محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
130
اكسير اعظم ( فارسى )
محرقه نيز هست . قرشى و سديد كازرونى مىنويسند كه اگر با غلبهء صفرا در خون كثرت يابند فصد بتمهل نمايند يعنى در ابتدا نكنند بلكه بعد اندك نضج و تنقيض صفرا بحقنه لين و اخراج خون اندك نمايند و خصوصا اگر غير خالص باشد و در ايام اول سكنجبين ساده و شربت نيلوفر دهند . و اگر تشنگى يابند با شيره تخم خيار و خرفه و مغز كدو بدهند تا تفتيح سده و تسكين عطش و ادرار و تبريد نمايد . و گويند كه اولى آن است كه مدرات را در حميات بعد روز چهارم استعمال كنند و بعد اندك نضج اگر احتياج تليين باشد شربت بنفشه و نيلوفر و همچنين شربت دينار يا يكى از آن هر دو بشربت آلو و لعاب اسپغول يا شربت ليمو بشربت نيلوفر يا بنفشه يا حماض يا نيلوفر يا سيب بنوشانند و شربت سيب و ليمو و حماض وقتى بايد كه تب با ضعف قلب و معده باشد يا نقوع حامض يا حلو به شكر يا شربت بنفشه يا نيلوفر بدهند و اولى آن است كه در دادن نقوع تأخير دو سه روز نمايند زيرا كه در نقوع قوت اسهاليه است . و ايضاً در آن غذائيت است يا آب انارين بشربت بنفشه و اولى آنكه بشريت درد مكرر يا هليله دهند زيرا كه آب انار اسهال بالعصر مىكند پس واجب است كه آنچه بادى جمع كنند . ايضاً مسهل بالعصر باشد نه ملين مثل شربت بنفشه بلكه مانند شربت ورد و يا تمر هندى در آب گرم ماليده با شكر يا شربت بنفشه دهند و اين اولى است بهر آنكه شربت بنفشه مصلح تمر هندى است و اين نيز اصلاح آن مىنمايد و آب هندوانه به شكر يا به سكنجبين به غايت نافع و ماء القرع نيكو است و اولى تأخير آب فواكه تا روز ششم و هفتم است و اين وقتيست كه بدان ارادهء تليين قوى و اسهال باشد به جهت آنكه خوف آن است كه غب خالصه به غير خود منتقل گردد اگر در ابتدا كثرت آب فواكه نمايند و تليين طبيعت هر روز دو سه مجلى بتليه و حقنهء لين كنند اگر طبيعت به اشربهء مذكوره نرم نگردد و در آخر روز و در شب و هنگام احتياج به اشربهء اضافه نمايند مدرات مثل تخم خيار و بادرنگ و خصوصاً اگر تب با تشنگى باشد . و هرگاه عطش افراط كند شيره تخم خرفه تنها يا به مغز تخم و يا تخم خيار با سكنجبين و يا شربت آلو بدهند و گاهى در تب صفراوى خصوصاً خالصه احتياج بخورانيدن كافور در بعض اشربهء مذكور افتد . و اگر در آنجا غثيان و قى باشد آب زلال تمر هندى با شكر و يا ترنجبين دهند و گاهى براى تليين ريوند چينى اضافه مىكنند و در فعل قوىتر مىگردد و يا بشربت نيلوفر و سكنجبين . و اگر با مثل اين اشربه شربت دينار افزايند نافع باشد و با نقوع از تمر هندى چهل درم عناب ده عدد گل نيلوفر پنج عدد بنفشه سه مثقال خيسانيده در آب آن بيست درم ترنجبين سفيد حل كرده نيم درم ريوند چينى افزوده بنوشانند اگر طبع قبض بود يا شربت تمر هندى يا شربت آلوبالو در آن حل كنند . و اگر طبيعت بسيار نرم باشد كه موجب ضعف گردد پس شربت حماض يا شربت انار ترش منفع يا سكنجبين رمانى دهند و گاهى اين قوابض نزد قبض طبع و امثال آن اگر معده ضعيف مسترخى باشد استعمال مىكنند و تليين طبيعت در آن هنگام بحقنهاى لينه و فتائل مسهله مىنمايند پس اگر قى و غثيان به مثل شربت انار منفع منقطع نشود بگيرند طباشير و سماق و گشنيز خشك و زرور دو باريك سائيده بشربت سيب استعمال كنند و گاهى نزد شدت غليان صفرا و التهاب آن در اين كافور افزوده مىشود . مسهلات نقوع مقوى به مثل شيرخشت و ريوند و يا آب انارين بهليله دهند و هليله را قبل از نضج تام تا دو هفته ندهند چنانچه شيخ فرموده كه آن مسدد مقبض بعد اسهال است . و ايضاً اگرچه آن مسهل صفراست ليكن در آن يبس و بجفيف بسيار است و از آن خوف ذوسنطارياست پس احسن در اين تب ترك آن است و يا چهل درم شربت ورد مكرر با بيست درم سكنجبين به آب بسيار سرد بدهند كه مسهل بالعصر است و يا مغز خيارشنبر بشربت بنفشه و روغن بادام شيرين دهند و خصوصاً اگر با تب سرفه و خشونت در سينه باشد و يا تمر هندى و مغز خيارشنبر در آب گرم ماليده شكر و روغن بادام داخل كرده يا شربت بنفشه عضو شكر كنند و اندك ريوند افزايند و گاهى ترنجبين يا شيرخشت اضافه مىكنند . و اگر تب صفراوى غير خالص باشد گلقند افزايند و اولى آن است كه تأخير مسهل تا نضج كنند الا آنكه صفرا متحرك مهياج باشد با وجود آنكه خطر استفراغ قبل از نضج در غب و امراض صفراوى كمتر از آن است كه در غير او است و روز نوبت و خصوصاً كه روز بحران روز نوبت افتد مثل هفتم و يازدهم استفراغ نبايد كرد و اولى ايام براى استفراغ هشتم و دهم و دوازدهم و شانزدهم است و اما در روز ششم خطر عظيم است زيرا كه گاهى در آن بحران اضطرارى متقديم مىآفتد چنان كه در روز هشتم بر سبيل تأخير اتفاق افتد الا بحران روز ششم رويست بهر آنكه قبل از انتها بود پس اگر در آن روز اتفاق مسهل شود غالباً هلاك كند و خصوصاً اگر مسهل قوى و مواد بسيار باشد . ايشان و در شبان صعبتر بود و بسبب ناريت امزجة ايشان و كثرت ابخرة آنها معين آن و بساست كه در صبيان مع سبات افتد بنا بر اغذيه بايد كه تأخير غذا دو يا سه روز نمايند و بر اشربهء مناسبه اقتصار ورزند و بعد از آن بماء الشير يا شيره مغز نان در آب سرد تر كرده و يا شيره پوست جو و خصوصاً اگر با غثيان باشد هر كدام از اينها با شكر يا شربت نيلوفر بدهند مگر آنكه ضعف در نبض يابند كه در آن هنگام شورباى بچهء مرغ واجب بود . و اگر ضعف مدرك نشود به ماء الشعير و مانند آن بدون بچهء مرغ غذا سازند . و هرگاه ضعف به همرسد و مرض در انتها يا قريب به انتها باشد و شورباى بچهء مرغ دهند در معده فاسد گردد به سبب اشتغال طبيعت در آن هنگام بدفع مرض از غذا و كرب آرد و تشويش ذهن نمايد و بدان تقويت معتد به حاصل نشود پس هرگاه تب خفت پذيرد و اشتها بجنبد مزورهء اناردانه يا آلو يا زيرباج يا ليموئيه