محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

290

اكسير اعظم ( فارسى )

انزروت و مثل او نطرون و كذا لادن و كذا اكليل الملك و كذا بيخ نرگس و روغن آن و كذا علك البطم و كذا بسفائج و كذا نارمشك سوده به آب سرشته و كذا سرگين كبوتر به آرد جو و زيت و آب آميخته و شرب و ضماد اشق و كذا حاشا به سركه و كذا مقل ازرق و كذا كاشم و كذا دوقو و برگ آن و كذا كركم و آن عروق الصفر است و كذا سورنجان و آن را حرف و كذا نيل هندى و كذا شيح ارمنى و جبلى و كذا حب القلقل و كذا هوفاريقون و كذا راسن و كذا صعتر و كذا مرمكى و كذا اسفنج سوخته و كذا تخم انجره و كذا اذخر و كذا كندر و كذا غاريقون . اقوال فضلا : [ مسيحى ] مسيحى گويد كه تهبج عارض از ريح بخارى به سرعت زائل شود و آن را مالش به سركه و روغن گل و نمك كفايت كند و علاج تهبج حادث از بلغم منصب به سوى بعض اعضا در اول حدوث او به اشيائى نمايند كه از شان آنها تشديد و تحليل هر دو باشد و لهذا مىبايد كه بر آن اولًا اسفنج نو در سركهء ممزوج به آب تر كرده نهند . و هرگاه اسنفج جديد نباشد بايد كه بنطرون و به آب خاكستر بشويند . و اگر بدن نرم باشد سركهء ممزوج به مقدار ملائم استعمال كنند . و اگر سخت باشد غير ممزوج به كار برند پس اگر حاجت به دواى قوتير از اين افتد در قوت قابضه به اختلاط چيزى مثل شب يمانى با سركه و در قوت محلله به امتزاج خاكستر با آن بيفزايند . و اگر تهبج در دست يا در پاى باشد و اسفنج بر آن نهند بايد كه برباط بربندند بنوعى كه از اسفل بندند و به سوى فوق آورند و از اسفل نرم و از فوق سخت بربندند تا عضو چيزى را كه به سوى آن بريزد به افراط قبول نكند . [ بوعلى ] بوعلى گويد كه تنقيه به اسهال كنند و پرهيز از مؤلدات بلغم امر ضرورى است و بعد از آن واجب است كه در ابتدا ردع از چيزى باشد كه جامع تجفيف و تحليل بود و لازم است كه موضع را بخرقهء درشت به زور بمالند پس بر آن مجففات استعمال نمايند و مس كردن آب بر آن واجب نيست و از ادويهء جيده در ابتدا استعمال اسفنج جديد مغموس در سركهء ممزوج به آب يا مبلول در آب به ورق و خاكستر بر آن است و در جوهر اسفنج تجفيف و تحليل است و هر قدر كه مرض در تزيد باشد سركهء كه در آن اسفنج تر كنند اندك تيزتر گردانند و وقت منتهى آن را بنهايت حدت رسانند و تنها مخلوط به روغن‌هاى شديد التحليل با اسفنج استعمال كنند . و ايضاً درين وقت اسفنج مبلول در آب خاكستر چوب انجير و انگور و بلوط و مانند آن استعمال كنند و لازم است كه اسفنج را از جميع جوانب گشاده دارند تا ماده به جانب ديگر ميل نكند . و اگر اسفنج يافته نشود عوض او پارچه دوته كرده به آب خاكستر استعمال نمايند چون يكى بعد ديگرى بر آن ادامت نمايند اكثر كفايت كند و آب آهك قويتر است . و ايضاً آنچه نفع كندر روغن گل به سركه و نمك و كرنب سوخته است و كرنب سوخته تنها نيكو است و نخود به آب كرنب عجيب است و ماميثا در ابتدا تنها و ببعض مجففات حاره جيدست و بستن رباط از اسفل به سوى فوق نافع است اگر ماده غليظ نباشد و آب مورد نيكو است در ابتدا و بعد آن اگر ادويه را بدان به سرشند . و چون اين ورم در عضو عصبى يا رباط وتر باشد در ادويهء او چيزى كه از آن تليين حاصل شود مخلوط سازند . و اگر مع ذلك درد باشد به سببى كه گفته شد واجب است كه اول تسكين وجع به مثل زوفاى رطب و ميفختج و قيروطيات از زيت كنند و نطول به شراب اسود قابض نمايند و بعد از آن آب خاكستر و مانند آن استعمال كنند و از اطليهء جيده اين است كه بگيرند و حضض و سعد و صبر و زعفران به اندك اقاقيا و گل ارمنى و به سركه و آب كرنب به سرشند . و ايضاً برگ طرفا و نمك و زيد و گل ارمنى به سركه ضماد كنند . و ايضاً براى كهنه با درد بگيرند چرك حمام و جوش كرده بنوره به قوام آرند تا مثل خمير گردد طلا نمايند . و ايضاً موضع را به زيت طلا كنند و بر آن اسفنج يا پشم به سركه تر كرده نهاده بربندند و دواء الخمير نافع است و از آنچه او را نافع بود اين است كه برگ سوسن را خوب جوش داده بيفشرند و بر آن نهند كه اين عجيب است و همچنين شبت و حضض در سركه و آب خاكستر سوده و از اطليهء قوى النفع سرگين گاو و كند و ميعه و اشنه و قصب الزريره و سنبل و افسنتين است همه نافع بود و گاهى ترهل عارض در اقدام حوامل را فقاح قصب كه از آن جاروبها مىسازند در سركه تر كرده بر آن نهادن نفع مىكند و بهتر آن است كه آن را سائيده ضماد كنند و گل قيموليا به سركه و شب يمانى نافع است و از نطولات آب طبيخ كرنب يا شبت يا طبيخ پوست ترنج است و ترهل كه تابع استسقا و امراض ديگر باشد علاج سبب آن را زائل كند . [ صاحب كامل ] صاحب كامل گويد كه اگر تولد ورم رخو از ريح بخارى باشد به انقضاى مرضى كه تابع او بود زائل شود . و اگر از انصباب مادهء بلغمى به سوى بعض اعضا باشد علاجش به استفراغ خلط بلغمى از ادويهء مسهله مثل تربد و شحم حنظل و مغز قرطم و بحب ايارج و غير آن از ادويهء مفرده و مركبه نمايند و از اغذيهء مؤلد بلغم مثل ماهى و شير و مانند آن مريض پرهيز كند و به ادويهء كه تشديد و تحليل نمايند مثل سركه و آب ممزوج به اندك نطرون اسفنج نو يا پشم چرك آلوده تر كرده بر عضو نهند و بايد كه نگاه كنند اگر بدن مريضى كه در آن ورم پيدا شده نرم باشد آب غالب‌تر از سركه و نطرون اندك گيرند . و اگر بدن سخت باشد سركه غالب‌تر و نطرون بيشتر كنند به سبب سردى بدن از حال طبيعى به زيادتى در اشياى مجففه . و اگر بدن معتدل باشد سركه و آب مساوى بگيرند . و اگر بدن صلب بود و اين دوا كفايت نكند اندك شب يمانى و قدرى خاكستر چوب انگور بدان مخلوط سازند . و اگر اين هم فائده نكند بگيرند صبر و افسنتين مساوى