محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
478
اكسير اعظم ( فارسى )
و شارب دواى مسهل را در اكثر ام نزد عمل و واكدو عمل با عطش باشد عارض مىشود و فقدان او در اكثر اوقات دلالت مىكند بر آنكه دوا هنوز در عمل است و گاهى عارض مىشود كه تاخر كند يا تقدم نمايد از وقت خود و تجمل عمل دوا عمل او سرعت كند و تقديم آن يا به سبب حرارت دوا يا حرارت معده و پس او باشد و به سبب اضداد اين تاخر كند و ازاينجهت عطش در كسى كه حار معده و يابس باشد و دواى حار بنوشد دلالت نمىكند بر آنكه دوا عمل خود كرده و كسى كه ضد او باشد دلالت مىكند بر آنكه اين هنگام عمل كرده . و ايضاً شيخ مىفرمايد كه از آنچه هيجان عطش كند كثرت كلام است و رياضت و تعب و خواب بر اغذيهى حارد چون بر اغذيه و حار نباشد خواب تسكين عطش نمايد و چون در امراض حاده عطش شديد و پس شديد جمع شود از روى ترين علامات است . طريق تشخيص اسباب عطش : بايد كه اولا اين امر دريافت نمايند كه به صاحب عطش با وجود تشنگى مرضى ديگر مثل سوء مزاج حار يا يابس ساذج و مادى معده و سوء مزاج حار يا بارد مفرط ساذج جگر و سوء مزاج حار ريه و قلب و معاد مرى و غلصمه ى ديابيطس و سدهى ماساريقا و استسقا و قولنج يا درم جگر يا سدهى آن يا امراض حار دماغى چو سرسام و يا تپ و بيضه و ذرب ورق و سل و جز آن هست يا نه اگر باشد سببش همان مرض بود و الا حال تقدم تناول اشياء بپرسند اگر اقرار خوردن شراب يا طعام حار بالفعل يا بالقوه يا چيزهاى گرم مثل حلتيت و ثوم يا فرنيون يا گوشت افعى يا برف يا آب شور يا شىء مالح مثل ماهى شور و گوشت نمك و يا چيزى لزج مثل ماهى تازه و هرسيه و كلهى پا سحر به ادويهى مسهل نمايد سببش تناول همان چيز باشد و تقدم لسع افعى بر بودن او سبب عطش ظاهر است . و بدانند كه علامات هر يك از سوء مزاجات و ديگر امراض در امراض هر عضو مسطور است بدان توجه نمايند . و ايضاً تسكين عطش آب بارد دليل عطش صادق است و به آب گرم نشان عطش كاذب و عدم سكون تشنگى از نوشيدن آب و سكون آن چون صبر كند و آب ننوشند و ترشى و نمىكنى ذائقه دهن نيز دليل عطش كاذب است و تسكين او نبينيم بارد زياده از آب سرد و انتفاع او از بيدارى و ازدياد او از خواب و كثرت تسكين آن به مضمضهى آب اندك اندك از شرب او بسيار و سائر علامات ريه و قلب بر مشاركت آلات تنفس مثل ريه و قلب و دلالت مىكند و به عكس اين دال بر مشاركت آلات غذا مثل معده و جگر و غير آن باشد . و ايضاً لين طبيعت و احساس ثقل در جانب راست شكم و كثرت براز و هزال مفرط و قحل جلد دليل سده است و با عطش مفرط لزوم كثرت بول دليل زياد ذيابيطس و ظهور حرقت و نخس زير ناف و قبض طبيعت نشان سوء مزاج معاى صائم بود . علاج كلى عطش همه اسباب او را معالجه به ضد نمايند و كسانى را كه عطش شديد به هم رسد چون آب يابند نشايد كه به يك بار آب سرد و بسيار خورند ليكن مضمضه و غرغره كنند و جرعه جرعه بنوشند تا ساكن شود زيرا كه حرارت غريزى از تشنگى ضعيف شده و آب سرد بسيار باقى حرارت را بميراند و كسانى كه در روزه از تشنگى اذيت يابند آب باقلا و آب نخود نبايد خود هر آنكه هر دو معطشاند و عوض او سركه به زيت استعمال كنند و چون عطش شدت كند تپ نباشد اندك جلاب آب بياميزند تا آب را با قاصى بدن برساند . مهراريس گفته كه اگر قلب غراب خشك كرده باريك بسايند و در سركه حل كرده بنوشند تا يك ماه آب نخورند و تشنگى ظاهر نشود و نهادن ياقوت سرخ در دهن به قول ارسطاطاليس بالخاصيه مسكن تشنگى است و كذا نهادن سپستان و صدف و نقره لجملى در دهن و خوردن آن مفيد و طعام چرب رطب از مسكنات عطش است و استعمال سركه در طعام يا آب آميخته تسكين عطش نمايد و مجرا يك در آب انداخته آن آب را نوشانيدن مسكن عطش و خوردن آب در ظرف نقره تسكين تشنگى كند و پوست خارج لين پسته خوردن در تسكين عطش مجرب سويدى است . علاج عطش از حرارت اعضا اگر به سبب حرارت معده و غيره اعضاى غذا باشد لعاب اسپغول شيرهى تخم خرفه شيرهى مغز تخم كدو شيرين و سكنجبين بدهند و شربت انار و آب انارين و كذلك شيرهى تخم خيار و ماء القرع و ماء الخيار به سكنجبين و آب تربز به شكر به غايت نافع و نقوعات حامضه نيز در اين به آب نافع است و آب بر برف سرد كرده و استعمال بزرقطونا به شربت نيلوفر و لعاب خطمى به قرص طباشير يا صرف طباشير و يا شربت ليمون مع شربت نيلوفر و عرق نيلوفر كه در آن شيرهى تخم خرفه سه درم و لعاب بهدانه چهار درم برآورده باشند و شرب گلاب سرد كرده عوض آب سود دهند . و به قول مسيحى شرب سكنجبين و آب فواكه مثل آب غوره و آب به و آب انار و آب آلو و آب تمر هندى به جلاب و ربوب آنها نيز مفيد . و اگر تخم كاهو مغز تخيم خيار تخم با درنگ مغز تخم كدو هر يك پنج درم تخم خرفه ده درم كتيرا هفت درم سائيده به لعاب اسپغول يا ماء الخيار يا سفيدى بيضه حبها ساخته در دهن دارند تشنگى را كه از حرارت معده باشد بنشاند . و ايضاً مغز تخم خيار مغز تخم بادرنگ تخم خرفه