرده شهد دو توله داخل نموده بنوشند باز شيره خيارين شيره تخم شاهتره هر يك شش ماشه عرق شاهتره دو توله سكنجبين ليمونى دو توله داخل كرده بنوشند بعده ماء الجبن تجويز نمايند و اطريفل شاهتره تيار سازند . ذكر ادويهء مفرده نافع جرب و حكه : سويدى گويد كه آرد ترمس تلخ و سعد باريك سوده به سركه سرشته طلا كردن مجرب من است و كذا سبوس گندم به سركه پخته و كذا روغن شيطرج بلبن حامض . و گويند كه ضماد شب يمانى با سركه و عسل و يا با برگ كرم و عسل پخته و يا با عصارهء برگ كرم در حمام و كذا پشك بز سوخته به سركه سرشته در حمام و كذا پنير كهنه و سعد و سركه در حمام و كذا روغن گندم و كذا مويزج به زرنيخ سرخ و زيت و يا به سركه و كذا ماميران كذا شيطرج به سركه و كذا كبه يكج به سركه و يا به روغن گل و كذا كبريت بعلك البطم و سركه و يا بنطرون مساوى و سركه و كذا كندش به زيت و يا به سويق و سركه و كذا شونيز به سركه و روغن گل و كذا زاج سوخته زردهء بيضهء مشوى و روغن گل و يا به سركه و آب گشنيز و كذا شير انجير به سويق سرشته و كذا برگ خرزهره به زيت و مرداسنگ و كذا مرقشيشا به سركه و كذا سيماب و كبريت و نمك و يا بمرداسنگ و كندش و روغن كنجد و كذا كف دريا به سركه يا به شراب و كذا زنگار و صمغ بطم و مس سوخته و نطرون و كذا خربق سفيد به شير و كذا روغن شيطرج چون شيطرج را در شير تازه بپزند تا مهرا شود صاف كرده به وزن او زيت انفاق آميخته باز بجوشانند تا شير فانى گردد و زيت بماند و كذا مرداسنگ و سيماب مقتول و ميعهء سائله و برگ دفلى به آب سوده و كذا نطرون و قلقند و زنگار به سركه و كذا عصفر به سركه و زيت آميخته و كذا پيه بز و زرنيخ زرد و زيت و كذا به روغن زرد حنا سرشته و كذا ماش به سركه پخته و كذا بلحم شلجم به سركه و كذا بقم سوده به سركه و يا به آب باديان سبز آميخته و كذا آب ترب و كذا سركه و عسل و سير سائيده . و شرب تخم شاهتره و كذا افتيمون و كذا تخم بادرنجبويه كوفته و اكل بقلهء آن و كذا سناى مكى و كذا درونج و كذا خطمى و كذا آب خارخسك و كذا گاو زبان مسلوق به روغن بادام و كذا تخم مرد و كذا انزروت سه روز متواتر هر روز يك درم هر واحد نافع جرب است و به قول حكماى هند چون يك دام تخم پنوار را كوفته و نيم رطل جغرات حل نموده در ظرف گلى آب نارسيده در سه روز بگذارند كه متعفن گردد بعد از آن بر بدن بمالند از براى جرب مفيد بود . و اگر قدرى نيله تهوتههه نيز اندازند بسيار نافع بود . و اگر تخم پنوار از يك مثقال تا سه درم هر صباح همراه آب سرد بخورند در ازالهء حكه و جرب و قوبا و ريختن مو و رفع هر فسادى كه در اخلاط پيدا شود نافع است و از مجربات حكيم على . و اگر شنگرف شش ماشه جوكوب نموده آتش در ظرفى گرفته جائى كه آبله بود مقابل آن بسوزند و چادر بر سر گرفته دود آن به موضع آبله رسانند و سه چهار روز متصل بكنند مجرب حكيم علوى خان است . ذكر ادويهء مركبه كه در جرب معمول راقم است : اطريفل شاهتره موافق نسخه معمولى كه مداومت آن رافع جرب است [ صفت آن ] پوست هليلهء زرد پوست هليلهء كابلى هليلهء زنگى پوست بليله آمله گل سرخ افتيمون صندل سفيد به گلاب سوده سرپهوكه گشنيز مقشر قصب الزريره هر يك دو درم مغز تخم كدو شيرين چهار درم برگ شاهتره ده درم كوفته بيخته به روغن گاو چرب كرده بسه وزن شكر سفيد مقوم به سرشند خوراك تا دو توله و نسخه متعارف آن در قرابادين مسطور است . حب كبريت كه جرب و قوبا را نافع بود و اصلاح خون نمايد و مكرر به عمل آمده [ صفت آن ] گوگرد آمله سار مغسول به شير سه جزو پوست هليلهء زرد و جزو پوست بليله آمله هليلهء زنگى سرپهوكه اصل السوس صندل سرخ شاهتره هر واحد يك و نيم جزو گيرو گل سرخ گل نيلوفر هر واحد يك جزو كوفته بيخته به قدر نخود حبها سازند شربت يك مثقال به عرق شاهتره اقل يك هفته و اكثر تا پانزده روز خورند . دوايى كه به جهت خارش به عمل مىآيد [ صفت آن ] عناب شاهتره گاو زبان گل مندى برمدندى صندلين سرپهوكه چرائته برگ حنا پوست هليلهء زرد برادهء شيشم برادهء چوب آبنوس برادهء چوب بجيسار هرن كهرى نگند با برى وقت شام در آب گرم تر نمايند صبح صاف كرده شهد يا شربت نيلوفر موافق مزاج داخل كرده بنوشند و مالش بر جرب از سيماب شش ماشه گلاب چهار توله آب ليموى كاغذى يك توله آب گشنيز تازه آب شاهترهء تازه آب سرپهوكهء سبز روغن گل هر يك دو توله سهاگهء بريان دو ماشه پهنكرى بريان نه ماشه در كهرل سحق نموده بر بدن بمالند . ايضاً كه مجرب است [ صفت آن ] حنا كميله كته پاپريا مرداسنگ هر يك چار ماشه سيماب سه ماشه نيله تهوتههه بريان دو ماشه دانه الايچى سفيد يك ماشه اولًا هر سه ادويهء اول را با سيماب بسايند پس ديگر اجزا داخل كرده خوب سائيده در روغن زرد كه يكصد و يك مرتبه شسته باشند آميخته بمالند تا سه روز . ايضاً كه در جرب يابس و رطب همواره معمول است [ صفت آن ] كافور گوگرد آمله سار هر يك سه ماشه نيله تهوتههه يك ماشه باريك سوده در روغن گاو