محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

348

اكسير اعظم ( فارسى )

صاف نموده بخورانند . صفت نقوع فواكه حامض تمر هندى منقى پنج توله آلوى بخارا زردآلوى سياه هر يك پانزده دانه عناب سپستان هر يك بيست دانه در آب خالص با عرق عنب الثعلب و كاسنى و شاهتره و گاو زبان و باديان شب بخيسانند و صبح اندك ماليده صاف نمايند پس چهار توله شيرخشت در آن حل كرده باز صاف نموده بدهند . صفت نقوع فواكه حلو انجير زرد هفت عدد عناب سپستان مويز منقى خوبانى كه زردآلوى خشك است از هر يك بيست دانه در عرقيات مذكوره و عرق نيلوفر از هر يك نيم پاو شب بخيسانند و صبح ماليده صاف نموده به دستور با شيرخشت بخورانند و اوزان اين هر دو نوع متوسط است ضعفا و اطفال را كمتر و اقويا را زدياده نمايند . و اگر از براى اقويا قدرى مغز خيارشنبر نيز در آن حل كنند و روغن بادام بر آن ريخته بدهند بد نيست و بايد كه مسهل قوى ندهند و از استعمال ترنجبين اجتناب نمايند و غذا بمزورهء ماش مقشر و يا عدس مقشر پخته به آب انار چاشنىدار نموده به روغن بادام مطيب سخته و يا عدس و يا جو و يا ماش مقشر با عناب پخته و گوشت و روغن مطلقاً نبايد داد اما روغن اگر بعد از دوازدهم و چهاردهم اندكى بدهند بد نيست و اما گوشت تا بيست و پنجم نبايد داد و يا هر روز عناب ده دانه در عرق گاو زبان و عرق چوب بيخ كاوى و عرق عنب الثعلب و عرق نيلوفر هر يك ده مثقال عرق كاوى يا عرق جمار پنج مثقال خيسانيده يا جوشانيده صاف كرده با دو مثقال خاكشى سنگ‌شو نموده يك دانگ مرواريد سوده خورانيده بنوشانند . و اگر عرق گاو زبان حاضر نباشد يك درم برگ گاو زبان داخل نمايند و مرواريد سوده را ترك نمايند هر روز دو وقت يا آنچه مناسب باشد بخورانند زيرا كه اين را نيز تاثير قويست در تقويت قلب و حفظ قوى و ارواح و خوردن حريره‌هاى شيره جو و گندم يا شيره عدس بسيار كم شيرينى يا بىشيرينى بسيار موافق است تدبير بعد از بروز جدرى چون جدرى دريرآمدن شروع كند و دانه‌ها مثل سرسوزن و كيك و پشه گزيده نمودار شود و نقوع عناب در عرق الثعلب عرق گاو زبان به اندك شكر و خاكشى به قدر مناسب بدهند و به قول حكيم اكمل خان در آن عرق شاهتره و شربت نيلوفر داخل نبايد كرد زيرا كه اين هر دو گاهى تأخير در ظهور جدرى مىكنند مگر آن‌كه چون تب اشتداد نمايد و بخار به سوى دماغ و قلب تصاعد نمايد در آن هنگام آنها را مع ديگر مبردات مثل شيره مغز تخم كدو و مانند آن استعمال نمايند و محاجم بىشرط به عمل آرند و به آب مطبوخ ادويهء مبرده پايها بشويند و بر آن نطول سازند و لخلخه و غيره استعمال كنند . و فاضل سرهندى در مثل اين حالت امر به اخراج خون قدر حاجت بچسپانيدن زلو فرموده و نزد حكيم اكمل خان اين امر در مرتبهء جوازست و تا به شدن مريض بر دواى مذكور اقتصار نمايند . و چون جدرى در بر آمدن دير نمايد و روز چهارم هم بگذرد كه بتمامه بر نيايد بايد كه در آن دوا انجير زياده نمايند و گاهى عدس مسلم و سبوس گندم و شكر سرخ نيز اضافه نموده مىشود . و اگر انجير فقط بجوشانند و قدرى زعفران در آن آميخته بنوشانند نيز مفيد بود و مطبوخ كه در قول بوعلى سينا خواهد آمد نيز در اخراج جدرى مستحسن است . و حكيم شريف خان مىنويسند كه انجير چهار عدد يا پنج عدد مويز منقى هفت عدد عدس مقشر دو درم تا سه درم عناب پنج دانه جوش داده استعمال كردم و در اخراج جدرى كثير المنفعت يافتم . و گيلانى نوشته كه قدرى قرص عنب را حل كرده دادن در ابراز جدرى فعل انجير كند و از آن قويست در تقويت مزاج و ارواح و براى حفظ قلب و سائر اعضاى باطنى يك دانگ مرواريد سوده با عرق گاو زبان و عرق بيخ كاوى و عرق گل آن و يا عرق جمار و يا شربت كاوى ساده بخورانند تا مدت انتها و كمال بروز و نضج . و ايضاً براى سهولت بروز بى درد و الم هر روز يك دانگ برگ گل لاله اگر سفيد باشد بهتر و الا گلابى يا سرخ سائيده با عرق كاوى و عرق زردك . و اگر عرق زردك نباشد آب كوبيدهء افشردهء آن از هر يك سه چهار مثقال بخورانند و زود متوجه حفظ بعضى اعضاى شريفهء ظاهرى و باطنى شوند و تدبير حفظ آنها جدا مسطور خواهد شد . و اگر عرق عناب در قرح انبيق بكشند و به شكر شيرين كرده صاحب جدرى را در ابتداى مرض او بنوشانند بالخاصيت نفع عظيم بخشد و مجرب سويديست و كذا عدس مقشر پنج درم گشنيز خشك پنج درم عناب بيست عدد خوب جوش داده سرد كرده تمام روز همچنان بگذارند و نزد خواب صاف كرده با شربت نيلوفر بنوشانند و همچنين ادويه را وقت شام جوشانيده شب تر كرده صبح بنوشانند كه مجرب حكيم ممدوح است و اين دواى والد نواب علوى خان كه در بروز حصبه و جدرى قلق و سوزش و خفقان پديد آيد آن را فى الفور مىدهد زهرمهرهء خطائى يك ماشه مرواريد ناسفته سوده يك و نيم ماشه در شربت گاو زبان ساده و شربت ياقوت هر واحد يك توله ورق نقره يك عدد شربت عناب و كيورا هر يك دو توله در عرق مكوه و عرق بيدمشك و نيلوفر