محمد كاظم گيلانى
32
حفظ الصحة ناصرى ( فارسى )
حفظ الصحّه در ايران پس از اسلام اگرچه بس بسيار از كتابها و آثار پيشينيان ما در يورش اسكندر و آشوبهاى خرد و كلان ديگر به تاراج رفت و يا در آتش نادانى و كينتوزى دشمنان سوخت ، ولى پزشكى در ايران پس از اسلام هرگز از دانش حفظ صحّت و مايهء دينى و باستانى آن تهى نشد . مىتوان گفت كه پيگيرى در بيان الگوها و تدابير حفظ الصحّه - كه سيّد اسماعيل جرجانى ، آن را به پارسى نگاه داشتن تندرستى بازگفته است - بخشى برجسته از همهء كتابهاى ارجمند پزشكى ايرانزمين گشت كه نيكبختانه هنوز بسيارى از آنها در برابر ديدهء ماست . در اين مجال كوتاه تنها به اشارتى بايد گفت كه اين بخش نهادين را مىتوان هم در پيشينترين كتاب پارسى پزشكى - هداية المتعلّمين فى الطّب - يافت ، هم در برگهاى زرّين نخستين نوشتارهاى حكماى ايرانى به زبان تازى در كتابهاى فردوس الحكمه از على بن ربّن طبرى و الحاوى از حكيم محمد زكرياى رازى به ديده و دل سپرد و هم در گنجوارههاى پس از آن مانند قانون و ذخيرهء خوارزمشاهى ديد و هم در نوشتارهاى تازهترى چون خلاصة الحكمه جستجو كرد . بدينسان دانش حفظ الصحّه نزد پزشكان فرزانهء ايرانى نه تنها ارج و ارزش خود را از دست نداد ، بلكه چه بسا كه پرمايهتر و گستردهتر از پيش نيز شد ، به گونهاى كه بسيارى از حكماى مسلمان ايرانى افزون بر گفتارهاى گسترده دربارهء حفظ صحّت در كتب بزرگ خود ، كتابچهها و رسالههاى كوچكترى نيز در اين موضوع و يا زيرشاخههاى آن نگاشتند . از اين جملهاند نوشتارهاى بسيارى كه ايشان در سود و زيان گونهگونه آبها و غذاها و ميوهها و گوشتها و توابل و ابازير و شيوههاى شناسايى نيكوترين هريك به جاى گذاشتهاند و يا رسالههاى پرشمارى كه درباره آداب و تدابير نوشيدن و خوردن و خواب و بيدارى و خفت و خيز و گرمابه رفتن و تدابير مسافر و راههاى نوين پيشگيرى از گسترش بيمارى در هنگام همهگيرىها و بسى مدخلهاى ديگر پديد آوردهاند . اين نكته بسيار دلانگيز است كه آن دانايان هوشيار در رويدادهاى روانى ( اعراض نفسانى ) نيز ريزبينىها و موىشكافىها داشتند