محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

161

اكسير اعظم ( فارسى )

از آن چهار نوبت بگذرد پس محموم را اشياى ملطف ماده و مرقق آن بنوشانند بعد از آن چون خلط لطيف گردد استفراغ به ادويهء مسهل بلغم نمايند و اعتناى كلى به معده كنند و خاصه بفم آن و عنايت به امر معده در وقت منتهاى مرض به اشيائى كنند كه اعانت در استفراغ ماده نمايد و مع ذلك اشياى مقوى معده از داخل و خارج استعمال نمايند و بايد كه غذا قليل التبريد قوى التلطيف و تقطيع باشد و از اغلظ ابتدا كنند مدام تلطيف برفق نمايند تا آن‌كه نزد انتهاى مرض لطيف گردد بعد از آن اعاده به تدريج به سوى غليظتر كنند . [ شيخ الرئيس و شراح قانون ] شيخ الرئيس و شراح قانون مىنويسند كه علاج تب بلغمى نائبه مختلف مىشود به حسب اوقات اداعنى ابتدا و انتها و انحطاط و به حسب ظهور نضج و خفاى او اندرين تب و به حسب مواد آن اعنى بلغميهء حامضه زجاجيه و بلغميهء مالحه و حلوه و علاج جميع اصناف او مشترك مىشود در وقت ابتدا اندر سه چيز يكى در وجوب تليين معتدل به گلقند و غيره و قى سيما نزد نوبت و دوم در وجوب استعمال ملطفات و مقطعات و مدرات . و چون بر تب سه روز بگذرد ماده در آن به سبب تب رقيق گردد پس اگر تأخير مدر تا سه روز كنند انسب است و قبل آن تحريك ماده كند و ايذا رسانده هيچ نفع نكند و سوم در استنطهار بتلطيف تدبير بر اعتدال و بسا است كه در سه روز اول بر ماء الشعير به شكر اقتصار كرده مىشود به اميد آن‌كه منتهاى او قريب‌تر بود يا به سبب رقت ماده و يا باعث قلت آن . و اگر بيقين معلوم شود كه منتهاى او بعيد است تلطيف تدبير نكنند با وجود آن‌كه گرسنگى و خواب و رياضت بر آن اگر ضعيف نكند بغايت نافع است در اين مرض بلكه در ابتدا تا هفتم روز بتغليظ ميل نمايند بعد از آن تدريج بتلطيف كنند ليكن استظهار تلطيف تدبير اولًا واجب مىكند پس اگر ظاهر گردد كه منتهى بعيد است ممكن بود كه تلافى ضعف حاصل از تلطيف بتغليظ تدبير نمايند بعده به تدريج تليطف تا وقت منتهى كنند . و هرگاه از روز هفتم تجاوز كند بر تلطيف تدبير قيام ننمايند چه اين ضعف آرد و در ضعف فم معده افزايد و هر قدر كه طول او بيشتر محسوس گردد تلطيف كمتر كنند با وجود آن‌كه تلطيف در تب بلغمى بالجمله واجب‌تر است از آنچه در ربع واجب بود و لهذا لازم است كه در خورانيدن او مثل بچهء مرغ سرعت نكنند بلكه نان بمزورات دهند مگر آن‌كه خوف ضعف كنند يا انحطاط ظاهر گردد بعد از آن علاج مختلف مىشود آنچه سببش بلغم شور و حلو باشد و آنچه سبب او زجاجى و حامض بود كه از اين حمى فروموريوس زمهريرى كه بدن در آن گرم نشود حادث مىشود به آن‌كه در اوليين يعنى حادث از شور و حلو احتياج تليين به دواى لين و با تبريد اندك مىافتد و در ثانتيين يعنى زجاجى و حامض به دواى سخت‌تر حاجت مىشود به سبب غلظ و لزوجت ماده در اوليين احتياج مىشود بتقطيع بملطفات مقطعت كه در آن تسخين بسيار نباشد و اگرچه به تجفيف كثير بود و در ثانيتين حاجت مىباشد به چيزى كه تلطيف بتسخين و تقطيع بحرافت خود نمايد و خصوصاً هرگاه بلغم مختلط بسودا باشد در مثل اولا بدست از همچون كمونى و معجون كبريت و استعمال مملحات مثل مرى . و اوفق ادويه كه در ابتدا استعمال كرده شود گلقند عسلى و شكرى است تا روز هفتم . و ايضاً استعمال آب باديان و آب كاسنى و آب كرفس به حسب حاجت با گلقند بعد روز هفتم بد نيست و سكنجبين شكرى يا عسلى شديد المنفعت است . و ايضاً ماء العسل بزوفا و ممكن است كه بدين تدبير برسند به آن‌كه ارادهء تليين زياده باشد خيارشنبر و فانيذ بدان مخلوط سازند . و ايضاً گلقند مرتب به شيره ترنجبين در آب لبلاب حل كرده و بر آن الحاح به مسهلات در ابتدا و بعد آن نكنند و خصوصاً اگر با مادهء بلغم صفرا باشد چه خروج آن مؤدى بفساد مزاج خواهد شد و بسيار مردم در ابتدا مثل دواء التربد در هر شب و مثل حب مصطكى در هفته دو دفعه و مثل حب به زور مدره مىخورانند و نسخه دواء التربد اين است كه بگيرند زنجبيل و مصطكى هر واحد ده جزو تربد هم چند هر دو نبات سفيد مثل مجموعه ادويه كوفته يخته هر شب به قدر يك مثقال يا كم و زياده به حسب مزاج بخورانند و اين وقتى مىدهند كه اگر طبيعت نرم نباشد . و اگر هر روز دو مرتبه اجابت كند احتياج آن نباشد . و اما نزد من انتظار نضج بهتر است و تليين بچيزهايى كه اولًا ذكر آن نموديم اولى است بلكه واجب است كه اندكى از بلغم بيرون آرند و با قى تا نضج بگذارند و اين به نرمى و اندك اندك به غير تكليف بود بعده به مدرات متوجه شوند تا بقيه او به ادرار برآيد و همچنين كراهت كرده شود از دوايى كه مشابه بود به آب آلو و تمر هندى و عناب و مانند آن آنچه مضعف معده به ارخا باشد و اسهال اجزاى رقيق نمايد و غليظ باقى ماند . و اگر مادهء مائل به زيادتى برودت باشد مغز قرطم آميزند . و اگر مادهء مائل بصفراويت باشد شربت بنفشه و خميرهء بنفشه يا شيرخشت يا بنفشهء خشك سوده بياميزند و استعانت بحقنهاى لينهء معمول از عسل و نمك و آب چقندر و روغن كنجد و قى به آب ترب و ترب در سكنجبين بزورى تر كرده و مانند آن نمايند . و اگر احتياج به قى كردن بيشتر باشد به سبب كثرت عروض غثيان و تغير ذائقهء دهن تخم ترب سوده تا يك مثقال به آب سرد بخورانند و قى با وجود آن‌كه مضعف معده است به سبب تحريك سخت ليكن بسيار شديد المنفعت