محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
20
اكسير اعظم ( فارسى )
كثرت بزاق يعنى بسيارى لعاب و سيلان او از دهن خواه در بيدارى و يا در خواب و سببش حرارت و رطوبت فم معده است يا برودت و رطوبت بلغمى معده و يا كثرت رطوبت دماغ و يا تولد كرم در شكم . و به قول شيخ گاهى به سبب استيلاى حرارت تنها نيز عارض مىشود و چنانچه مردم روزه دارد مقلل غذا يا فاقد او را بزاق دائم عارض گردد و نعنا خوردن طعام ساكن شود . تشخيص اين اسباب اگر مريض شكايت سيلان لعاب در خواب كند و در بيدارى دهن خشك باشد از كرم شكم بود . و اگر در بيدارى فقط يا در بيدارى و خواب هر دو بيان كند پس بپرسند كه در وقت خلوه معده و قلت غذا زياده مىشود و يا در حالت امتلاى آن اگر كثرت آن در خلو معده بگويد از حرارت و رطوبت باشد . اگر در امتلاى معده بيان نمايد حال ضعف هضم و غلظ لعاب و ترشى دهن نيز بپرسند و اين علامت برودت و رطوبت است . و اگر كثرت سيلان از بينى و دهان مع آثار نزله و گرانى سرو كدورت حواس باشد از غلبه رطوبت دماغ بود . علاج : اگر از حرارت و رطوبت باشد فصد باسليق كنند و شيره زرشك يا سكنجبين و شربت انار بنوشند در ربوب قابضه حامضه چون رب به و غوره و انار و سيب ترش و امر و ريباس بخورند و يا يكى از اينها به قدر ده درم با گلاب ده درم هر صبح بنوشند و همچنين فواكه قابضه بارده چون سيب و به دزعرور بخورند و به طبيخ سماق و گل سرخ و عدس مسلم و تخم مورد و برگ و اطراف توت ترش و اطراف كرم هر يك يك توله مضمضه نمايند و كاسنى تازه به اندكى نمك بخايند و آب آن فرو برند و خوردن آب انار و سماق و گل ارمنى نيز نافع و هليله و شكر مساوى به قدر يك درم به آب گرم بر نهار خوردن بسيار مفيد است و كذا سفوف سويق گندم و جو بر نهار خوردن سودمند و گرفتن عصاره آس و يا برگ انار مطبوخ در شراب قابض و يا مازو و عنب الثعلب مطبوخ در سركه تند و يا آب سفرجل و يا قوه الصنع هر واحد در دهن گرفتن نيز نافع است و ملازمت اكل و شرب گل مختوم و كل ارمنى و كذا نعناع و سفرجل كفايت مىكند . و اگر از اين تدبير فائده نشود تنقيه به آب انارين معصورين و نقوع آلو و حب بنفشه كنند از ماهى و سموم بنفشه مثل گوشت حلوان و جوجه مرغ و طيور سازند به آب انار يا آب حصرن يا آب سماق . و اگر از برودت و رطوبت بلغمى باشد بعد نضج ماده منضج بلغم تنقيه از مسهل بلغم و حب ايارج نمايند و هر صبح گلقند ده درم و يا جوارش مصطگى و عود و جوارش زيره و مانند آن تناول فرمايند . و كتراث در سركه پخته و يا آب زيتون مملوح و يا فشار كند در دهن گرفته و زنجبيل خوردن نيز مفيد است . و ايضاً براى رطوبت معده مطبوخ شبت و تخم ترب و اصل السوس و نمك و عسل در هر هفته دو سه بارقى كنند و در هفته يك بار از ايارج فيقرا يك مثقال تا دو درم و نمك هندى ثلث مثقال و انيسون و نانخواه هر يك دانگى حبها ساخته با سكنجبين عنصلى يا بزورى بخورند و بعد از آن اطريفلات و هليله مربى و جوارشات گرم چون كمونى و فوتنجى تناول نمايند و كندر و مصطكى مدام بخايند و آب زدهن فرو ريزند و يا لثه و بيخ زبان به ايارج بمالند و آب سماق يا حصرم بنوشند و سناى مكى نه ماشه با گلقند و توله سرشته خوردن و زيره و مصطگى و نمك و خردل خائيدن از مجربات استاد مرحوم است . و تناول كاسنى سلز يا سفوف خشك او با يك درم نمك جريش هر صبح از ادويه مشتركه است و بعد او اطريفل صغير از دو مثقال تا پنج درم بخورند و بر استعمال مسواك تا زمانى طويل دوام نمايند و خوردن سفوف خردل در شكر النفع است و همچنين تناول پست گندم با قدرى خردل خشك . و نوشيدن مرى بر نهار نافع و يا خردل يك درم حرف دو درم كوفته بيخته با مرى بخورند و يا تخم كرفس چهار درم مصطگى يك درم عود خام قرنقل نيم درم كوفته بيخته به عسل كف گرفته معجون سازند و سه درم تناول نمايند . و اگر مصطكى اقاقيا قرظ هر كدام يك جزو پوست خشخاش نصف جزو سنبل الطيب ربع جزو مقل عشر جزو همه را كوفته بهار الآس كه در آن گل ارمنى حل كرده باشند سرشته قرص سازند در وقت حاجت به قدر احتمال و سركه سوده استعمال نمايند در اين مرض مطلقاً از مجربات صاحب نزهت است و در رطوبت كه از دماغ مخدر گردد و چنانچه اكثر اطفال و مشايخ را حادث مىشود بعد تنقيه دماغ بحبوب غرغره بايارج فيقرا نمايند و ديگر ادويه كه در علاج امراض دماغى بلغمى مسطور شد به عمل آرند و فلاسفه اطريفل صغير صرف مقوى بايارج فيقرا نيز نافع . و از ترشى و البان و فواكه رطبه پرهيزند و يا جهت نضج مواد نزله اسطوخودوس بادر نجبويه مكوه هر يك نه ماشه اصل السوس مقشر پرسياوشان كردند خشك هر يك هفت ماشه مويز منقى سه توله انجير در پنج عدد جوشانيده سكنجبين عنصلى مركب سه توله حل كرده و هندو و بعد هفت هشت روز تنقيه به مطبوخ اسطوخودوس مسهل علوى زان و حب توقايا و اياره كنند غذا شورياى مرغ و كنجشك بنان رده تنورى دهند و بعده جهت تعديل مزاج هر چه در نزله گذشت به كار برند و ليسيدن اين سكنجبين عنصلى در اين باب از مجربات است پياز عنصل سه پاد بكارد چوبين تراشيده در پنج آثار سركه كهنه بجوشانند كه خوب مهرا شود و به نيمه آيد ماليده صاف نموده و نگاه دارند و بگيرند اصل السوس مقشر زوفا خشك اسطوخودوس پرسياوشان گل گاو زبان غاريقون سفيد پودينه ساقروما بيخ انجدان زنجبيل كاشم سداب