محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

305

اكسير اعظم ( فارسى )

ديگر پشك گوسفند زفت رومى مقل داخليون زراوند مدحرج مساوى به شيره انجير خام سرشته بر پارچه كشيده ضماد نمايند . ديگر منضج ورم صلب و مفجر توتياى سبز سهاگهء بريان سجى هلدى هر واحد يك ورم ميدهء گندم تخم حلبه هر يك دو درم چهال پيپل ريوند چينى هر يك شش درم جدا جدا كوفته بيخته در آبى كه برگ سنبهالو و برگ نيب جوش داده باشند آميخته ضماد نمايند . مرهم اشق كه در تحليل صلابات و خنازير و سلعه از مجربات حكيم على است خردل كف دريا زراوند طويل تخم انجره كبريت زرد مقل اشق هر يك دو جزو زيت كهنه دوازده جزو ادويه را به غايت نازك بسايند كه مثل غبار گردد و مقل و اشق را در زيت حل كنند و ده جزو موم زرد گداخته اضافه كنند و ادويه را بر آن ريزند و بمالند تا مرهم شود . و چون خواهند كه استعمال كنند يك جزو از اين مرهم و يك جزو روغن گل و يك جزو روغن زيت با هم مخلوط كرده ضماد كنند و اجتناب از مبردات و مرطبات و التزام گرسنگى و تشنگى بيمار را لازم است . و ايضاً اين مرهم عظيم المنفعت است در تحليل اورام صلبه و غدديه و سرطانيه و شخصى شصت ساله را بر معدهء او غده سقيروسى به شكل كره قريب نصف قطعهء آن بود و قطر قاعدهء او درازتر از يك شبر بود و اين مرض زياده از سى سال داشت پس علاج او بدين مرهم نموديم و در مدت چهار ماه صحت يافت و اين مرهم نزد ما كثير الاستعمال است و به طريق مختلف استعمال آن مىنمائيم گاهى به طريق مرهم و گاهى بطور ضماد بطبخ و غيره چنانچه ادويهء او مثل غبار سائيده و زيت و موم را حذف كرده و مقل و اشق را به سركه تند حل كرده ادويهء مسحوقه بدان آميخته ضماد كرده مىشود و غائص‌تر و سريع‌تر در نفع مىگردد و فائده عظيم‌تر مىنمايد ليكن گاهى جراحت قليلى مىكند . و اگر برگ خطمى سفيد كوفته به گلاب بپزند تا مثل خمير گردد بعده به مرهم مذكور و مرهم داخليون مساوى سرشته بر ورم گذارند در انضاج دماميل و تحليل اورام صلبه حتى كه مادهء خنازير افعال عجيبه و آثار غريبه از آن بظهور مىرسد . اقوال اكابر : [ ابو سهل ] ابو سهل گويد سقيروس كه از بلغم غليظ حادث شود علاجش به اشياى ملين نمايند و اشيائى كه نرم كند بايد كه مزاج آنها از حرارت در درجه دوم يا سوم باشد و بايد كه از يبوست در درجه اول باشد و مع ذلك واجب است كه مسدد مغرى باشد به مقدار اندك تا ورم را تحليل بسيار نكند و تجفيف و تصليب او ننمايد و بايد كه يك بار تليين او و بار ديگر تحليل او نمايند اما تليين بهر آن است كه بدان خلط غليظ مستعد براى تحليل گردد و تليين به اشياى قليل الاسخان و التجفيف حاصل شود و اما تحليل بنا بر آن است كه بدان چيزى كه تليين آن را مهيا ساخته فانى گردد و تحليل به اشياى حاصل گردد كه تسخين و تجفيف نمايد . [ شيخ ] شيخ مىنويسد كه از اين اورام آنچه حس داشته باشد علاج او واجب بود و اعتماد بعد تنقيهء بدن به دواى مخرج خلط فاعل مرض كه گاهى آن تنقيه به فصد بود اگر خون بسيار سياه باشد بر دوائى بايد كه تحليل و تليين هر دو نمايد و بدوايى كه محلل و مجفف بود علاج اين نكنند كه او مودى به شدت تحجر خواهد شد به سبب تجفف غليظ و تحلل لطيف و واجب است كه براى علاج آن دو دوره مقرر سازند يكى دور تحليل به مدرات كه در آن تجفيف بسيار نباشد و دور ديگر براى تليين و اين هر دو دوره متعاقب متعاون باشند و لازم است كه آن عضو را در دوره تحليل گرسنه نمايند و جذب غذا به سوى عضو مقابل او و بتحريك آن مقابل و رياضت آن و ايجاع آن كنند و در دورهء تليين آن را شكم سير نمايند و جذب غذا به سوى آن كنند بمالش و مانند آن و به طلاى زفت و حاجت به قوت ادويهء محلله و ملينه و ضعف آنها مختلف بود به حسب تخلخل عضو و تكاثف و شدت صلابت آن . و ايضاً تركيب ادويه چنان بايد كه جامع هر دو قوت باشد و واجب است كه كثرت حمام نكنند و ملينات كه به آنها اندك تحليل بود آن مثل شحوم است چون پيه ماكيان و مرغابى و گوساله و نر گاو و گوزن خاصهً و مخ آنها و پيه بز نر و پيه خر آن را نيكو است و شحوم درندگان چون شير و گرگ و پلنگ و خرس و مانند آن چون روباه و كفتار و شحوم جوارح طيور و لازم است كه بدان مثل اشق و مقل و قنه و مصطكى مخلوط سازند اگر تحليل خواهند و مفرد استعمال كنند اگر تليين منظور باشد و افضل شحوم مذكوره پيه شير و خرس است و در لعاب حلبه و كتان تحليل و تليين است و بايد كه در اين شحوم و امثال آن از ملينات نمك البته نباشد بلكه واجب است كه فعل او مثل فعل آفتاب در موم از روى تلينى و تذويب باشد و به حدى نرسد كه تجفيف نمايد . و از محللات كه در آن اندك تليين باشد مقل صقلابى و زيت كهنه و روغن حنا و روغن سوسن و قنه و لادن و ميعه و زوفاى رطب است و بهترين آنها آن است كه در عنف و جفاف كمتر باشد و در رطوبت شديدتر بود و مصطكى نيز قريب ادويهء مذكوره است و در روغن حنا و روغن سوسن و انجير بستى و بيد انجير تحليل و تليين هر دو موافق كفايت است . و از ملينات اين است كه بگيرند دردى روغن كتان و دردى روغن كنجد و هر دو را بجوشانند و بعد از آن كه نيك بجوشد چربى چكتى دنبه اندازند و استعمال كنند . و از ادويهء جيده براى او اين است كه بگيرند قثاء الحمار و بيخ خطمى و از آن هر دو لطوخ سازند و اگر با وى ميعه آميزند بهتر باشد . و چون لينت در ورم ظاهر شود لازم است كه به اشق محلول در سركهء كهنه بسيار روزها لطوخ سازند بعد از آن معاودت تليين نمايند و يا قنه و جاوشير به كار برند