محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

306

اكسير اعظم ( فارسى )

و يا بگيرند قنه و اشق و مقل و همه را بسايند و به روغن بان و روغن سوسن و اندك لعاب حلبه و تخم كتان لت كنند و مثل مرهم بسازند و چرك حمام از ادويهء شديد النفع است چون در مراهم اورام صلبه افتد . و اگر چرك حمام يافته نشود بدل آن خطمى و نطرون استعمال كنند و از اضمده جيده وقت تحليل ضماد اين است كه در خنازير ذكر كرديم و ضماد نابريس و قومادن . و چون ورم شديد الغلظ باشد از سركه چاره نبود و ليكن واجب است كه استعمال سركه و ادخال او در ادويه در آخر امر باشد نه در اول آن و آنگاه بايد كه مبالغه در تليين واقع شود و مع ادخال فترات تليين و به استعمال سركه آهستگى و ملايمت نمايند . و اگر به استعمال او ملايمت نكنند بعصب ضرر كند و متحجر نمايد و طبيب استعمال سركه بيشتر در آنجا نمايد كه ورم در عضو لحمى باشد مثل آن‌كه در طحال بود گاهى طلاى موضع به سركه كنند و بتخبير بدان نمايند بعده طلا به مثل جاوشير پس اشق و ابتدا به اندك رقيق كنند بعد از آن در قوت زياده نمايند بعده به تليين تدريج كنند و واجب است كه بر ورم روغن لين كه در آن قبض نباشد استعمال نمايند و آن موافق‌تر از آب است و خصوصاً روغن شبت مرتب از شبت رطب و آنچه از صلابات در اوتار و عصب باشد معالجه بمقطعات نمايند و از معالجات جيده بهر اين بتبخير از سنگ گرم خصوصاً سنگ آسياست كه بر آن سركهء ترش پاشيده باشند و بهتر چيزها كه از آن تبخير كنند مارقشيشاست و لازم است كه مبالغه در تبخير و تدخين نمايند تا آن‌كه عرض ظاهر گردد و گاهى طلا بمارقشيشا سركه سوده مىكنند و نفع مىكند و واجب است كه در اينجا نيز در استعمال سركه آهستگى نمايند تا تغريق لطيف و تصليب كثيف نكند و قوت عصب را به افراط فاسد ننمايد و آن در ابتدا رديست پس بهر استعمال او فترات نمايند و در ميان آن تليين كنند . و چون ابتدا نمايند بتبخير عضو كنند بدان چه ذكر كرديم و در آن هنگام طلا به ادويهء موانقه نمايند و اين در عضو لحمى اسلم است . [ مجوسى ] مجوسى گويد كه اگر حدوث سقيروس از قبيل بقاياى ورم حار از كثرت استعمال ادويهء مبردهء قابضه بر آن و تحجر و تصلب ماده باشد پس علاج آن به اشياى ملينه مسخنه نمايند و آن اشيائيست كه اسخان آنها در درجهء ثانى و ثالث و يبس آنها در درجهء اولى باشد و از ادويهء كه چنين باشد مغز ساق گاو با موم و روغن بنفشه است و پيه گوزن و نر گاو و پيه خرس با مقل بگدازند و استعمال كنند و يا مرهم داخليون استعمال نمايند و يا بگيرند مقل ازرق و اشق هر واحد پنج درم مرزنجوش تازه باريك سوده سه درم پيه قاز ده درم مثل او اشق را به آب گرم حل كرده به ادويه آميزند تا مثل مرهم گردد و بر ورم صلب بدان ضماد نمايند و اما ورم صلب هرگاه از مادهء سوداوى باشد كه به سوى عضو بريزد و يا در آن تولد كند پس علاجش به شرب ادويهء مسهله منقى سودا مثل مطبوخ افتيمون و شرب ماء الجبن مرتب از پنيرمايه به اين سفوف كنند . صفت آن هليلهء سياه پوست هليلهء كابلى هر واحد هفت درم افتيمون بسفائج هر واحد چهار درم نمك نفطى يك و نيم ورم همه را باريك كوفته سه درم بماء الجبن مقدار حاجت بدهند و پرهيز مريض از اغذيهء غليظهء مولد سودا مثل لحوم بقر و عدس و كرنب و نمكسود و لخم بز نر و مانند آن كنانند و بر موضع مرهم داخليون ضماد كنند . و يا به اين ضماد صفت آن بگيرند اشق و مقل و بارزد مساوى و در هاون به اندك چربى ماكيان و بط و روغن بان و يا روغن سوسن بسايند تا مثل مرهم گردد و بر پارچه طلا كرده بنهند و يا اين ضماد به عمل آرند بگيرند انجير سفيد شيرين و در آب خوب بجوشانند تا آن‌كه پخته شود پس بر آن آرد حلبه و بزر كتان و خطمى سفيد مساوى انداخته در هاون به اندك روغن سوسن بسايند تا هموار گردد و بر ورم ضماد كنند كه اين در تحليل و تليين نافع است . ضماد محلل اورام صلبه بگيرند پيه شير و پيه خرس و پيه گوزن هر واحد پنج درم مقل و اشق و جاوشير هر واحد دو درم و شحوم را به روغن گل بگدازند و صموغ را به آب گرم بسايند و همه را آميخته بر ورم بمالند . و ايضاً ميعه سائله با زيت كهنه گرفته بر ورم بمالند . [ طبرى ] طبرى گويد كه در ابتدا فصد باسليق از هر دو دست كنند و در ميان هر دو فصد فاصلهء چند روز حسب اقتضاى قوت مريض دهند بعد از آن اگر مانعى نباشد بحبه يكه در معالهء سرطان مذكور شد استفراغ ماده نمايند و چند روز بگذارند پس به مطبوخ افتيمون كه نسخه او در علاج ماليخوليا مسطور شد تنقيه كنند و از اغذيه بر قليل‌تر از لطيف‌تر حتىالامكان اقتصار ورزند و از اغذيه غليظه به الكل منع نمايند نانخورش باشد يا ميوه و امر به نشستن در چشمهء نطرونى و كبريتى و شرب آبهاى آنها كنند كه اين استيصال او كند و ببرد . و معجونى كه براى ابتداى اين ورم ابو ماهر موسى بن يسار تركيب داده اين است : نسخه آن عصارهء غافث خالص افتيمون هليلهء سياه و كابلى ايارج فيقرا هر يك ده درم اسقولوقندريون و آمله هر واحد پانزده درم افسنتين رومى اصفرطرى و گاو زبان هر يك پنج درم ساذج هندى و بوزيدان و تودرى و شيطرج و مصطكى هر يك سه درم همه را باريك سائيده بمويز منقى سرشته در پنج روز دو مثقال از آن استعمال كنند پس اگر حل طبيعت نمايد از اين بىشك صحت يابد . و اگر حل نكند به اندك سقمونياى مشوى در سيب و قدرى تربد آن را قوى سازند و اين معجون تنها با پرهيز از استحكام اين ورم هنگام ابتداى آن مع كند و آن را ببرد پس اگر ابتداى اين ورم در بلدى باشد كه هواى او معين مرض بود به طريق يبس يا توليد سودا مريض به بلد ديگر كه هواى او معين طبيعت بر مقابلهء مرض باشد نقل كند پس هرگاه اين مرض زيادتى كند و هنوز حس عضو زائل نشود به دواى