محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
24
اكسير اعظم ( فارسى )
و بعض اطباى احمق علاج بعضى مرضى به همين تدبير بر قياس عمل من كردند و بيمار را هلاك ساختند چه هر قياس صحيح نمىباشد بالجمله بعد فصد به مطبوخ مناسب نضج ماده كنند . و هرگاه در بول نضج ظاهر گردد حبوب موصوف براى اين علت دهند و اين حب مجرب است هليله آمله بليله زنجبيل شيطرج هر يك چهار درم سورنجان بيست درم فانيذ چار درم نمك دو درم مقل پانزده درم به آب كرنب سرشته حبها سازند شربت از آن از يك و نيم درم تا سه درم و بايد كه مسهل به حبوب مخصوصهء مفاصل بعد مسهل عام به مثل مغز فلوس محلول در مطبوخ يا نقوع دهند و بعد تنقيه طلاى نرد ضماد كنند . صفت آن صندل سرخ گل ارمنى فوفل اقاقيا حضض مكى مرداسنگ سفيدآب مساوى سائيده در آب خالص يا آب گشنيز يا عنب الثعلب تازه بندقها به شكل نرد سازند و واجب است كه در دموى اهتمام به تبريد بيشتر از ترطيب كنند و در صفراوى مبالغه كردن در آن هر دو باك ندارد . و چون خون صفراوى باشد ادويه به سكنجبين قليل الحموضت دهند . و گويند كه چون در دموى احتياج به مسهل شود اول مطبوخى كه در قول مسيحى گذشت بدهند . و چون سه روز بگذرد و نضج زياده ظاهر گردد در آن سنا هفت درم مغز خيارشنبر ده درم افزايند و روز چهارم بنوشانند . و چون در اين معالجه و معالجهء اين زمان نوعى تفاوت است دستور اوستاد ذكر مىكنيم تا در ذكر اين هر دو علاج ناظر را بصيرت حاصل شود چنانچه آن مرحوم در دموى و مركب از آن و از مادهء غير آن حسب مراعات مزاج و خلط غالب بعد فصد و تسكين اين مطبوخ يا نقوع در آب سرد يا گرم استعمال مىفرمودند نسخه آن عنب الثعلب عناب سپستان اصل السوس مقشر گل نيلوفر گل بنفشه گل سرخ گاو زبان گل گاو زبان تخم خطمى خبازى شاهتره و هنگام زيادتى سودا افتيمون و بسفايج افزوده مىشود و در آن گلقند يا ترنجبين چهار توله حل كنند و گاهى كاسنى و پرسياوشان مىافزايند و اوزان ادويهء هر يك دو درم يا سه درم كنند و بعد دو سه روز يك هليله يا هر دو و مغز خيارشنبر هفت توله و روغن بادام دو درم افزايند و گاهى شيرخشت و خميرهء بنفشه هر يك چهار توله و گاهى تربد سفيد نيز به قدر درم يا مثقال زياده مىكنند و اين مسهل دو يا سه مرتبه استعمال نمايند و گاهى ميان دو مسهل راحت مىدهند و منضجات استعمال مىكنند بعده تنفيه مىنمايند و گاهى مسهلات يك روز در ميان بدون منضجات ميان آنها استعمال كرده مىشود و در ايام راحت از مبردات و لعابات و اشربه به عمل مىآيد و بعد از مسهلات سفوف سورنجان معمولى چند روز متواتر استعمال مىكنند و گاهى معجون سورنجان و غيره از مركبات به كار مىبرند . [ مصنف اقتباس ] مصنف اقتباس نوشته كه فصد باسليق نمايند به دستورى كه در قول ايلاقى و مير عوض مسطور شد . و اگر از فصد مانعى باشد بايد كه فروتر از جاى درد حجامت با شرط نمايند و در غلبه درد بر آن موضع پاكى زده محجمه نهاده به زور بمكند كه فى الفور درد را دور مىكند . و اگر اندكى باقى ماند بر آنجا همان زمان زلو اندازند و آب مروق كاسنى و مكوه هر يك يك و نيم اوقيه با نيم اوقيه شربت عناب نوشانند و اين طلاى نرد علوى خان ضماد كنند . صفت آن مغاث بغدادى و هندى تخم خطمى و مورد و آرد جو و سورنجان و گل ارمنى هر يك چهار درم كوفته بيخته در آب برگ مكوه سبز و گشنيز آميخته به شكل نرد ساخته وقت حاجت به آب گشنيز سبز و حى العالم و پوست تربز و خيار و بادرنگ هر واحد يك درم و صندلين يك و نيم درم و گلاب دو درم استعمال نمايند و همچنين طلاى نرد حكيم ابن رضوان جميع اورام حاره را در ابتدا و خصوص وجع مفاصل را نافع . صفت آن صندل سرخ گل قيموليا هر يك پنج درم صندل سفيد عصارهء ماميثا هر يك سه درم گل ارمنى ده درم فوفل اقاقيا حضض هندى هر يك دو درم مرداسنگ سفيداب ارزيز توتياى كرمانى هر واحد يك درم كوفته بيخته به آب كاسنى سرشته نردها سازند وقت حاجت به آب گشنيز سبز و كاهو به كار برند و يا تراشه كدو و تربز و خيار بادرنگ هر يك دو درم برگ كاهو برگ كاسنى برگ گلاب و برگ خرفه هر يك سه درم در سركه و گلاب سرشته ضماد نمايند و در اشتداد درد مخدرات در ضماد افزايند و اين ضماد نيز همين اثر دارد صندل سفيد در گلاب سوده لعاب اسبغول حضض مكى هر يك دو درم در آب گشنيز سبز و مكوه و كاسنى و كاهو و بستان افروز و خرفه و پوست خشخاش و شياف ماميثا هر يك دو نيم درم سركه سه درم و آب انار كوهى و برگ پنبه باغى همين اثر دارد و غذا بنوماش و آش جو دهند و به فاصله سه روز از فصد به سكنجبين ساده در آب گرم يا در آب برگ ترب و خيار حل كرده قى كنانند و بعد از آن دواى سابق نوشانند و يا آب معصور انارين دو اوقيه يا ترنجبين يك اوقيه و تا يك هفته بر اين تدبير ثابت مانند و روز هشتم در مروقات مذكوره مغز خيارشنبر هفت توله ترنجبين شش توله شربت آلو مسهل چهار توله روغن بادام هفت ماشه اضافه نموده تليين طبع نمايند و روز نهم شيره خيارين و مغز كدوى شيرين و مغز تخم پزد به هر يك هفت ماشه لعاب بهدانه سه ماشه در گلاب پاؤ سير برآورده شربت انار ولايتى شربت عناب هر واحد يك و نيم توله اسبغول پنج ماشه كف زده بنوشانند و همين نمط تا پانزده روز بگذرانند و روز شانزدهم اين مطبوخ منقول از حاوى كبير بدهند و نسخه اين همان است كه در قول ابن الياس گذشت ليكن در اينجا عناب نيم اوقيه و گلقند ده درم و شربت آلو مسهل علوى خان ده درم روغن بادام هفت ماشه اضافه نموده و روز هفدهم تبريد سابق دهند مع اضافه شربت بزورى بارد چهار توله