محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
56
اكسير اعظم ( فارسى )
و يا مازو و حضض و يا ميعه و افيون و يا قنه و گوگرد و حضض و يا علك البطم و فلفل و يا سك و علك البطم و پودينه و يا شونيز سوده در سركه و شهد سرشته پر نمايند و يا كبريت بطور حشو يا طلا به كار برند و يا زنجبيل كوفته به عسل و سركه پخته پر كنند كه به غايت نافع است و يا حلتيت و قطران و يا شيح و حلتيت تنها و بموم بپزند تا تحليل نگردد كه آن شديد التسكين براى وجعت و يا صبر تنها و مع ادويه و يا حضض و زاج و حشو كافور به غايت نافع و مانع و مانع زيادتى تآكل و مسكن الم است . و بايد كه بدانچه در بحث وجع اسنان گذشت استعانت نمايند و گاهى در اينجا اطليه از جندبيدستر و عاقرقرحا و افيون و اقنه مساوى و يا فلفل و قاقله به عسل و يا عاقرقرحا و مر به عسل و حبه الخضر البعسل و يا خاك پاك كه بر آن سركه انداخته باشند و به جوش آمده باشد و يا جگر عضايه و يا كبريت به دو مثل آن حضض و يا فلفل و شير بتوع و يا به ورق و عاقرقرحا و يا قنه و بزر البنج و يا ميعه و افيون استعمال مينمايند . و دواى جيد اين است كه بگيرند به ورق و بزر البنج هر واحد دو جزو عاقرقرحا و فلفل هر واحد يك جزو و افيون سه جزو بر موضع متآكل نهند . و ايضا بگيرند ميعه و فلفل و ابهل هر واحد يك جزو مويزج و تخم انجره و افيون هر واحد نيم جزو به كار برند و گاهى حشو و طلا معا استعمال مينمايند . و گاهى بر موضع فلدفيون قوى و يا سورتيجان و يا آهك دو جزو دو نوشادر و شب و مرو و مازو و اقاقيا دايرسا يك يك جزو و يا صعتر سوخته و كف دريا ميگذارند و گاهى در آن قنه زياده كرده مىشود . و گاهى مضمضات كه در دهن دارند نفع عظيم مينمايند چنانچه بيخ كبر به سركه بجوشانند حتى كه نصف سركه برود در دهن بگيرند و گاهى روغن بادام بچكانند . [ ايلاقى و جرجانى ] ايلاقى و جرجانى گويند كه چون ثقبه دندان موجع را به مر مخلوط به قطران و يا شونيز و مويزج و بزر البنج سائيده بقنه سرشته پر كنند نافع بود و در سوراخ دوا بسيار پر نكنند كه درد زياده كند بلكه بقدرى كه جاى تنفس باقى ماند و چون قطران به عسل آميخته گرم كنند و در صوف گرفته اندر ثقبهء دندان گذارند حفظ از تآكل مفرط و تسكين وجع نمايد و كذا عاقرقرحا افيون زعفران به قطران و عسل آميخته نافع . و بدانند كه سبب ثقبه حدت ماده نازله به سوى دندان است پس اگر ماده اندك باشد از يك دندان زياده سوراخ نكند و ادويه مجففه نهادن كفايت كند . و اگر ماده بسيار باشد اول تنقيه بدن و دماغ نمايند بعده علاج دندان كنند . و خلاصه كلام طبرى در اين مقام اين است كه ثقب در سن از انصباب خلط حاده اكل به سوى عمور و اصول سن حادث مىشود و علاجش فصدست اگر قوانين آن واجب كنده استفراغ مناسب و به حسب مسيل مزاج عليل و تنقيه دماغ با آبى كه در آن آس جوشانده باشند سركه و روغن گل داخل كرده بدفعات كثير مضمضه نمايند و سعد بخايند و بر زبان و عمور بمالند و لعاب دهن بريزند تا رطوبت منجاب مجتمع در دهن خارج شود . و اگر با آن درد نباشد سعد گلسرخ گلنار قشار كند مازو پوست انار بزر البنج براده دندان فيل سوخته شاخ گوزن سوخته شب يمانى اجزاى مساوى و مرو طليله سياه هر دو اندكى آميخته بسايند و در اصول اسنان و عمور بمالند و در ثقبه پر كنند . و اگر اندكى افيون و بزر البنج افزايند بهتر باشد . و اگر درد نباشد متعرض بقلع آن نشوند و يا بگيرند تخم خرقفه و طباشير و گلنار و مازو سوخته و عدس سوخته و اندكى كند سائيده در سركه نهند بجوشانند حتى كه منعقد و غليظ گردد بعد فتيله از پنبه برآرند و اندكى سركه و گلاب و روغن گل مضمضه نموده تجديد فتيله بر هر روز همينطور كرده باشند . و ديدم شخصى را كه در اين ثقبه لحم عمور او روئيده حتى كه بالاى دندان برآمد و صاحب او از مضغ اشيا متأذى ميشد و تا آنكه از آن سيلان دم نمايد بر مضغ صبر مينمود پس ابو ماهر اشاره بقلع دندان او نموده هرگاه قلع نموده شد لحم نابت باقى ماند و بر آن شىء اكال نهاده شد حتى كه به حالت اصلى رجوع نمود بعده بر بيخ دندان از سركه و مازو و پوست انار و غيره كه مذكور شد نهاده شد و زمانى صاحب او از آن متأذى بود بعده صحت يافت و موضع محكم گيرد . [ مسيحى ] مسيحى گويد كه در ثقبه اسنان ماكوله موجعه حلتيت يا به ورق يا سنجرينيا ترياق يا مر يا قطران يا ميعه سائله يا بازرد و يا صمغ بطم يا قنه يا فلفل يا بيخ حماض يا عوسج يا پوست بيخ كرنب يازاج يا شب به عسل يا مويزج يا شونيز مفرد يا مجموع به حسب حاجت سائيده از خارج بمالند و يا از داخل اكال پر كنند و يا بگيرند مازو نطرون و سوخته به عسل سرشته در تآكل بچكانند و يا خردل به عسل بسرشند و در ثقبه پر كنند و يا مويز به فلفل بكوبند و پر كنند و يا بزاج حشو نمايند . و اگر وجع شديد باشد در تآكل فلونياى فارسى مع افيون اندك پر كنند و يا عاقرقرحا در سركه جوشانيده مضمضه نمايند و كذلك پوست بيخ كبر يا برگ كبر در سركه پخته در دهن گيرند و كذا زراوند و عاقرقرحا چون به شراب بجوشانند حتى كه نصف بماند تا دير مضمضه نمايند و يا فلفل در زنجبيل سائيده به عسل سرشته در تآكل بنهند و از خارج طلا سازند و يا فلفل ده درم عاقرقرحا مويزج هر واحد چهار درم بوره ارمنى شش درم به عسل سرشته پر كنند و از خارج بمالند و يا بگيرند كبيكج و كنكزرد و فلفل و در قطران سرشته نمايند