محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
347
اكسير اعظم ( فارسى )
گفته كه شخصى از اجلهء سادات و اعزهء امراى اعظام كثير الاولاد بود وقتى كه كثرت بروز جدرى به اطفال و يد و منافع شربت كدر شنيد ارادهء تركيب او نمود ليكن جميع ادويهء او از رطوبات و عصارات ميسر نشد پس برادهء چوب كاوى در آب جوشانيده صاف نموده به اضافهء شكر به قوام آورد شربت ساخت و بعض اطفال را بعد آمدن تب نوشانيد و جدرى برنيامد و بعضى را كه اندك جدرى برآمده بود و باقى در طريق خروج بود نوشانيد و آنچه در مسلك خروج بود برنيامد بعده استعمال آن شربت در جميع اطفال نمود و نافع آمد و بعد استعمال اين شربت طفلى هلاك نشد . [ ملا ارزانى ] ملا ارزانى گويد كه هرگاه تب جدرى ظاهر شود و خون غالب بود رگ باسليق يا اكحل يا قيفال زنند پس اگر خون غالبتر بود و مانعى نباشد چندان خون بگيرند كه غشى افتد . و اگر از فصد مانعى بود حجامت يا ارسال علق فرمايند و كمتر از دوازده ساله را فصد نشايد و كذلك آن را كه يك ساله نباشد حجامت نبايد فرمود و بعد اخراج خون بر غليان او نظر كنند كه قويست يا غير قوى اگر قوى الغليان باشد چيزى كه مغلظ و مبرد و مسكن خون باشد خوردن دهند تا لختى جوش او فرو نشيند . و اگر غليان خون قوى نباشد حاجت بتغليظ و تبريد نبود بلكه بعضى به هيچ حال در حماى جدرى و حصبه اگرچه بثور ظهور نكرده باشد رخصت ندادهاند بتغليظ و تبريد خون و هر چونكه بود مبالغه در تبريد نشايد خاصهً اگر اتفاق تنقيه نيفتد و سزاوار آن است كه در اين تب تليين طبع نفرمايد مگر در حماى آبله كه از قبيل بلديه باشد يعنى بدن ممتلى نمايد اما رنگ بشره سرخ نباشد و تب گران بود و سخت فروزان نباشد و نبض موجى بود كه در اين حالت از تليين چاره نباشد بلكه در حماى بلديه حاجت به فصد كمتر بود و به اسهال بيشتر . [ بعضى متأخرين ] بعضى متأخرين مىنويسند كه در تب جدرى اگر مريض جوان دموى مزاج و فصل و بلد گرم بود و آبله در آن بلد شيوع يافته باشد و علامات كمال غلبهء خون از سرخى رنگ و در عروق و عظم و سرعت و امتلاى نبض و سرخى قاروره و غيره واضح گردد و مانعى از اخراج خون نباشد به قدر احتياج خون برآرند از رگ سر و رو يا رگ بينى و يا رگ پيشانى و يا شرط گوش اگر درد سر عظيم و اختلال حواس و درد گلو باشد و از رگ هفت اندام اگر درد اعضا شديد و درد گلو و حجب و التهاب باطن باشد و از رگ باسليق و حبل الذراع اگر درد گلو و حجاب و التهاب قلب و جگر و معده و درد اينها و گروه و كمر و حبس حيض باشد و از رگ مابض و صافن اگر درد گرده و كمر و پشت و احتباس حيض و بواسير باشد . و اگر با وجود دلائل مذكوره خون نگيرند خوف هلاكت و يا فساد اطراف و يا انتقال بفلغمونى و يا ماشرا و يا دبيله و يا دماميل است . و اگر مريض طفل كمتر از چهارده سال و يا كبير كه سن او از پنجاه و شصت سال گذشته يا ضعيف المزاج يا حامله باشد و دلائل بر شدت غلبهء خون دلالت كند زلو بچسپانند و يا حجامت نمايند و به قدر ضرورت خون بگيرند و در درد كمر شديد چسپانيدن زلو در انتهاى فقرات پشت بسيار مفيد دانستهاند و آنجا كه علامات غلبهء خون ظاهر تر نباشد زنهار معترض خون گرفتن نشوند و به هيچ وجه خون نگيرند جهت آنكه اگر خون كم كرده شود باعث ضعف قوتها مىشود و از مواد چيزى كه به سوى ظاهر آمده است به باطن مىگردد و اين بسيار بدست خصوص در ملك هند و بلادى كه مردم آنجا ضعيفالقوى باشند كه در باب اخراج خون ايشان كمال احتياط مرعى باشد داشت تا ضرورت بسيار داعى نشود در هيچ وقت اقدام بر آن نبايد كرد و بعد اخراج خون متوجه اطفاى آن شوند بخورانيدن ادويه و اشربه و عرقيات و اغذيهء مطفيه و مغلظه مانع از غليان و مقوى قلب و دماغ و جگر مانند ماء الشعير كه در قول صاحب كامل گذشت و يا جمار و طلع در آن پخته با شربت كاوى و جمار نخل يا نيلوفر و يا با شربت صندل و آلو يا رب اينها اگر صفرا غالب باشد و يا عرق كاوى يا جمار يا نيلوفر يا عناب يا بيدمشك يا عرق بهار بيد اگر گرمى بسيار در مزاج باشد و يا عرق گاو زبان و صندل اگر ضعف قلب باشد و يا مرواريد ناسفته يك دانگ فادزهر معدنى نيم دانگ سوده و خاكشى سنگشو يكدو مثقال و يا شيره تخم خرفهء مقشر و شيره عنب الثعلب با شربت عناب يا كاوى يا جمار يا طلع و يا ماء الشعير با يكى از اشربهء مناسبه اگر گرمى بسيار در مزاج باشد و از ادويهء حاره مخصوص محرور مزاجان را دور دارند و تبريد بسيار هم ندهند كه مضر است و از اسهال و قبض بسيار نيز دور دارند زيرا كه هر دو بسيار بدست و خصوصاً بعد از بروز جدرى . و اگر احتياج تليين و اسهال شود قبل از بروز آن بملينات خفيفهء مزلقه تليين نمايند به مثل نقوع فواكه حامض به شيرخشت يا آب انار با بشحم افشرده به شكر اگر سرفه نباشد و صفرا غالب بود و الا بنقوع فواكه حلو يا مغز خيارشنبر در آب هندوانهء شيرين كه شب خيسانيده صبح صاف كرده با شيرخشت و روغن بادام شيرين و بعض لعابها مثل لعاب بهدانه و ريشه خطمى و اسپغول و يا شيرخشت را در ماء الشعير حل كرده