محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
291
اكسير اعظم ( فارسى )
و باريك سائيده به سركه و آب سرشته بر عضو ضماد كنند . و چون اين ادويه استعمال كنند بايد كه عضو را بربندند به طريقى كه در قول مسيحى گذشت اگر اين ممكن باشد . و ايضاً نمك و صبر برابر باريك سوده به آب مورد و اندكى سركه آميخته ضماد كنند لا سيما در ابدان صلب كه اين نافع است . [ طبرى ] طبرى گويد كه معالجهء ورم رخو به حسب موضع مختلف بود پس اگر ورم و تهبج در چشم و رخسار باشد علاج بكم كردن غذا و اقتصار بر اشياى ناشفهء محموده كنند مثل لحم تيهو و يا كبك يا تدرج يا لحم حمل صغير بر آتش كباب كرده و از شرب آب بسيار و از آب يخ و برف منع كنند و بر آب محمود مبرد به هوا بعد طبخ آن در ظرف آهن تا آنكه نصف او فانى شود اقتصار نمايند و تقويت معده بجلنجبين و مصطكى كنند و به اين ضماد بگيرند صبر و مر و اشنه و مصطكى و سنبل الطيب مساوى و از موم و روغن ناردين موم روغن ساخته ادويه كوفته بيخته بدان آميزند و بر فم معده ضماد كنند و بعد از آن امر برياضت بر اسپ و تحريك جميع اجزاى او و دخول حمام عقب رياضت نمايند و غرغره بمرى نبطى و اندك عاقرقرحا كنند در بعض اوقات و بمضغ مصطكى و انداختن آب دهن امر نمايند و اين تنها با پرهيز گاهى از غير او غنى سازد . و اگر تهبج در دستها باشد و اين گاهى از سيلان رطوبت و رياح نافخه حادث شود بر معالجهء مذكور حل طبيعت افزايند اگر از آن مانعى نباشد به اين حب نارمشك و ناردين اقليطى و زنجبيل چينى و دارفلفل هر واحد يك درم گل سرخ و عصارهء سوسن هر واحد يك و نيم درم سنبل الطيب و مصطكى هر واحد دو ثلث درم سقمونياى مشوى دو ثلث درم صبر سقوطرى هم وزن همه ادويه اين همه را بسايند پس هليلهء سياه ده درم و برگ ترنج مثل او در شراب كهنه بجوشانند تا مهرا گردد صاف كرده ادويه بدان سرشته حبها به قدر فلفل سازند و در هوا خشك كرده دو درم بخورانند و زياده و كم به قدر قوت مريض دهند و غذاى او مثل غذاى اول سازند و بر آن طعام محمود اندك نبيذ كهنه سرخ رنگ بياشامند و واجب نيست كه صاحب اين مرض شراب سفيد و خوضى و شراب تازه بنوشند و از جميع فواكه رطب اجتناب نمايد و تقويت جگر او به اين ضماد كنند فوفل و اشنه هر واحد دو دانگ پوست پستهء تر نيم درم قصب الزريره يك و نيم درم زرشك دو درم گل سرخ و حضض هر واحد يك درم همه را بسايند و اندك در شراب جيد و آب سيب ميخوش و آب مورد حل كنند و بر خرقه مقدار جگر تراشيده بر آن ماليده در هر روز يك بار بر نهار ضماد كنند و هنگام خوردن طعام آن را بردارند و از آنچه مالش بر تهبج دستها بدان نمايند اين روغن است بگيرند زوفاى خشك و زيره كرمانى و صعتر فارسى و خاكستر چوب انگور مساوى پس همه را در روغن ناردين بجوشانند و بگذارند تا نيمگرم بمالند پس بر دست او مالش كنند پس اگر تهبج او به بستن محتاج گرداند بر كف و باطن او رفاده مبلول به سركه و خاكستر چوب انگور و روغن گل نهند و از طرف انگشتان تا وسط ساعد بربندند كه اين ازالهء او و تقويت عضو نمايد . و اگر تهبج در پايها باشد امر به اين جمله علاج نمايند و بقى كردن بر اين طريق كه ابتدا طعام او بمالح و ترب بسيار تيز كننده به معده شوربائى كه در آن ترب بسيار و برگ سرمق پخته باشند از شوربا و ترب و سرمق بخورند و بالايش آب گرم و بينند تازه بنوشند تا ممتلى گردند بعد از آن پر مرغ به روغن بادام چرب كرده به آهستگى در حلق اندازند تا آنكه همه آنچه در معدهء او باشد بيرون آيد و اين عمل وقتى نمايند كه از روش شش ساعت گذشته باشد و در آن روز چيزى نخورند و نه در آن شب . و اگر تشنگى رنج دهد اندك جلاب يا قدرى شربت سيب شيرين و اندكى آب جرعه جرعه بنوشند . و چون صبح شود بار ديگر بر نهار چنان معالجه نمايند كه ترب بسيار بجوشانند تا مهرا شود پس آب آن گرفته سكنجبين آميخته بنوشند پس پر مرغ استعمال نمايند تا آنكه معده پاك گردد بعده مداومت نمايند بر اطعمهء ناشفهء خفيفه و بر كمتر مقدار آنها آنچه ممكن باشد . و اگر در سينهء او خشونت و اضلاع او ماندگى باشد به موم و روغن بالش آن نمايند و بر آن آب گرم بسيار نريزند . و بدان كه پرهيز و تقليل طعام و تقويت معده ازالهء اين مرض كند و بمعالجه حاجت نيفتد پس اگر تخفيف نشود حل طبيعت او به يك دفع يا دو دفع بحب مذكور نمايند و تضميد معده و جگر او كنند و از آن نبيذ موقوف نكنند اگر بر طعام بود اندك بدهند تا تقويت حرارت غريزى و تجويد هضم نمايند . و اگر بعد هضم طعام باشد زياده از آن بدهند پس اگر كم و زائل نشود دست و پاى را اين روغم بمالند بگيرند كرفس و شونيز در سركه بجوشانند تا مهرا شود پس آن سركه بگيرند و مثل او روغن گل بر آن ريزند و بار ديگر بجوشانند بعده در آن اندك خاكستر چوب انگور حل كنند و در آن اسفنج يا پشم تر كرده دائم بر پاى نهند تا آنكه تهبج تحليل شود . و اگر تحليل او دشوار گردد به سختى بمالند و رفاده در آن دوا تر كرده از طرف انگشتان تا وسط ساق بندند اين تدبير آنگاه است كه تهبج از سيلان رطوبت باشد و اما هرگاه از اندفاع رياح و رطوبت غليظ باشد بايد كه فصد مريض گشايند و به صورت خون او نگاه كنند پس اگر غليظ سياه باشد زياده اخراج آن نمايند . و اگر مائل بسرخى خالص و رقت بود از آن كم گيرند و معالجهء او به همه تدابير مذكوره نمايند و پرهيز از اطعمهء مؤلد رياح كنند و اين سفوف براى او تركيب دهند مرماحوز خشك و شقائق و برگ مزرنجوش و صعتر فارسى و زوفاى خشك و زيره سياه و كندر و كرويا و مصطكى و عود خام و وج تركى همه برابر سائيده دو دانگ از آن بخورند و بر آن جرعهء شراب كهنه بنوشند . و اين سفوف تهبج را ببرد به غير تدبير ديگر چون از رياح