محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

131

اكسير اعظم ( فارسى )

يا اسفاناخ يا خرفه يا ملوخيه يا بقلهء يمانيه دهند و اينها در روغن بادام شيرين بريان كنند و به سركه يا آب ليموترش سازند اگر سرفه نباشد و بعضى كسان قناعت بمزورات نكنند بلكه محتاج بچوچهء مرغ در ايام ابتدا باشند بلكه در روز نوبت و ايشان متخلخل بدن‌اند و اما غير ايشان را غذا در روز نوبت در حالت قبض طبيعت نبايد داد . ادويهء موضعيه تسكين صداع ايشان و تنويم آنها بچيزهائى بايد كرد كه در علاج صداع حار و در سهر كه به سبب حرارت بودند مذكور شد مثل خشخاش و بنفشه و نيلوفر و مانند آن و ترطيب زبان ايشان بدان چه در جفاف اللسان گذشت مثل لعاب بهدانه و اسپغول و مغز خيارشنبر و تبريد جگر ايشان بنهادن خرقهء مبلول به گلاب و آب كاسنى يا آب خيار به اندكى سركه بر محل جگر نمايند و گاهى اندك كافور در آن اضافه كرده مىشود و شستن دست و پا به آب گرم و آب سبوس گندم براى ايشان نافع بود به جهت تسكين صداع و كشيدن ابخرهء متصاعده به سوى دماغ ايشان و واجب است كه در ابتداى نوبت به آب گرم و سكنجبين قى كنانند و در وقت شدت حرارت شيره به زور بارد بشربت آلو يا سكنجبين استعمال كنند و نزد ابتداى عرق ادرار عرق ايشان از سكنجبين به آب هندوانه يا به آب سرد يا به شيره تخم خيار نمايند و عرق را مسح كنند تا او را زياده گردد و در مسكن آب بپاشند و در آن حرارت آب زياده كنند و نزد ايشان از فواكه سيب و امرود و به زعرور خيار و از رياحين برگ مورد و برگ بيد و اوراق اشجار بارد خوشبو مثل برگ سيب و ريحان بر آن آب پاشيده و از گلها گل سرخ و نيلوفر و آب مورد ببويانند و اندك سركه در آن افزايند الا اگر بيخوابى باشد قريب سركه نگردند و گاهى حقنه به مثل آب هندوانه يا آب خيار ايشان را نفع كند . بعض متأخرين دستورالعمل علاج تب صفراوى چنين نوشته‌اند كه اول مسكنات مثل شربت بنفشه يا شربت نيلوفر يا شربت گاو زبان در عرق شاهتره و عرق نيلوفر و عرق كاسنى حل كرده خاكشى پاشيده دهند و يا از روز اول تب شربت نبات و آب گلاب و عرقيات ادويهء سبك دهند و پاشويه كنند باز شيره كاهو يا شيره خرفه يا شيره مغز تخم كدو به شرط تشنگى بسياره گرمى زائد بيفزايند و شربت انار داخل كنند و بعد چهار روز اگر تب و تشنگى تسكين يابد و منضج صفرا خواهند نقوع دهند تا زد و نضج يابد اگر سرفه و نزله نباشد آلوبخارا زرشك تخم كاسنى گاو زبان شب در آب تر كرده صبح ماليده صاف نموده شربت بنفشه حل كرده خاكشى پاشيده دهند . و اگر تب و تشنگى ساكن نشود تا هفت روز لعاب بهدانه و شيره مغز تخم كدو و شربت بنفشه ادويهء سبك دهند كه همين نضج خواهند داد تا چهار روز چنان كه مسهل مهلك است دواى قوى نيز ممنوع است مگر در يرقان بشركت كبد كه بحران او روز چهارم مشخص آلو و تمر هندى و آب كدو آب كاسنى و آب تربوز و غيره جائز داشته‌اند اما هرگاه غلبهء صفرا بود و تب يك روز در ميان يا هر روز آيد شيره تخم خرفه شيره تخم كاسنى هر يك شش ماشه سكنجبين دو توله داخل كرده دهند و در شدت تشنگى و احتراق تبريد زياده كنند و شيره خيارين و شيره تخم كاهو و لعاب اسپغول بيفزايند بلكه قرص طباشير كافورى سه چهار ماشه نيز دهند . و اگر اسهال بود قرص طباشير قابض هم بدهند و در محرقه كهنه آب كاسنى سبز مروق و سكنجبين نيز خوب است و براى اخراج صفرا قرص طباشير ملين و شربت ورد مكرر و شربت دينار به حسب تقاضاى وقت و مزاج دهند غرض تا روز هفتم كه روز بحران است تسكين مزاج نموده باشند و در اين اثنا اگر خودبخود اسهال شود قرص طباشير افيونى چار ماشه و گشنيز خشك چار ماشه و كافور قدرى و تخم كاسنى بريان شش ماشه و شربت حب الآس يا شربت بهى يا رب آن دو توله دهند و در صورت بودن سرفه ترشى موقوف دارند و بهدانه سه ماشه اصل السوس چهار ماشه در نسخها ضم سازند بالجمله بعد از هفت روز كه روز نوبت نبود مسهل از مغز فلوس شش توله و تمر هندى سه توله با لعاب اسپغول دهند . و اگر قوى خواهند ترنجبين و شيرخشت هر يك چهار توله افزايند و اكثر در شدت گرمى و تشنگى در آب كدوى مشوى و شيره تخم خيارين يك توله مغز فلوس و تمر هندى ماليده نيز مىدهند و بعد از نقاى ماده اگر حاجت شود براى تسكين حرارت زائد ماء القرع با شربت نيلوفر يا سكنجبين يا قرص كافور دهند كه براى تسكين صفرا و هيجان آن نافع است و مزيل حرارت و مسكن تشنگى و همچنين ماء الخيار و آب تربوز و آب كاسنى در اين باب با شربتها و قرصهاى مذكوره نافع بود . و اگر روز نوبت روز هشتم بود مسهل بعد زوال نوبت و تسكين بعد سه چهار ساعت دهند ليكن مسهل روز نوبت گاهى مضر و گاهى مهلك است . و اگر غب دائم و لازم با كمى گرمى بود بعد سوم روز و بعد تسكين حرارت و عطش منضج بطور طبيخ نيز جائزست بنفشه نيلوفر كاسنى هر يك نه ماشه خيسانيده يا جوشانيده نبات يك نيم توله خاكشى چار ماشه داخل كرده دهند و اگر