محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
24
اكسير اعظم ( فارسى )
دارفلفل و فوه الصبغ و اشنه و ليمون مالح و گلقند و كاسنى برى و سعد و شكاعى و عصارهء شقائق النعمان و فقاح اذخر و بنگ و عصفر و سنبل رومى و هيل افلنجه و تخم هليون و مو و مغز حب المحلب و تنبول و انجدان و حب بلسان و مر و روغن بلسان و نعنع و درونج و كبابه و بيخ اثل با اطراف نرم او كوفته در شراب خوشبو قابض پخته و قثاى برى و ابريشم خام محرق يا مقرض و زرنباد و گل خرما و گزر مخلل و نارمشك هر واحد مقوى كبد بارد است و كذا شرب و ضماد سنبل هندى و مصطكى و عنبر و لادن و حماما و عود و لك و سداب و بيخ انجدان و جوز السرو و فراسيون و وج و اظفار الطيب و كفرى و ضماد استهء خرماى سوخته در شراب سرد كرده و كذا نسرين مقوى جگر است و شرب و ضماد زرشك و طراثيث عصاره لحية التيس بقلهء خرفه و تخم آن طباشير حب الآس و برگ آن و عفص و امتصاص و ريباس و عصارهء او آمله و آب حصرم و امرود و آب برگ كاسنى و تخم آن و سك مسك و بليله و تمر هندى و ليمون و سماق و انارين و گل سرخ و مرجان و عصارهء غرب و بيخ اثل كوفته يا اطراف نرم او در سركه جوشانيده و كاكنج و عذبه و اناردانه و آلو و زردآلو و توت شامى و ترنج و رنگتره و كوله و گلاب جامن و خيار و تربز و كدو و شفتالو و كسيرد و گشنيز سبز و شرب سكنجبين سفرجلى و بزورى و تفاحى و قرص زرشك صغير و شربت آن و شربت كشوث و دينار و قرص گل و جوارش آمله و خوزى و انارين هر واحد مقوى كبد حار است . شيخ و جرجانى و ايلاقى مىنويسند كه ضعف جگر اكثر از برودت و رطوبت و كمتر از يبوست و به سبب مواد ردى محتبس در آن باشد و لهذا اكثر علاج او به تسخين لطيف مع تفتيح و انضاج و تليين مخلوط به قبض مقوى و منع عفونت بود و اين بيشتر به ادويه خوشبو كه در آن تفتيح و انضاج و قبض باشد مثل زعفران حاصل شود . و ايضا اشياى چاشنىدار كه در آن اندك قبض باشد مثل اناردانه نفع كند كه آن به ترشى تقويت و تقطيع رطوبت غليظ و تسكين حرارت نمايد و به شيرينى جلاى رطوبت و تفتيح سدد و تعديل برودت ترشى كند بعد از آن رعايت جانب حرارت و برودت به حسب اقتضاى مزاج نمايند و به آن دواى مسخن يا مبرد شريك سازند و خوردن مويز مع تخم بعد نيك خاييدن از اين قبيل است . و چون تجليل حاجت افتد و ورم باشد يا سده يا غير آن دواى او از دواى قابض خالى نباشد الا در آنجا كه مزاج يابس بسيار باشد دواى قابض خشك در آن داخل نكنند . و اگر در جگر ماده محتبس باشد به استفراغ حاجت آيد پس اگر ماده دموى بود فصد كنند . و اگر خلط غليظ لزج باشد استفراغ به مثل غاريقون و اگر رقيق مائل به حرارت بود و در آنجا سده باشد به مثل عصاره غافث و افسنتين نمايند و در هر دو دوايى كه در قوت استفراغ به قدر حاجت معين باشد مخلوط سازند و گاه اسهال و ذرب شدت مىنمايد و طبيب براى حبس آن مبادرت به ادويه قابضه مىكند و ضرر عظيم از آن حاصل مىشود و در مثل اين حالت تأمل كنند اگر اسهال از دفع طبيعت بود و جگر بدان تنقيه يابد مدد نمايند تا نقا به سرعت حاصل شود . و اگر احتياج به حبس او باشد به استعمال ادويهء خوشبو مفتح و مقوى به قبض معتدل و تفتيح صالح حبس او كنند و خصوصاً مطبوخ در شراب ريحانى كه در آن قبض باشد و از ادويه مشتركه كه براى انواع ضعف جگر كه به خاصيت فعل كند جگر گرگ خشك كرده سوده است يك ملعقه از آن به شراب بخورند . و چون علاج كبد به علاجات واجب كرده شود بايد كه اقدام در آن هنگام بر شير ناقه عربى كنند . و از ادويه جيده به جهت ضعف كبد اين دوا است كه تنقيه جگر و تقويت آن نمايد لك مغسول ريوند چينى هر يك سه درم عصاره غافث باديان تخم سرمق هر يك پنج درم افسنتين رومى شش درم تخم كاسنى ده درم كشوث هشت درم تخم كرفس چهار درم اقراص يا سفوف از آن سازند شربتى دو درم و از ادويهء محموده مقدم بر غير خود اين دوا است مويز دانه برآورده بيست و پنج مثقال زعفران مثقال و در بعضى نسخهها نيم مثقال قصب الزريره دو مثقال مقل اليهود دو مثقال و نيم دارچينى مثقال سليخه نيم مثقال سنبل سه مثقال اذخر دو مثقال و نيم مر چهار مثقال صمغ بطم چهار مثقال دارشيشعان دو مثقال عسل شانزده مثقال مقل را در شراب به قدر كفايت حل كرده ادويه ديگر بسرشند چنانچه رسم است شربتى مثقال و اگر حرارت باشد افيون و بزر البنج در آن آميزند . و جالينوس گفته كه اين معجون مركب است از ادويه كه هر يك به خاصيت جگر را موافق است پس بعضى از آن قبض معتدل به انضاج كند و بعضى به تجفيف و تنقيه زردآب ردى و بعضى اصلاح مزاج ردى و بعضى مضاد عفونت است و اكثر آن افاويه عطريه مثل دارچينى و سليخه است و آن هر دو مضاد عفونت و مصلح مزاج و دافع سبب مفسد و منشف صديد ردى و دافع آن و مقاوم ادويه قتاله و سموماند . و اگر چه دارچينى قوىتر از سليخه است و اين هر دو دوا اقوىتر از جميع ادويه عطريه ديگر مثل سنبل و غير آن در اين باب است . و اما دارشيشعان و زعفران هر دو جامع قبض و انضاج و تليين و اصلاح عفونتاند و وزن مويز بدين مقدار بهر آن است كه شيرينى او را ادويه ديگر بشكند و قوتهاى ديگر دهد تا موافقتر باشد و آن از ادويه صديقه كبد به سبب مشاكلت او است و اين صداقت افضل خواص دواى نافع است . و ايضا در آن انضاج و تعديل اخلاط است و غير سريع الاستحاله