محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

234

اكسير اعظم ( فارسى )

مخلوط نموده بخورانند و همچنين شراب به آب ممزوج كرده وقت هضم غذا دهند و در اين تب از مرخيات و مضعفات معده احتراز كنند و ادوية مرطبه در آب جوشانيد و اندر آن نشينند پس هرگاه بيرون شوند روغن كدو بر تمام بدن بمالند و روغن مذكور در گوش و بينى چكانند و بشورباى گوشت بز و پاچه و بزغاله و چوزهء مرغ و بقول بارده و آش‌جو غذا سازند و نمك در طعام ايشان كم اندازند و زردى بيضهء نيمبرشت نيز مناسب بود و از اشياى خشك و نمكين و تيزه و گرم و گرسنگى و تشنگى و غم و غضب احتراز كنند و در مساكن بارده و مهب باد شمال و كنارهء آب مسكن سازند . ذكر ادويهء مفرده و مركبه كه در تب دق مستعمل است : [ نسخه 1 ] بگيرند گلوى سبز كه بر درخت نيب پيچد به قدر يك توله كوفته شب در آب تر كنند و صبح آب دلال آن گرفته با نبات شيرين ساخته بنوشند و بر اين مداومت نمايند كه مجرب است . و اگر سرفه هم باشد چهار پنج ماشه اصل السوس مقشر نيم‌كوفته با گلو بخيسانند و همراه ترياق النزله استعمال كنند . و اگر حرارت زياده باشد شيره خيارين يا مغز تخم كدو به قدر هفت ماشه نيز به آب زلال آن اضافه كنند . ديگر [ صفت آن ] تخم گاو زبان بو داده كوفته بيخته يا قند سوده برابر او آميخته به قدر حاجت بدهند و بعضى اوقات طباشير دست گلو افزوده و فائده نموده و نفع اين در سرفه و قى بيحدست و معمول حكيم بقا خان . ديگر [ صفت آن ] شيره تخم اسفاناخ در دق مجرب نوشته و شيره مغز بادام با شكر نيز نافع . ديگر [ صفت آن ] گوش خر اشره از دو پنج يا شش قطرهء خون او به آب باران آميخته بنوشند و غذا ماء الشعير باشد همچنين سه مرتبه كنند گويند كه مايوس را شفا مىدهد . ديگر [ صفت آن ] گويند كه بخور لتهء حيض شود زنى كه اول باردار احيض آيد در ازالهء حماى وقيه از سر ارخقيه است و براى كسانى كه اكثر مردم خانهء آنها به مرض دق مرده باشند اگر يوم شنبه يا يكشنبه اتفاق قضاى ميت شود بايد كه شلوار بند آن ميت را بيرون آرند و بعد برداشتن جهازهء آن فوراً آن شلواربند را در دهليز خانه بسوزند آن شاء الله تعالى باز اين مرض به كسى از صاحب آن خانه نخواهد شد . و گويند كه اين عمل مجرب است آبزن كه در حماى دق به كار آيد و فائدهء عظيم و تبريد نمايد گل نيلوفر گل بنفشه خشخاش جو مقشر نيم‌كوفته تخم خطمى برگ كاسنى برگ بيد برگ خبازى تراشهء كدو تراشهء تربوز تراشهء خيار تخم كاهو و برگ آن برگ خرفه برگ اسفاناخ جمله يا هر چه از اينها ميسر آيد و در آب بسيار بجوشانند و مريض را در آن بنشانند ليكن سر بيمار بيرون از آب باشد و آب نيم‌گرم بود و بعد برآمدن و نشف كردن بدن به روغن بارد رطب چون كدو و خشخاش و غيره مالش بدن سازند و نزديك اطباى هند آبزن از شير بز يا شير ماده گاو مفيد است و بدن را بدان مالش كرده باشند . حب شفا براى مدقوق و مسلول و نزلات حاره و تقويت قلب حار از مجربات حكيم علوى خان [ صفت آن ] مرواريد سوده يك مثقال شكر تيغال مغز تخم خيارين صمغ عربى هر يك شش درم گل نيلوفر يك مثقال تخم خطمى سفيد يك درم كتيره مغز تخم كدوى شيرين تخم كاهو تخم بستان افروز مغز بهدانه نشاسته طباشير صندل سفيد تخم خرفه مقشر رب السوس سريشم ماهى عنبر اشهب هر يك دو درم كافور قيصورى يك نيم دانگ افيون مصرى زعفران هر يك نيم درم كوفته بيخته بلعاب بهدانه سرشته حبها سازند به قدر نخود شربت پنج عدد اگر در مزاج بسيار گرم رب السوس يك درم و عنبر نيم درم كنند بهتر است . حب كافور كه جهت تب دق نافع و خشونت سينه و سرفه را دافع [ صفت آن ] بزر البنج نيم ماشه افيون يك ماشه گل ارمنى گل نيلوفر مغز تخم كدو مغز تخم هندوانه هر يك دو ماشه طباشير رب السوس تخم خرفه كافور هر يك سه ماشه صمغ عربى چهار ماشه تخم خشخاش سفيد مغز تخم خيارين هر يك شش ماشه كوفته بيخته بلعاب اسپغول حبها به قدر نخود سازند هر صبح هفت حب يا شيره تخم خرفه دو درم و شيره تخم خيارين دو درم و رب انار شيرين ده درم يا شربت نيلوفر بخورند مجرب است در سه روز نفع بين مىكند . نوع ديگر جهت تب دق و محرقه و بوقت لينت طبع نيز مفيد است [ صفت آن ] مرواريد زهرمهره صندل سفيد به گلاب سوده هر يك دو مثقال طباشير گل نيلوفر تخم خرفه مقشر بريان صمغ عربى بريان تخم خشخاش سفيد بر اين مغز بهدانهء بريان رب السوس هر يك يك درم زعفران نيم درم بزر البنج افيون هر يك ربع درم كافور نيم مثقال بشربت انار شيرين حب بندند و به عرق صندق و شيره تخم خيارين دهند . ايضاً از علوى خان كه مجرب بلاتخلف است [ صفت آن ] رب السوس تخم خطمى گل ارمنى هر يك دو دانگ صمغ عربى كتيرا سرطان سوخته نشاسته گل بنفشه نيلوفر تخم خشخاش مغز تخم كدوى شيرين مغز تخم خربزه صندل سفيد ترنجبين گل گاو زبان كوكنار هر يك يك مثقال مغز بهدانه نيم مثقال كافور قيصورى زعفران هر يك يك دانگ افيون يك سطوج بلعاب اسپغول سرشته حبها به قدر نخود سازند شربتى وقت صبح پنج عدد با آش جو و شام سه عدد با شير خرد يا آب بيد ساده و يا عرق كافور والد حكيم ممدوح حب كافورى تأليف والد حكيم علوى خان از براى امراض شديد الحرارت و حميات حاده و تب دق كه با اسهال باشد مجرب است كافور قيصورى نيم مثقال طباشير سفيد مرواريد ناسفته صندل سفيد گشنيز مقشر هر يك دو مثقال مغز بهدانه مغز تخم كدو هر يك چهار مثقال گل ارمنى زهرمهره يك يك مثقال صمغ عربى دو دانگ صمغ را در عرق صندل حل كرده آنچه ادويه صلايه كرد نيست سائيده و آنچه كوفتنى است كوفته بيخته مجموع را نيكو سرشته حبها به قدر نخود سازند شربتى يك مثقال با آنچه مناسب باشد . دوايى كه در دق و سرفه معمول [ صفت آن ] آب عنب الثعلب سبز مروق هفت توله شربت نيلوفر دو توله خاكشى شش ماشه و هر روز يك توله آب مروق افزايند . و هرگاه سرفه غلبه كند لعاب بهدانه سه ماشه شيره اصل السوس چهار ماشه خميرهء خشخاش پنج ماشه اضافه نمايند باز شربت اعجاز افزايند روزى كه در شكم درد باشد گلقند دو توله در عرق باديان هفت توله ماليده