محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
36
اكسير اعظم ( فارسى )
زردى و خشونت زبان و ديگر آثار غلبه صفرا در قسم اول و وجود رطوبت لزج بر سطح دهان و لزوجت و غروبت آب دهن در قسم دوم توان كرد . علاج : در اول تبريد دهند و هر چه در قلاع دموى گذشت به عمل آرند و مورد گل سرخ گلنار به سركه جوشانيده مضمضه كنند و يا لعاب اسپغول مضمضه نمايند و لعاب بهدانه با آب نيلوفر و شكر آميخته بر زبان مالند و در دهن دارند . و اگر شير مغز تخم كدو يا تخم خرفه بيفزايند بهتر باشد و بشيره تخم خرفه و يا آب خرفه يا آب تربز و خيار و بادرنگ مضمضه كردن نيز مفيد بود و ماليدن روغن بادام و قيروطى به روغن بنفشه و روغن كدو هم نافع و ماليدن شحم و جاج و عسل كذا روغن شعير به زبان دافع خشونت لسان است . و اگر در معده ماده صفرا ياد بعد تنقيه آن و تمضمض بلعابات لعاب اسپغول چهار ماشه با سكنجبين تفاخى ليمونى دادن عجيب الاثر است . و اگر از مرور وا به سوى دهند باشد كتيرا با شكر مساوى در دهن داشتن از مجرباتست و آنچه در شقاق اللسان گذشت در اينجا هم نافع آيد و در قسم دوم سكنجبين بليسند و چوب بيد در سكنجبين يا آب خربزه و شكر تر كرده همچون مسواك بر زبان مالند و سماق مخلوط به عسل و يا نعناع بستانى بر زبان مالند . حكة اللسان يعنى خارش زبان سببش اخلاط حاده محرقه لذاعه است كه از دماغ بر زبان ريزد يا از معده يا سائر بدن به سوى او مرتقى گردد و گاهى از خوردن بعض اشيا مثل قلقاس خام وزمبن كند و غيره نيز عارض شود در اين مرض زبان سرخ گردد و انسان دائم به دندان بخارد و از مضمضه با آب گرم يا شورباى گرم راحت يابد . علاج : تنقيه ماده نمايند به مسهل سودا يا مطبوخ افتيمون و نوشيدن سكنجبين لازم گيرند و هر روز سه بار مضمضه نمايند اول با آب گرم و مرتبه دوم به شير اندكى شكر آمپيخته و مرتبه سوم به سركه و روغن گل و مضمضه به مطبوخ هليله هليله آمله عظيم الاثر است و خائيدن هليله زرد و ماليدن آن بر زبان در استفراغ ماده حار زبان اثر تمام دارد . و به قول طبرى هرگاه از خاريدن زبان به دندان لعاب دهن بسيار سيلان نمايند به سركه كه در آن برگ آس يك باقه و حب لاس يك جفته و قطران و عاقرقرحا و مويزج هر واحد اندكى جوشانيده باسند مضمضه نمايند و ساعتبهساعت در دهن گيرند . و اگر صحت نشود و قوت ضعيف نگردد فصد سرد در اسهال به مطبوخ افتيمون مرتبه دوم مع تمر هندى و آلوبخارا و عناب و گل سرخ و بنفشه و مانند آن كنند بعده برگ مورد مع نمك چند بار بخايند و زبان را به هليله زرد سوده بمالند . و ايضاً هليله در دهن دارند و بعد غذا آب دهن رو ريزند و هرگاه طعم هضم گردد و آنچه در دهن جمع شود بلع نمايند در اين مرض نافعتر از هليله بعد تنقيه چيزى نديدم . و به قول صاحب ترويح علاجش ترطيب بدن بملازمت شرب ماء الجبن به سكنجبين و شربت نيلوفر و شربت خشخاش و بنفشه و ترك تناول اشياى حريفه و حاده و مضمضه بادهان بارده رطبه شيره و شكر بسرك و روغن گل و اخراج اخلاط محترقه بمسهلات موافقه و نهادن هليله زرد درد دهن و دلك زبان بدان است . تقشر لسان و حنك و شدقين و عمور يعنى جدا شدن پوست باريك زبان و كام و كنج دهن و بن دندان و سببش يا از خارج بود مثل شرب آب درهاى شور يا اكل نمك شور و مانند آن و يا از داخل مثل تصاعد بخارات حاده لذاعه حريفه از بدن كه دهان را خشك و متقشر گرداند چنانچه اگر آدمى خرقه بر دهن يا كام خود بمالد پوست باريك سفيد از آن جدا شود بى آنكه درد كند . علاج : تدبيرش به فصد سرور و مسهل صفرا يا مطبوخ هليله و غيره مثل علاج قلاع دموى نمايند . و ايضاً بعد فصد تليين طبيعت به مطبوخ هليله و تمر هندى و آلوبخارا و افسنتين و شاهتره و ترنجبين و خيارشنبر بدفعات متوالى اگر قوت متحمل باشد و مضمضه به سركه كه در آن شاخ آس و گلنار و گل سرخ جوانيده باشند و تغذيه بحصرميه و سماقيه نافع است و اول در علاج اين مرض استعمال چيزى است كه جامع تلين و قبض بود و چون اين مرض لطفل صغير عارض شود علاج مرضعه نمايند و بدانچه ذكر يافت در دهن طفل نمك سوده بمانند بعد دهن او شير مرضعه بشويند كه در يك روز زائل شود . صاحب ترويح گويد كه علاج اين مرض فصد قيال و آشاميدن اشربه بارده رطبه مثل شربت نيلوفر و بنفشه و عنابست و تنقيه بدن به طبيخ مليجات در آن مع خيارشنبر و گلقند و مضمضه به گلاب كه در آن سماق خيسانيده باشند و همچنين مضمضه به سركه كه در آن قابضات مثل آس و گلنار و گل سرخ و مزو و پوست آثار انار و مانند آن جوشانيده باشند . حكة الحنك يعنى خارش كام سببش حارت دماغ يا معده بود يا ريختن بلغم شوراز دماغ يا مقدمه نزله و خشكى منخرين بسوزش و بيخوابى بر حرارت مزاج دماغ دلالت كند و كثرت تشنگى