محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

551

اكسير اعظم ( فارسى )

مصطكى يك درم صبر سقوطرى مثل جميع ادويه نمك لفظى يك نيم درم سائيده به آب برگ ترنج يا آب برگ فرنجمشك يا شراب كهنه سرشته هر حسب به وزن نيم درم سازند و يكى از آن هر روز اگر قوت احتمال كند و يا در روز بعد طعام بدهند كه اين در هر روز يك مجلس اجابت رطوبت نمايد و در قوت او اثر نكند و تنقيه معده از همه رطوبات نمايد و روزى كه اراده‌ى تناول اين حب كنند از خوردن آب غوره و سركه‌ى كهنه تند منع كنند و اوفق اشيا مع لزوم علاج اصلاح اغذيه است پس اگر معده‌ى او ضعيف باشد و اعضاى عاليه از آن مثل دماغ و قلب و ريه ضعيف بود تحريك به دو و از فوق نبايد كرد و ليكن در آن حقنه‌ى محلل رطوبات مثل بابونه و اكليل الملك و حسك و شحم حنظل و تخم حلبه و برگ سداب و انجير استعمال كنند و تقويت حقنه به روغن خيرى و روغن بيدانجير و روغن سداب و اندك جندبيدستر و اندك جاوشير و سكنجبين نمايند اگر مزاج او احتمال اين نمايند . و اگر مزاج او متحمل نباشد از حقنه منع كنند و اصلاح غذا نمايند و بر ضماد مذكور اكتفا كنند . علاج فواق از حرارت هرچه در علاج امراض معده از سوء مزاج حار گذشت و سواى تنقيه آنچه در قسم آينده بيايد و در فواق يبسى در قول صاحب كامل مسطور گردد و براى تعديل مزاج استعمال نمايند و علاج تپ كنند اگر از تپ باشد و اصل السوس مقشر سائيده در شربت ليمون آميخته خوردن پس آب نيم‌گرم نوشيده قى كردن فواق عارض در حميات حار را مجرب است . و ايضاً به فواق تابع سوء مزاج حار نوشيدن آش جو و شيره‌ى تخم خرفه و ماء القرع به جلاب و لعاب اسپغول به سكنجبين نافع و آب سرد بروز زدن خيلى سودمند . بالجمله فواق حار را بزرقطونا و بهدانه و روغن بادام و فادزهر معدنى و ماء الشعير نافع است و غذا مزوره‌ى اسفاناخ دهند و هنگام صلاح بچه‌ى مرغ به آب زرشك يا غوره يا آب انار بدهند . و مسيحى گفته كه هرگاه فواق عقب تپ حادث شود و با آن غشى و قى و كرب و عطش و خشكى دهن باشد آب گرم اندك اندك به مرات بنوشند . و اگر ساكن نشود ماء الشعير به روغن بادام شيرين بنوشند و فقرات گردن و پشت به روغن نيم‌گرم بمالند و لعاب بزرقطونا به جلاب و روغن بادام رب انار بياشامند . علاج فواق از لذع خلط حاد تناول اشياى حريفه در خلط حاد آنچه در علاج امراض معده‌ى صفراوى و سوداوى گذشت به عمل آرند و بعد قى به آب گرم و سكنجبين بايد كه لعاب اسپغول به روغن بادام و گلاب دهند و يا لعاب بهدانه به روغن كدو و تضميد معده به آرد جو و خطمى و بزرقطونا به آب عنب الثعلب و روغن گل آميخته بايد كرد و به ماء الشعير و روغن بادام غذا سازند . و اگر هضم قوى باشد اسفاناخ و سرمق و كدو و خيار دهند و ديگر مبردات استعمال نمايند . و اگر طبع نرم بود پست جو با شكر بخورند و همچنين در فواق كه از تناول چيزى حاد حريف حادث شود آب سرد شكم سير نوشيدن بنجاح مىرساند و همچنين آنچه از خوردن اشياى زمخت و ترش بود و نوشيدن شورباى چرب و آب سرد و خوردن سرشير و گلقند آن را فائده مىكند و در صفراوى كه با تلخى دهن و قى صفراوى و زنگارى باشد سكنجبين در گلاب و آب نيم‌گرم نوشانيده قى كنانند كه فى الفور دفع شود . و اگر بماند فاصله‌ى سه چهار گهرى مطبوخ هليله‌ى زرد يا نقوع فواكه استعمال كنند و شام پالك و گشنيز سبز در بنوماش پخته با برنج دهند و صبح طباشير سماق يك يك ماشه در شربت انارين دو توله سرشته با شيره‌ى زرشك و خيارين و خرفه هر يك نه ماشه در گلاب پاو آثار و شربت آلو چهار توله دهند و در فواق سوداوى كه با ترشى هومن و قى سياه متعفن و سوزش معده بود بعد فصد باسليق از دست چپ جهت تنقيه حب لاجورد با مطبوخ به سفايج دهند و انوشدارو لولوى علوى خان با عرق شير خورانند و بعد از تسكين ماء الجبن دهند . و ايضاً در صفراوى و سوداوى بعد قى به نقوعات مسهله تنقيه كنند و مقويات فم معده مثل گل سرخ و گشنيز خشك داخل كنند و بعد تنقيه به تعديل مزاج مشغول شوند و به ادويه‌ى مخدرات و مقويات فم معده آميزند و فواق صفراوى و حار را ماء الشعير كه اندر آن پوست خشخاش و زرد پخته باشند با شربت ورد و طباشير سوده پاشيد به غايت سودمند است و شربت سيب به گلاب و يا شيره‌ى تخم خرفه به شربت سيب بدهند و گاهى هنگام شدت حرارت احتياج مىافتد به اندك كافور به شيره‌ى تخم خرفه و گلاب و شربت سيب و شمه‌ى افيون مصلح بخر نوبه‌ى زعفران و شيره‌ى اصل السوس مقشر با سكنجبين ساده عجيب النفع است و تضميد معده به صندل و گل سرخ و گلاب و يا به جراده‌ى كدو نمايند و روغن بنشه يا روغن كدو هركدام مخلوط به روغن گل و با گلاب و صندل و روغن گل بر فم معده نهند و عند شدت حرارت كافور افزايند و اين مرهم نيكوست موم سفيد مغسول و آب گشنيز تر و جراده‌ى كدو روغن بنفشه و گلاب و به قدر شعيره كافور به دستور مرهم ساخته نيم‌گرم بر معده استعمال كنند و غذا بچه‌ى مرغ يا گوشت ميش دهند . و اگر هضم قوى باشد به كدو يا آلو بخاراى محشر به خشخاش مطيب به گشنيز خشك