محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
479
اكسير اعظم ( فارسى )
كتيرا هر واحد پنج درم رب السوس سه درم تخم كاهو زرشك هر واحد دو درم حبها ساخته استعمال نمايند . صاحب كامل گويد كسى را كه عطش از سوء مزاج حار مفرد باشد سكنجبين ساده به آب سرد بدهند و يا آب انار ميخوش به شيرهى تخم خرفه و رب غوره يا رب سيب ميخوش و رب ريباس يا رب آلو به ماء القرع يا عصارهى خرفه دهند و اين قرص صبح و شام استعمال نمايند مغز تخم كدو مغز تخم خيار مغز تخم بادرنگ تخم خرفه هر واحد چهار درم صمغ عربى كتيرا نشاسته طباشير صندل سفيد هر يك دو درم كافور از ربع درم تا نيم درم به قدر حاجت همه را سائيده به لعاب اسپغول سرشته قرص سازند شربت از درم تا مثقال و با يك اوقيه از اشربهى مذكوره به آب سرد آميخته بدهند . مصنف حاوى صغير و ترويح گويند كه اگر به سبب شدت حرارت معده يا يبوست آن باشد هر صبح سكنجبين ساده و گلاب و عرق كاسنى هر واحد ده درم و يا آب انار ترش يا ميخوش هر واحد سه اوقيه با شكر سفيد ده درم و يا آب حصرم و يا شربت آن و يا شربت ريباس هركدام كه حاضر باشد ده درم و يا شيرهى تخم خرفه سه اوقيه مع شكر سفيد ده درم و يا آب تربز سه اوقيه و يا تمر هندى و شكر سفيد هر واحد ده درمن در آب سرد حل كرده بنوشند و كذا شربت انار ترش و ميخوش يا شربت غوره به شيرهى تخم خرفه و غذا مزورهى حصرم يا تمر هندى يا زرشك به مغز بادام و شكر و جراده كدو و خيار بر فم معده نهند و اين قرص براى عطش حادث از حرارت معده و قلب نافع است صندل سفيد و سرخ مغز تخم خيار مغز تخم كدو هر واحد سه درم صمغ عربى نشاسته كتيرا هر واحد نيم درم تخم خرفه پنج درم طباشير دو درم كوفته بيخته به لعاب اسپغول سرشته قرص سازند و در سايه خشك كرده يك مثقال به سكنجبين يا شيرهى تخم خرفه بدهند . مؤلف مغنى گويد كه اگر عطش حادث از سوء مزاج طار مفرد باشد سكنجبين شكرى و آب انار چاشنى دارو آب سيب ترش و آب آلو بخارا و آب تمر هندى و شيرهى تخم خرفه و شيرهى تخم خيار به شربت غوره و آب زرشك به سكنجبين سفرجلى يا رب سفرجل بنوشانند و شرب ماء القرع به سكنجبين و اكل امرود و سيب و نهادن دستها و پاىها در آب سرد و تبريد معده به سماق و گلاب و غذا لحوم جدى به سركه و آب حصرم نافع . ايلاقى و جرجانى مىنويسند كه آنچه از حرارت معده و سائر اعضا باشد سكنجبين و آب آنار و آب فواكه ترش و آب سرد دهند و بعد شرب اين اشربه خواب نمايند تا برودت و رطوبت آنها به قعر بدن برسد و تب كه در قول مسيحى گذشت نيز مسكن تشنگى است و اين عرق تشنگى بنشاند بگيرند خرپزهى هندى و كدو تازه و مغز خيار و خيار با درنگ و همه را مثل گلاب مقطر كنند و گلاب بادى بياميزند و اندك كافور در آن حل كنند و به وزن همه آب غوره يا آب ترنج يا آب تمر هندى آميزند و طباشير انداخته به جاى آب بدهند . و اگر شراب خوار باشد عوض آب غوره و ديگر آبها شراب سفيد رقيق با نان خشك چكانيده به آن آب كدو و آب خرپزهى هندى بياميزند و سرد كرده به جاى آب دهند . و بدانند كه شراب ممزوج به مزاج تام ترطيب كند و مضرت آب باز دارد و تشنگى بنشاند و خواب آورد ليكن اگر تپ باشد شراب نشايد داد . و اگر جلاب حام با شراب بياميزند و سرد كنند ترطيب و تسكين عطش نمايد . و اگر تشنگى به سبب مكث در هواى گرم يا قرب آتش و آفتاب باشد دست و پاى او را در آب سرد نهند و روغن گل سرد كرده بر سر او نهند يا بريزند و قديد مشمش و برف و تمر هندى در دهان داشتن تشنگى بنشاند . گيلانى مىنويسد كه از مسكنات عطش روغن گل بر آب بارد و بر شيرهى تخم خرفه انداخته نوشيدن است و تضميد صدر به مبردات بگيرند تخم خرفه و در آب حصرم شيرهى او برآرند و به آب جو بياميزند و بر برف سرد كرده و پارچهى كتان بدان آلوده بر معده نهند چون گرم گردد تبديل آن نمايند تا آنكه برودت محسوس گردد و عطش ساكن شود و تبريد معده به گلاب نمايند و نهادن پاها در آب سرد مسكن تشنگى است اگر تابستان باشد و كتيرا نيم جزو در سفيدى بيضه حل كرده و مغز تخم خيار سوده آميخته جها ساخته در سايه خشك كنند و در دهان نگاه دارند و اين شربت مسكن عطش از حرارت است سماق يك اوقيه در يك رطل به گلاب به شب خيسانيده صاف كنند و آب امر دو رطل و نبات نيم طل آميخته بجوشانند تا به قوام آيد و غذا اسفاناخيه و قرعيه با لحوم بچهى مرغ و جدى و ماهى خرد دهند و آلو بخارا و سماق در دهن گيرند و خرپزه تسكين عطش كند مگر كسى كه محرور بسيار باشد يا خرپزه به غايت شيرين باشد . انطاكى گويد كه آنچه از حرارت معده باشد علاجش شوئيدن دست و پا به آب سرد و مصابرت بر عطش است . و اگر ساكن نشود آب به سركه آميزند و شير تازه و ماء القرع و ماء الشعير و آب خرفه و تمر هندى بنوشند . بعضى گويند كه آشاميدن عصارهى به ترش و سيب ترش و خواب بر آن بهترين معين است به ترطيب اعماق بدن است و خوبانى كه اندكى ترشى داشته باشد در دهن داشتن و آب او فرو بردن تسكين طبع نمايد و در غنا و منا است كه چون تشنگى افراط كند آب سيب و دوغ گاو بنوشانند . و اگر از آن تسكين نيابد قرص كافور دهند و آن خون عطش در سفر باشد تخم خرفه به سركه يا سكنجبين بخورند و تخم خرفه كوفته سه بار در دوغ تسقيه نموده اندك از آن خوردن دافع عطش تا ايام است اين قرص مطفى حرارت و عطش و حميات محرقه است مغز تخم خيار مغز تخم كدو هر واحد يك جزو تخم كاهو تخم خرفه هر واحد نيم جزو رب السوس ربع جزو در آب خرفه با لعاب بزرقطونا قرص ساخته در دهن يكى بعد ديگرى نهند و شيرهى خرفه با سكنجبين ساده