محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
500
اكسير اعظم ( فارسى )
سنبل الطيب عصاره غافث فودلك مغسول ريوند چينى هر يك دو درم زعفران نيم درم كوفته بيخته به آب ترنجبين سرشته اقراص سازند معجون گل كه ورم معده و جگر استسقاء فساد جگر و درد معده را نافع است گل سرخ چهار ده درم بيخ سوسن هفت درم پوند چينى لك مغسول هر يك يك مثقال و نيم سليخه زعفران هر يك سه درم مرمكى نيم مثقال مرو زعفران را در سركه حل كنند و ديگر دواها كوفته بيخته بدان بياميزند و به عسل سه چند بسرشند مرهم مقل تأليف حكيم علوى خان كه در تحليل اورام صلب و صلابت عضلات مجرب است مقل ازرق اشق هر يك هشت درم گل سرخ بست درم گل بابونه هشت درم اكليل الملك عنب الثعلب هر يك نه درم برگ چغندر ده عدد برگ كلم پنج عدد زرنباد زراوند مدجرح مرز نجوش پر سياوشان هر يك چهار درم حاشا زوفاى خشك برگ غار حلبه تخم كتان هر يك تا هشت درم عود هندى چهار درم مجموع را كوفته به آب پخته در هاون انداخته روغن بيد انجير بست درم روغن ناردين پيه مرغ گداخته مغز قلم گاو هر يك شازده درم روغن مصطكى هفت درم هشق و مقل در سركهى انگورى بخيسانند تا حل شود پس با مجموع ادويه پخته در هاون كرده چندان بدسته بمالند كه چون مرهم شود شبها بر موضع صلابت ضماد نمايد . اقوال حذاق : [ گيلانى ] گيلانى مىنويسد كه علاج اين مرض آنچه در ميامر است اين است كه آب باديان و آب كرفس چهل درم به چهار درم فلوس خيارشنبر و دو درم روغن بادام و نيم دانگ زعفران بنوشانند . و اگر طبع نرم باشد عوض خيارشنبر قرص طباشير ممسك متخذ به زعفران كنند و به غير روغن بنوشانند . [ صاحب اقتباس ] صاحب اقتباس مىنويسد كه در تحليل و نضج مواد مناسب مراج كوشند مثلًا اگر در مزاج حرارتى بود آب برگ باديان و كرفس و عنب الثعلب هر يك هفت توله و خيارشنبر هفت توله گلقند چهار توله روغن بادام هفت ماشه اضافه نموده دهند . و اگر حرارتى در مزاج نبود اين مطبوخ دهند پوست بيخ رازيانه پوست بيخ هند با افتيمون برگ شاهتره بادرنجبويه عنب الثعلب هر يك نه ماشه افسنتين بيخ كبربسفائج صعتر فارسى هر يك چهار ماشه تخم كاسنى تخم قرطم هر يك يك توله گلقند چهار توله سكنجبين افتيمونى علوى خان دو توله روغن بيد انجير نه ماشه و غذا نخوداب بچهى مرغ و يا شوربانبان دهند و بعد از حصول نضج تام تنقيه بايارجات كبار مثل روفس و اركاغانيس نمايند بنا بر آنكه قبل از نضج باعث زيادتى مرخص مىباشد و در ابتدا ضماد به چيزهائى كه ملين و محلل و معطر بود و اندكى قبض داشته باشد مثل سنبل و سعد و اذخره گل بابونه و تخم كتان و جله و افسنتين و زعفران و آب كرنب و مغز ساق گاو و روغن زيت و بادام و موم زرد و پس از تقنيه ماء الاصول با روغن بيد انجير دهند و چون كهنه گردد و قرص سنبل با مثلث و يا ترياق اربعه با شير شتر بدهند . [ شيخ ] شيخ مىفرمايد كه قانون در اين نيز همان است كه ادويهى محلله از قابضه خالى نباشند و همه ادويه شديد التحليل كه در آخر اورام حاره به كار آيد در اينجا نافع بود و واجب است كه مدام شير شتر بنوشند و از آنچه نفع مىكند ايشان را اين است كه سه درم و رغن بيد انجير ماء الاصول كه در آن خيارشنبر ماليده باشند بنوشند . و اگر حاجت به قويتر از اين افتد در ماء الاصول فقاح اذخر و مصطكى و پر سياوشان به سائر ادويه يك يك جزو داخل كنند . و اگر با روغن بيد انجير روغن سوسن يك درم و روغن بادام دو درم كنند نافع بود و كذلك چون اين روغن به ماء العسل بنوشند و بايد كه در ضمادات اين مغز ساق گوزن و مغز ساق گاو و پيه كوهان شتر استعمال كنند و از ادويهى نافعه در اين و درد بيلات اين است كه اكليل الملك حلبه بابونه حب الغار خطمى افسنتين هر واحد يك جزو اشق مقل اليهود هر واحد دو ثلث جزو صموغ را در طبيخ انجير كه در طلا جوشانيده باشند حل كنند و به عسل بسايند پس ادويه آميخته ضماد سازند كه عجيب است و اين ضماد نيز مفيد است چرك خانهى زنبور عسل شش جزو ميعه دو جزو مصطكى يك جزو علك البطم نيز جزو دردى روغن ناردين به قدرى كه ادويه جمع شود . و ايضاً اشق صد موم صداكليل الملك دوازده زعفران مر مقل اليهود هر واحد هشت درم روغن بلسان يك رطل و آنچه ايشان را بسيار نافع است روغن عصير انگور است و كذلك طيخ ايرسا به خيارشنبر است و ضمادى كه در ضعف معده مع صلابت گذشت و اين نسخهى ضماد جيد است مصطكى كندر افسنتين هر واحد يك جزو اشق زعفران هر يك دو جزو سعد سه جزو قيروطى به روغن ناردين به قدر كفايت و چون اتفاق چيزى افتد كه آن قليل الاتفاق از انتقال ورم بلغمى به سوى ورم صلب است اوفق علاج آن ضماد به اين صفت است اشق و مقل و تخم كرنب و بادام تلخ و ميعه سائله و مصطكى و سنبل و اذخر و سعد صموغ را حل كرده و سواى آن سائيده جمع نموده ضماد سازند و غذاى ايشان مثل هليون و لبلاب و روغن بادام شيرين كنند و خصوصاً هرگاه از ورم حار انتقال نموده باشد . [ مسيحى ] مسيحى گويد كه اگر زمانهى ورم امتداد كند و حرارت ساكن گردد و در آنجا ورم صلب باقى ماند تصميد موقع به اين ضماد نمايند بنفشه خشك بيست درم گل سرخ پنج درم سنبل الطيب شش درم سعد اذخر قصب الزيره هر واحد دو درم مصطكى سه درم آرد طبه بست درم گل بابونه خطمى سفيد آرد جوهر واحد ده درم همه را به لعاب بزر كتان جمع كنند و به روغن ناردين مسح موضع نمايند و چهار ساعت قبل طعام دهد و بعد هضم آن ضماد كنند