محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

552

اكسير اعظم ( فارسى )

با تر و يا به جو مقشر و گشنيز و مسكه و حسو نشاسته و نان پاكيزه به آب سرد و آب انار شيرين بدهند . و به قول ابن جرار آب ترشى ترنج و برگ نعنع نافع فواق حادث از صفرا است . ابن سينا گفته كه اگر خلط لاذع متولد در معده يا منصب به سوى آن باشد صاحب او را اگر ممكن باشد به مقيئات آن خلط قى آورند و يا اسهال كنند به مثل نارنج سكنجبين و مثل شربت افسنتين و گاهى كفايت مىكند شرب سركه و آب و تجرع مسكه يا روغن بادام به آب گرم و حتى الامكان به خواب طول دهند و كذلك ماء الشعير منفعت شديد نمايد خصوصاً به آب انار شيرين يا ميخوش مائل به حلاوت آب انارين نيز از آن جمله است كه نفع به تنقيه و تقويت هر دو مىكند . ابن يحيى گويد كه هرگاه فواق از كيموس صفراوى باشد كه لذع معده كند بايد كه به آب گرم و سكنجبين قى كنند و بعد از آن تعهد به ماء الشعير مع آب انار شيرين و ماء القرح نمايند و هرگاه فواق از تناوب اشياى حاره مثل زنجبيل و فلفل و خردل و سداب باشد علاجش تجرع آب گرم و روغن به ميرات كثير و تمريخ معده به قيروطى متخذ از پيه بط و ماكيان و موم نمايند . ايلاقى و جرجانى گويند كه اگر سبب فواق چيزى گرم و تيز و انصباب خلط حار لذاع از جگر يا عضو ديگر باشد چند كرت آب گرم با روغن بادام جرعه جرعه دهند و طعام مسكه فرمايند . و اگر ساكن نشود قى كنانند به سكنجبين و آب گرم و به آب كشكاب و سكنجبين و طعام حسوهاى نرم به روغن بادام دهند . و اگر فائده نشود ايارج فيقرا يك مثقال به سكنجبين سرشته بدهند . و اگر يك درم ايارج فيقرا و دو درم هليله‌ى زرد به سكنجبين سرشته بدهند صواب باشد و طعام نان چند در آب سرد و آب انار شيرين دهند و بعد اين تدابير ماء الشعير به آب انار شيرين آميخته دهند و ماء القرع و كشكاب و روغن بادام بياشامند ابن هبه الله نوشته كه اگر خلط صراوى باشد اخراج او به قى نمايند و بعد آن ماء الشعير و آب انار و آب آلو بخارا و عناب بنوشند و غذا به مزوره‌ى حصرم يا به چوزه‌ى مرغ معمول به آب غوره سازند . ابن الياس و خجندى گويند كه اگر سببش خلط حار لذاع و يا غذاى حار حريف باشد و علامتش حرقت معده و قى مره‌ى صفرا و سوداست علاجش قى به سكنجبين و آب گرم و عسل و شبت و تخم ترب يا آب معصور برگ ترب و يا به آب مطبوخ لوبيا و تخم خرپزه و عسل و نمك نمايند و بعد تنقيه معده از اخلاط ردى به قى و جلاب از لعاب اسپغول و بهدانه به روغن بنفشه يا بادام مقدار پنج درم و گلاب بدهند و غذا ماء الشعير به روغن بادام با مزوره‌ى ماش به روغن بادام و كدو يا سويق به شكر سفيد سرد كرده خورند و تدبير مقصود در اين گاهى به توجه ماده به سوى اسفل بود و اين گاهى به اخراج آن باشد چنانچه به قى يا اسهال ادرار و قى افضل است زيرا كه ماده فاعل مرض را از اقرب طرق و اسهل آن اخراج مىنمايد و گاهى به جدا كردن ماده از موضع باشد چنانچه به عطاس و حركت و ريختن آب سرد بر روى دفعه ارتعاد بدن نمايد و ماده از موضع فرود آيد و گاهى به اصلاح ماده و كسر حدت آن بود به مثل روغن بادام و ماء الشعير و گاهى به تقويت عضو باشد تا بر دفع ماده متمكن گردد دور و دشى ديگر قبول نكند چنانچه تناول پوست بسته و سنبل و قرط و گاهى به اصلاح مزاج عضو بود چنانچه استعمال البان و ادهان و لبوب و گاهى به تخدير باشد تا اذيت موذى درك نكند مثل پوست خشخاش و افيون و غير آن . طبرى گويد كه آنچه از اجتماع غلط لذع حريف و انصباب او از سائر اعضا به سوى فم معده باشد استفراغ او به اين مطبوخ افسنتين نمايند افسنتين رومى اصفر ده درم هليله‌ى زرد منقى هفت درم افتيمون جعده كماذريوس هر واحد سه درم همه را به دستور مطبوخ جوشانيده يك صد درم از آن صاف كنند و قبل او به دو ساعت يك درم حب ايارج بخورند بعده اين مطبوخ بنوشند . و اگر يك شربت او كفايت نكند دو شربت بخورند اگر قوت و مزاج او و وقت احتمال كند . و اگر ضعيف القوت باشد هر روز نقوع مشمش يك قدح بده درم سكنجبين عنصلى بنوشند و هنگام اشتداد فواق دو جرعه آب گرم به روغن سوسن بياشامند . و اگر از اين تسكين نيابد آب سرد به روغن گل بنوشند و نسخه تقوع مشمش اين است پوست هليله‌ى زرد ده درم تمر هندى منقى از ليف و تخم سى درم آلو سى دانه عناب سى عدد شاهتره كف كبير افسنتين پنج درم تخم كاسنى تخم كشوث ترنجبين منقى هر يك كف فلوس خيارشنبر سى درم همه را در ظرف چينى كنند و بالاى آن آب كه چهار انگشت بالاى ادويه باشد بريزند و يك روز در آفتاب گذارند و چهل درم از آن بنوشند كه آن تنقيه‌ى بدن از خلط لذاع در چند روز كند و چون اين نقوع متغير گردد تجديد آن نمايند كه تازه‌ى او اقوى و احسن فعل بود و بايد كه غذاى او زيرباجات معتدله به غير زعفران و جدى رضيع مطبوخ به آب به غير نمك باشد . و اگر مزاج او حار بود شرب ماء الشعير نفع كند و مردى را ديدم كه در بصره نزد ابو ماهر آمده فسكايت اين فواق نمود پس هرگاه بر سبب او واقف شد و يقين كرد كه از آن از خلط حريف لذاع است از صناعت او سؤال نمود گفت كه من اكارام پس از خوردن خرما و مالح او را منع كرد و امر به خوردن جماز و طلع و ماهى ها با به روغن بادام بريان و باقلاى مطبوخ به غير نمك نمود و در چند روز