محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

558

اكسير اعظم ( فارسى )

حبارى مىگرديد و اكثر شب خواب نمىكرد من علاج او به تنقيه نمودم ليكن تنقيه‌ى كامل به سبب عروض اضطراب حال در اثناى مسهل نشد بهر آنكه دواى مسهل جذب ماده مىكرد و آن بنا بر بودنش در عروق مع غلظ آن خارج نمىشد پس او را مقويات و مفرحات دادم بعده آب كاسنى مروق نوشانيدم و تخفيف صالح حاصل شد . ليكن اطبا كه پيش او مىآمدند نزد آنها مرض تحقيق نشد و بعضى از آنها چيزى مىگفتند و بعض ديگر از ايشان چيزى ديگر پس مريض مشوش گرديد و علاج از طبيب ديگر نمود و آن تخفيف را غنيمت نشمرد و طبيب به ادويه‌ى مسهله‌ى قويه علاج نمود و از آن نفث الدم و ذات الجنب و استسقا حادث گرديد و به مرد و از مجربات در قتل و اخراج ديدان اغتذاء به نخود مقشر با سركه تا سه روز بعده نوشيدن مطبوخ بيخ توت سياه است كه آن در چند مجلس استفراغ او مىكند بعد از آن بهر تقويت معده جوارش جالينوس دهند . طبرى نوشته كه اين نوع از خفقان سريع الزوال است به حسن تدبير و علاجش اين است كه نظر كنند به سوى خلط ردى پس اگر خلط بارد غليظ باشد و آن را معده تشرب كرده باشد و قوت و سن و مزاج و فصل اطاعت كند استفراغ به اين حب نمايند ايارج فيقرا يك درم رب السوس دو دانگ شحم حنطل مدور زرد يك نيم دانگ غاريقون نيم دانگ حب النيل شيطرنج هندى نمك نفطى هوم المجوس هر واحد يك نيم دانگ ماهيز هرج و حب الغار هر واحد يك دانگ سقمونياى مشوى يك نيم دانگ كوفته بيخته در آب برگ ترنج يا برگ بادرنجبويه سرشته مثل فلفل حب‌ها سازند و در سايه خشك كرده دو مثقال و نيم از آن بخورند و دو يا سه بار حسب قوت استعمال كنند . و اگر قوت ضعيف باشد اين حب براى او تركيب دهند زيره‌ى كرمانى نانخواه انيسون باديان هر واحد يك درم و يك دانگ هليله‌ى سياه سه درم مصطكى نيم درم صبر سقوطرى مثل جميع ادويه همه را كوفته بيخته به آب برگ ترنج سرشته حب سازند و نيم درم بعد طعام بخورند كه استفراغ رطوبت از معده بدون تحليل قوت مىكند و در هر روز يك مجلس اجابت مىنمايد و تضميد معده به اين ضماد نمايند قسط سه درم مر صبر سقوطرى هر واحد يك درم سنبل مصطكى هر واحد دو ثلث درم همه را سائيده به موم و روغن ناردين گداخته آميزند و حل كنند و بر پارچه ماليده بر معده گذارند و چون معده به نقا ابتدا كند و علامت آن نقصان اختلاج و خفقان است اين حب تركيب دهند سعد اشنه دارشيشعان قصب الزريره مصطكى عود خام گل سرخ هوم المجوس اصل السوس نانخواه زيره‌ى كرمانى صعتر فارسى زوفاى خشك برگ تمام برگ مرزنجوش هر واحد يك جزو زعفران نصف جزو سائيده به شراب خوشبو مثل ترمس حب بندند مفرطح و در دهان دارند كه آن بعد استفراغ خفقان عارض فم معده را زائل كند و شليثا و اصفر سليم و امروسيا بدهند . و اگر خفقان و اختلاج از خلط حاد لذاع متشرب معده يا منصب به سوى آن از عضو ديگر باشد علاجش فصد است بعد از آن استفراغ به اين حب افسنتين رومى يك درم افتيمون يك نيم درم هليله‌ى سياه دو درم غاريقون يك درم تربد سه درم سقمونياى مشوى دو دانگ سائيده به جلاب سرشته حبها خرد بندند و در سايه خشك تمام شربت دو درم و ثلث يك شربت يا دو شربت از آن بخورند و بعد استفراغ تضميد معده به اين ضماد كنند افسنتين دو درم قصب الزريره يك درم گل سرخ دو درم و نيم صبر سقوطرى نيم درم عساليج كرم و اطراف او يك باقه‌ى متوسط سائيده در گلاب و اندك سركه‌ى كهنه حل كرده بر معده ضماد كنند و گاهى در مثل اين معده ضماد به آب سيب و آب برگ آس و گل سرخ و مانند آن اشياى قابضه‌ى مبرده مىنمايند . و اگر از شرب دوا ضعف قوت مانع باشد هر روز يك قدح از اين نقوع بنوشند كه استفراغ بدن او به غير تحليل قوت مىكند افسنتين رومى جعده هر واحد دو درم مويز منقى از تخم بست درم گل حنا سه درم پر سياوشان دو درم پوست هليله‌ى زرد پنج درم تربد كوفته يك درم آلو بخارا عناب تمر هندى هر واحد بست درم ترنجبين سى درم هوم المجوس اصل السوس هر واحد دو درم همه را در ظرف چينى كرده يك روز در آفتاب دارند و هر روز يك قدح با ده درم شربت بنفشه بنوشند . و اگر خلط متعسر باشد و از اين تدبير منحل نگردد ضمادى كه مذكور شد لازم گيرند و از غذا بر مزورات حصرميه و نارباج و زيرباج و مانند آن اقتصار نمايند كه اين تدبير تلطيف و ترقيق اين اخلاط و جذب آن مىكند . و ايضاً اين هر دو سبب را علاج بسيار نافع اين است كه در خلط بار در طوبى بايد كه قى از نمك و ترب و خردل و شبت و مانند آن و نبيند غليظ و آب گرم كنند و در خلط حار لذع به ماء الشعير كه در آن اندك تخم سرمق پخته باشند و سكنجبين و آب گرم نمايند و بر ناشتا قى كنند و براى جميع هر دو سبب رياضت معتدل نافع است . و ابو ماهر اصحاب اين مرض را به استفراغ از شرب دوا امر مىنمود بعده در آنجا كه سبب خلط لذاع حار مىبود بعد استفراغ به شرب سكنجبين سفرجلى نيز امر مىكرد و به اين تدبير مريض به سرعت زائل مىشد و در اينجا