محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

3

اكسير اعظم ( فارسى )

قيروطى ساخته استعمال نمايند . و روغن گل با سفيدى بيضه نيز مفيد است . و يا چربى مرغ را به روغن گل گداخته چهارم وزن آن مازو سفيده قلعى نشاسته كثيرا مساوى باريك سائيده بياميزند و به كار برند كه به قول مسيحى خشكريشه بينى را نيز نفع بليغ نمايد . و با لعاب بهدانه و با لعاب خطمى لعاب تخم كتان در آب گشنيز سبز آب عنب الثعلب تازه برآورده مغز ساق گاو موم سفيد روغن گل يك جا بر آتش گداخته سفيدهء كاشغرى مغز تخم كدو مغز تخم تربوز رسوت سوده ممزوج نموده قيروطى سازند و بر لب بچسبانند . و اگر موم زرد و روغن گل و پيه مرغابى گداخته زوفا رطب كثيرا لعاب بهدانه داخل كرده در صلايه بر هم زنند تا يكسان گردد و به كار برند براى شقاق دست و پا نيز مجرب است . و اگر از آب چقندر آب شلغم آب برگ كرنب لعاب گل خطمى آب گل بنفشه هر يك دو دام موم سه دام روغن گل ده دام قيروطى مرطب سازند براى شقاق و سبوسه سر و قوباى متقشر مخترع حكيم بقا خان است . و يا سفيده ارزيز يك و نيم توله نشاسته مازو به سركه سوده هر يك هفت ماشه كتيرا پنج ماشه سائيده موم دو توله روغن گل پنج توله گداخته آميخته بنهند كه براى تقشر لب معمول صاحب اقتباس العلاج است . و يا سپستان پانزده عدد در آب مُهرّا پخته صاف نموده با مغز ساق گاو و مصطكى هر يك دو درم مازو يك درم پيه ماكيان گداخته نصف درم مرهم سازند و به كار برند كه مجرب سيد جرجانى است . و اگر عدس اكليل الملك گل خيرو هر يك يك توله نرم كوفته بجوشانند پس صاف نموده روغن كدو روغن بادام مغز قلم گاو هر يك سه درم زرده تخم مرغ يك عدد اضافه نمايند و وقت فرود آوردن يك نيم درم مرداسنگ سائيده داخل نمايند و استعمال كنند براى شقاق و خشكريشه لب مفيد بود . شيخ ميفرمايد كه ادويه محتاج اليه در علاج شقوق آن است كه با قبض و تجويف جامع تليين باشد و از ادويه نافعه در آن امساك كتيرا است در دهن و گردانيدن او به زبان بر لب . و از تدبير نافع در آن تدهين سرّه و مقعد است و طلاى كفى كه از ماليدن يك قطعه خيار بر ديگرى پيدا مىشود . و لعاب سپستان يا ماء الشعير يا لعاب اسپغول خوردن و طلا كردن سود دارد . و از دسومات مسكه و مخّ است و از شحوم پيه گوساله و بط به عسل يا روغن حبّة الخضرا يا روغن گل به سفيدى بيضه و آرد گرسنه آميخته و گاهى در آن مرداسنگ داخل كرده مىشود . و از ادويه مجربه مازو سفيده ارزيز نشاسته كتيرا سوده در پيه ماكيان آميخته است و ايضاً مازو به سركه سوده و ايضاً از مصطكى و علك البطم و زوفا رطب و عسل مثل مرهم بسايند و وقت ازمان مرض استعمال نمايند . و همچنين مرداسنگ شادنج زردچوب دهنهء فرنگ هر واحد نيم جزو سُم بز سوخته زعفران هر واحد ثلث جزو كافور سدس جزو سوده به موم شش جزو و روغن گل شانزده جزو گداخته مرهم سازند كه اكلهء دهن و لب را نيز نافع . و ايضاً عنبر به روغن بلسان يا روغن بان يا روغن اترج ربع جزو قيروطى ساخته نافع . و غذا پايچه و بيضه نيمبرشت كنند . صاحب كامل و جامع گويند كه اگر شقاق غائر بود پيه بط و موم گداخته طلا نمايند يا بگيرند گل سرخ خشك كوفته بيخته با قدرى كتيرا آميزند و طلا نمايند و يا نشاسته و كتيرا و سفيدآب و مازو مساوى كوفته بيخته شحم ماكيان و قدرى موم كه هر دو هم وزن جمله ادويه باشند گداخته آميخته بر موضع شقاق نهند . بعضى گويند كه ضماد علك البُطم به مازوى بى سوراخ سوده و يا به روغن آميخته و كذا مصطكى و روغن گل حل كرده . و كذا عصاره لبلاب سياه و كذا چرك گوش رومى و كذا پيه گوساله به عسل و تدهين به روغن خيرى هر روز به مرّات و قنطوريون دقيق شرباً و ضماداً نافع تشقق لب است . بالجمله هر دوا كه بر لب نهند بايد كه بالاى آن پوست باريك اندرون بيضه مرغ يا خانه عنكبوت به آب شسته بچسبانند تا از هوا محفوظ ماند و از آب سرد نيز محفوظ دارند . و چرب كردن ناف و مقعد به روغن بنفشه يا نيلوفر يا كنجد يا قيروطى و ترطيب سيما به سعوط مرطب و به ادهان مذكوره و روغن بادام خيلى سودمند است . و آنجا كه آثار كثرت ماده يابس دريافت گردد بعد تنقيه از فصد و مسهل يا مطبوخ هليله فواكهى و شربت ورد سنائى و يا ماء الجبن ادويه مسطوره استعمال نمايند . و فصد چهار رگ و چسبانيدن زلو زير لب نيز شقاق لب را مجرب است . و از ثوم و پياز و نمك بسيار و گوشت آهو و اسب و بز و غيره لحوم غليظ و يابس . و از مولدات صفرا و اشياء گرم پرهيز نمايند . و هر چه در شقاق زبان و تقشر او خواهد آمد مفيد شناسند . و گويند كه هر گاه شقاق لب افراط كند لب شق كنند و از آن چيزى مثل تخم انجير كه آن خلط منعقد است برآرند . پس به اندمال آن به علاج قروح پردازند . جفاف لب از شير زن و يا خر لمحه لمحه تر سازند و يا صره اسپغول در آب انداخته بر لب بگردانند و يا لعاب اسپغول و يا بهدانه و يا خطمى در گلاب برآورده بمالند و روغن كدو و كاهو و خشخاش بمالند و ديگر مرطبات و مبردات به عمل آرند . و اگر از اين تدبير فايده نشود ماء الجبن دهند و پنير آن را بمالند كه بسيار مفيد است . ورم لب سببش غلبه خلطى از اخلاط اربعه يا نزله يا گزيدن مورچه بود . پس اولًا از مريض حال تقدم گزيدن مورچه يا تناول ترشى مثل جغرات و سركه و غيره بپرسند . و نيز به وجود عوارض نزله نظر كنند . اگر اقرار آن كند سبب ورم همان باشد . و إلّا به رنگ لب نگاه كنند اگر سرخ باشد ورم دموى بود . و اگر سرخ مائل به زردى باشد و سوزش و خلش بيشتر كند صفراوى بود . و اگر سفيد و سرد و نرم باشد و درد كمتر كند بلغمى بود . و اگر لب كبود و سخت باشد