محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
519
اكسير اعظم ( فارسى )
آبش ريخته در سركه به دستور و اين دوا براى او مجرب است بگيرند سك و عود قرنفل مساوى و به آب سيب بخورند و ملك قرنفل بهتر از قرنفل و برگ گل او است و چون به هنگام بهم نرسيدن علك قرنفل در آن داخل كنند و با قرنفل مشكطرامشيع مثل آن اضافه نمايند به غايت مفيد و قائم مقام او باشد و حتى الامكان در خواب آوردن بكوشند كه آن اصلى علاج است و از آنچه منع قى مىنمايد خواه ايشان را خوش آيد يا كراهت كنند ماء اللحم كثير الابزار است و در آن كشنيز خشك باشد و شراب ريحانى به آن آميخته باشند . و اگر مع ذلك عفص بود بهتر باشد و گاهى در آن كعك يا نان ميده مىآميزند و اين خواب مىآورد و چون خواب نمايند عرق مىكنند و همچنين ادويه مانع امراض مذكور به اغذيهى خوشبو غير چرب نافع است مگر آنكه به اين احوال تخمه و امتلاى كثير باشد كه در اين صورت خلط آن ادويه به اغذيه جائز نيست و چون طبع قبض بود حبس قى به ادويهى مجففه از قوابض نبايد كرد مگر به قدر غير رجحان و حقنهى لين استعمال كنند و اسهال آورند بعد از آن براى تقويت معده اقدام بر ربوب نمايند و بيشتر فصد تخفيف غثيان و قى مىنمايد . و خجندى گويد اطبا گفتهاند كه اگر مع غلبهى غثيان و قى امتلا باشد فصد در آن نافع است و مرا در وى نظر است و فقط چون دوا مقوى جالس قى استعمال كنند و آن راقى نمايد بايد كه تكرار استعمال او كنند . و اگر كراهت از آن بسيار نمايد تغيير رنگ يا بوى آن نمايد . و بدانند كه غثيان چون ايذا دهد و به آن قى نباشد اعانت او به مقبات لطيفه نمايند تا آنكه طعام يا خلط فاعل او قى گردد پس اگر احتياج اسهال برفق افتد به عمل آرند بعد از آن بهر تقويت معده روغنهاى مقوى مثل روغن گل و روغن آش و روغن مصطكى و خصوصاً روغن ناردين صرف يا مخلوط به روغن گل به آهستگى بر معده بمالند و تسخين معده كنند و گاهى غثيان عقب طعام نباشد بلكه بر خلاى معده واقع شود و با غثيان به سبب قلت ماده قى به هم نرسد در اين صورت واجب است كه صاحب او را طعام بخورانند تا ماده را به اختلاط آن كميت زياده حاصل شود تا ممتلى شود و مرتفع شده به فهم معده رسد و از اذيت فم معده قى بر آن سهل گردد و با آن خلط برآيد و در غثيان مادى لا به دست از تنقيه بدانچه لائق باشد بعد از آن علاج كيفيت باقى بدان چه مضاد او بود از ادويهى خوشبو مع ربوب حار يا بازو بحسب آن نمايند و بركر اعلاج كنند و او از آنچه بخورد مىندازد او را اندك بعد اندك بخورانند تا آنكه مرتبهى ديگر حركت در آن نكند و مستعد قى بعد طعام را كه طعام در معده او قرار نگيرد واجب است كه تضميد معدهى او باضمدهى قابضهى مذكورهى در علاج كلى امراض معده نمايند . و اگر حرارت نباشد مثل عاقرقرحا و سنبل و كندر و مربان مخلوط سازند و با قراص انبارينوس كه جالينوس آن را استوده بسيار منتفع مىشوند اگر در آنجا حرارت و عطش باشد به ربوب مثل رب انار خصوصاً آنكه در آن نعناع افتد بخورند و عقب آن شراب ممزوج بنوشند اگر مزاج رخصت دهد . و اگر حرات نباشد به آب بخورند و اقراص ايلاوس آن را بسيار نافع است . و اگر به ايشان برودت باشد اين قرص نفع بخشد زرنباد و قرنفل اشنه دارچينى مصطكى كندر هر واحد يك دانگ افيون قيراط جندبيدستر قيراط به ربع دوم از آنچه براى كسى كه طعام قى كند صالح بود اين است كه كثرت گشنيز در طعام كنند و عسل آمله بليسند . و ايضاً پوست پستهى رطب و يابس بخورند و كندر يا مصطكى و عود و پوست ترنج و نعناع بخايند و قى كردن و بعد از آن طعام خوردن آن را صلاحيت دارد . و بدانند كه چون قبض طبيعت با اسباب قى جمع شود علاج آن مشكل است و چون از تواتر قى و كثرت آن هرگونه كه باشد در غير حميات باشد شديد الحراره خوف سقوط قوت باشد مريض را ماء اللحم معمول از بچهى مرغ و اطراف جدى و حملان به كعك مثل سرمه سوده و آب سيب و اندكى شراب بنوشانند و چوزهى مرغ بريان پيش روى مريض شكافته و همچنين نان گرم ببويانند و از اين قبيل است كه بچهى مرغ را در آب جوش خفيف دهند و آن آب بريزند پس به آب ديگر پخته مهرا كنند بعد از آن در هاون بكوبند و آب بيفشرند و مبرز كنند و در آن مغز نان سيده حل كنند و اندك شراب آميزند و آب سيب افزايند و با طور حريره بنوشند و گوشت كه در طبخ مهرا كنند پس بكوبند بهتر از آن است كه بكوبند پس بپزند كه از اين رطوبت غريزى تحليل مىشود و منجر مىگردد و در آن محتصن مىماند و همچنين در مسهولين به عمل آرند مگر آنكه سبب قى آن باشد كه محتاج به دواى خالى باشد مثل خلط لزج بلغمى پس در آنجا اين به كار برند بلكه آب مطبوخ مرتبهى اول استعمال نمايند و بسا است كه نفع مىكند غثيان و تقلب نفس و قى را اغذيه معمول از كبك و بچهى مرغ به آب غوره و ترشى ترنج و سماق و آب سيب حامض ترش كرده به زيت انفاق بر بدن نموده و در خوابيدن پست جو به آب سرد باكى نيست خصوصاً چون بقيه از قى باشد و بايد كه تكرار اين نمايند و اگرچه آن راقى كند و از آن كراهت نمايد و تبديل سبيت او به عينه نمايند اگر از آن انكار كند . طبرى گويد جالينوس گفته كه نافع ترين اشيا براى تسكين تهوع و قى و ايشان اين دواست و نسبت او به سوى ارجيحانس نموده