محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

146

اكسير اعظم ( فارسى )

تبريد و تطفيه حتىالامكان نمايند كه اين تدبير موافق‌ترين چيزى است كه در اين مرض استعمال آن كنند و اگرچه در نضج و بحران وى كند در آن ضرر نيست . و هرگاه در اين تدبير قصر كنند مريض را خطر دارد و بدين جهت بايد كه مريض را در اول روز ماء القرع سى درم و جلاب ده درم و طباشير سوده نيم درم دهند . و اگر با وجود آن عطش و كرب شديد باشد ماء القرع با قرص كافور بايد داد و بعد اندك زمان عقب آن ماء الشعير به آب انار بدهند و وقت خواب ماء الخيار يا آب هندوانه به اندك جلاب يا شربت خشخاش يا شربتى كه در تب دموى مسطور شد با نيم درم طباشير و يك درم تخم خرفه و يك درم مغز تخم خيار و نيم درم مغز تخم كدو بدهند و اين همه در فصل گرما يا ربيع بر برف سرد كرده بايد داد و تبريد جگر و معده بخرقهء كتان مبلول در قيروطى مبرد معمول از آب كاسنى يا گشنيز و خرفه و گلاب مضروب به موم سفيد كه به روغن گل و روغن بنفشه و اندكى سركه ساخته باشند بايد كرد و سرد كرده نهند اگر فصل تابستان باشد و نيلوفر و بنفشهء تازه و صندل و گلاب و كافور ببويانند و مسكن او سرد باشد زير بادكش كه در آن باد آيد و يا در مواضعى كه در آن هواى شمالى آيد و آب بپاشند از بيد و گل سرخ و گل سيب و بهى فرش سازند و حوالى او ظروف گلى پر از آب سرد و برف باشد و در آن سنگريزه اندازند تا مريض در آن نظر نمايد . و اگر فصل زمستان باشد قيروطى نيم‌گرم نهند و مسكن معتدل الهوا باشد . و اگر جايگاه مريض سرد باشد بجامه‌هاى معتدل پوشيده دارند و بگذارند تا هواى سرد استنشاق نمايد و تطفيهء حرارت خارج از طبع كند و تقويت حرارت غريزى كه در سينه و قلب او است و دثار از حقن حرارت به داخل بدن منع نمايد و از تحلل آن عائق نباشد و مريض را به كثرت كلام و آواز سخت اهل خانه و همسايه ايذا نرسد و همواره به اين تدبير ملازم باشند تا آن‌كه مرض به منتهاى خود برسد و وقت بحران حاضر آيد پس در آن هنگام يابد كه تلطيف غذا به غايت كنند و برجلاب و آب انار و آب سيب ميخوش و شربت بنفشه اقتصار فرمايند تا بحران تمام شود و مرض به انحطاط افتد و بايد كه نظر كنند اگر بدانند كه بحران به عرق خواهد شد و در آن شك نبود مريض را از جاى سرد به موضع قليل البرد ببرند . و اگر بينند كه بحران بنوع ديگر خواهد شد در مكان او بگذارند . و چون بحران كامل شود و مرض رو به انحطاط آورد آنگاه تبدير نافين پردازند . و هرگاه در بدن بقيهء مادهء مرض باقى ماند و تحليل نشود و در رگها بقاياى اخلاط محتاج بتلطيف و تنفيذ باشد بايد كه مريض را آب كاسنى و آب كشوث مروق هر واحد بيست درم با يك و نيم اوقيهء سكنجبين به زور سه يا پنج روز بدهند كه اين تلطيف بقاياى مادهء غليظ كند و تنفيذ آن از طرق و مجارى نمايد و اصلاح جگر و ادرار بول كند و در آن منفعت كثير در بقاياى اخلاط است . و اگر با وجود اين حال قبض طبيعت باشد بايد كه نقوع مشمش استعمال نمايند كه آن تنقيهء بدن و اخراج بقاياى اخلاط حار از آن برفق و سهولت كند . صفت آن بگيرند آلو بخارا و عناب و مشمش هر يك بيست عدد سپستان سى عدد مويز منقى بيست درم تمر هندى بيست درم گل سرخ هفت درم بنفشهء ريحانى تخم كاسنى تخم كشوث هر واحد چهار درم سنا شش درم شاهتره ده درم باديان انيسون هر واحد دو درم پوست هليلهء زرد كوفته پانزده درم و در شش رطل آب جوش خفيف دهند و در ظرف فراخ دهن بروز در آفتاب و بشب در خانهء گرم بدارند و بعد سه روز صاف كرده از آن هر روز چهار اوقيه با يك اوقيهء سكنجبين و يك اوقيه شربت بنفشه بنوشند و بايد كه تدبير صاحب مرض حاد به اين تدبير نمايند و از خطا حذر كنند زيرا كه ادنى خطا بر صاحب مريض حاد ضرر عظيم كند به غذا باشد يا بدوا چون در غير وقت او استعمال نمايند و اما در امراض متطاوله مضرت خطاى اندك ظاهر نشود مگر آن‌كه از آن استكثار كنند و بر آن ادمان نمايند . [ ايلاقى و جرجانى ] ايلاقى و جرجانى مىنويسند كه در اين تب باطن گرمتر از ظاهر مىباشد پس تدبير تسكين حرارت در آن قويتر بايد كرد و اصل تسكين حرارت چهارگونه است تبريد هواى خانه و خورانيدن اشربه و اغذيهء بارده و استعمال اضمده و نطولات بارد بر سر و سينه و جگر اما تبريد هواى خانه و تبريد غذا در معالجات حميات حاده مذكور شد و از اشربه سكنجبين كه از شيره تخم خيار و بادرنگ و تخم خرقه و تخم كاسنى ساخته باشند و آب آلو و آب تمر هندى سخت موافق باشد ليكن اگر طبع نرم بود آب اناردانه و پوست جو اولىتر بود . و اگر نرمى طبع بيش از آن نباشد كه هر روز يك مجلس يا دو مجلس اجابت كند چيزى كه نرمى طبع زياده نمايد نبايد داد و تدبير بازداشتن نبايد كرد . و اگر لينت طبع زياده‌تر گردد بقبض آن پردازند و شربت ريباس و شربت سيب ترش و انار و ليمون و شربت ترشى ترنج با گلاب هر ساعت بايد داد و شربت صندل بسيار موافق بود و آب هندوانه و آب خيار ترش و ماء القرع به اندك آب غوره يا اندكى شكر يا سكنجبين بايد داد و هر روز از اين شربتها اندك اندك تجرع نمايند . و هرگاه اثر نضج پديد آيد و حرارت تب و اعراض آن برحال خويش باشد سحرگاه قرص كافور با سكنجبين ساده بدهند و وقت برآمدن آفتاب كشكاب سرد كرده خورانند . و اگر در معده و جگر و در اعضاى اندرونى ضعف و ورم و درد نباشد آب سرد سخت نافع باشد بالجمله در آب سرد و كشكاب سرد در آن انتظار نضج بايد كرد . صفت شربت صندل بگيرند صندل سفيد سوهان كرده پنجاه