محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

557

اكسير اعظم ( فارسى )

با سكنجبين عسلى بخورند و روغن مصطكى و روغن بر معده بمالند . و ايضاً بهر تنقيه مقطعات مثل سكنجبين عسلى در طبخ شبت آميخته بنوشند و قى كنند و بهر تحليل مواد ملطفات چون آب باديان و شربت و افسنتين به كار برند و چون كرب معده با غثيان و قى در اسباب متحد است باقى تدبير اين از آنجا برگيرند . شيخ مىنويسد كه اگر مرض اندك و بارد بود شراب ممزوج به آب بالمناصفه آن را زائل كند بهر آنكه تقويت و غسل و تعديل خلط ردى نمايد . و اگر بسيار باشد محتاج به ادويه‌ى غثيان بود . و اگر از حرارت و خلط حار بود و آن اكثر مىباشد آن را مبردات رطبه و اطليه‌ى متخذ از آنها تسكين دهد و از آنچه از اين تجربه كرده شده ضماد پوست كدو و برگ خرفه و پست جو به سركه و آب است بر معده و جگر بدان ضماد نمايند و چون كثرت پذيرد به صندل و گل سرخ و كافور و مانند آن ضماد كنند و آب خيار زرد مقشر مع جلاب نبات و اندك طباشير آن را استوده‌اند و از آنچه كرب سعدى را شفا دهد سويق شعير حريش غير مغسول خصوصاً با ناردانه است و فقاع از اناردانه بلا با زير به رب سفرجل . و اگر غثيان نباشد از شراب پرهيز كنند اصلا و آب او ممزوج تمر هندى و شراب سيب كهنه كه فضول او تحليل شود بايد كرد . فاضل سرهندى در شرح خود بر اسباب و علامات نوشته كه دوستى را بعضى جهال براى تقويت باه نان از آرد گندم و مغز چلغوزه پخته دادند و سه شب خواب نكرد و كرب معدى عارض شد و قريب بود كه بر آن غشى افتد چون نزد او رسيدم معجون خفقان او را دادم فى الحال تسكين يافت . اختلاج معده و آن حركتى است شبيه به خفقان كه در معده عارض شود پس وقتى كه حركت مذكور در فم معده يا در جزو اعلاى معده باشد خفقان و گاه غشى نيز به سبب مشاركت قلب حادث گردد و گاهى به آن غثيان و تهوع باشد و گاهى ردى بود و آفت او به دماغ مؤدى گردد و از آن ماليخوليا حادث شود . بالجمله سببش اذيت است كه به معده لاحق شود و آن اكثر از خلط بارد متولد در معده يا منصب از عضو ديگر مثل جگر باشد و گاهى به سبب خلط لذاع محتبس ميان دو طبقه‌ى معده و متشرب در آن يا از تصاعد كرم امعا به سوى معده عند انصباب صفرا به سوى امعا در حالت قبض طبع مىباشد و آثار خلط حار و بارد از تشخيص امراض معده ظاهر گردد و بر وجود كرم شكم قبض طبيعت و درد امعا و انعصار و دغدغه‌ى معده و تقلب نفس و سيلان لعاب دهن و احياناً خروج كرم در قى دلالت كند . علاج : حسب ماده آنچه در كرب معده گذشت به عمل آرند و در علاج امراض معده از سوء مزاج مادى و در بحث قى تنقيه به قى و اسهال و تعديل هر ماده به تفصيل ذكر يافته بدان رجوع نمايند و به تقويت معده پردازند و در ديدان بهر تليين استعمال حقنه لين يا مسهل به مثل مطبوخ افتيمون تربدى علوى خان و بعد از انفتاح طريق قتل و اخراج آن بدانچه در باب ديدان بيايد بايد كرد . و به قول ابو منصور اخراج خلط به ايارج يا به مطبوخ افتيمون تربدى علوى خان و بعد از انفتاح طريق قتل و اخراج آن بدانچه در باب ديدان بيايد بايد كرد . و به قول ابو منصور اخراج خلط بايارج يا به مطبوخ ملين يا افسنتين كنند و اغذيه‌ى مقوى فم معده خورانند و چون اين ادويه در سالى به مرات بخورند و صفرا از ايشان كم شود اين اختلاج به هم نرسد الا چون تأخير در وقت طعام ايشان بسيار كنند و گاهى اين اختلال به سبب كثرت جماع حادث شود و علاج او امساك از جماع و اغتسال به آب و خوشبوى مناسب و استعمال حمام معتدل و تناول اغذيه‌ى جيد الجوهر و خائيدن مغز بادام و جوز و پسته و حب السمحنه به نبات و مالش روغن جوز خيرى مساوى نيم‌گرم نمايند . و صاحب شفاء الاسقام گويد كه اين نقوع مقوى معده و نافع اختلاج آن از املاى استاد من است پوست هليله‌ى كابلى يك مثقال آمله سه درم بهمنين درونج عقربى برگ بادرنجبويه گاو زبان هر واحد يك مثقال در آب خيسانيده صبح نصف آن صاف كنند و شكر يك اوقيه داخل نموده اول تخم مرويك درم خورده بنوشند و باقى آن به دستور وقت شام بخورند و تدبين معده نمايند به روغن سفرجل كه در آن مصطكى حل كنند . و حكيم شريف خان مىنويسند كه اگر از خلط بلغمى باشد استفراغ به قى از آب ترب و سكنجبين عسلى يا عنصلى و به اسهال از ايارج و حب قوقا يا بعده تقويت معده به جوارش جالينوس نمايند . و اگر از خلط لذاع باشد قى به آب گرم و سكنجبين و تنقيه به فصد و به مطبوخ هليله و فلوس خيارشنبر و ماء الجبن كنند و تقويت بمفرحات و معاجين نمايند . و بدان كه اين مرض شديد الردارت است كمتر از آن خلاص حاصل مىشود مگر آنكه تدبير صائب و مريض قوى باشد و گاهى ماده‌ى حار محترق ميان طبقات معده و شرايين حوالى آن مىباشد و از آن ماده ابخره‌ى حار به سوى اعالى در طريق شرايين متبخر مىگردد پس شرائين گردن حركات شديده‌ى مستكرهه مىنمايند و اميرى را اين مرض عارض شد و مرض بعد سه يا چهار روز حركت مىكرد و بدحال مىشد و اضطراب بسيار مىنمود و در صحن خانه مثل