محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
178
اكسير اعظم ( فارسى )
كيفيت تبديل او . طبرى گويد كه علاج جميع انواع نفث الدم در حبس واحدست و سببى كه واجب مىكند انعباب خون به سوى مواضع مذكوره يا كميت او باشد و يا كيفيت او اما كيست چون زياده شود و عروق ممتلى گردند بعض عروق و قاق به سبب ضعف او از حمل آن منصدع شوند و اما كيفيت او چون نيز گردد و طبيعت اكالهى قطاعه او را حادث شود شعب عروق به حدت آن متآكل شوند و خون به سوى موضعى از اعضا منصب گردد علاج آن فصد و امالهى مادو است به طريقى كه مسطور شد بعده لزوم شرب ماء الشعير به گل مختوم و شرب رب ريباس و رب حماض و رب حصرم در اكثر اوقات و طعام او سماقيه و رمانيه و مانند آن سازند . و اگر حبس او دشوار گردد اين اقراص بدهند كه به قطع نفث الدم از هر موضعى كه باشد كفايت كند و صدر را از مده نيز پاك نمايد بگيرند رب السوس سه درم تخم بارتنگ دو درم عصارهى هوفاقطيداس سه درم بسد كهربا هر واحد دو درم واريد ناسفته يك درم ريوند چينى خالص دو درم صمغ عربى و فارسى و كتيرا و نشاسته هر واحد دو درم و نيم ترنجبين منقى چهار درم ودع محرق گل ارمنى گل قبرسى گل شاهوس هر واحد سه درم كند را تينج هر واحد يك درم علك الابناط دو درم علك را در سركه گداخته ادويهى ديگر كوفته بيخته آميزند و از اسپغول بطبخه او لعاب برآورده آميخته همه را بسرشند و مقدار يك درم قرص سازند و هر روز يك قرص يا دو به رب آس و رب حصرم بدهند اگر شدت سرفه نافع نباشد . و اگر سعال شديد باشد قرص به ماء الشعير پاشيده بدهند كه تنقيه صدر و قطع نفث الدم كند . و به اين قرص كه مختار روفس است نيز جماعتى از نفث الدم شفا يافته كهربا عصارهى لحيه التيس كندر حضض هندى بسد صمغ عربى و فارسى نشاسته هر يك سه درم رب السوس زوفاى خشك گل نسرين هر واحد دو درم مغز تخم خيار و قناد خرپزه و تخم كدوى شيرين هر واحد پنج درم فطراساليسون يك و نيم باريك سائيده به حلاب قرص سازند و اين قرص مختار بعض متأخرين از افاضل اطباى حرانين است و صالح است براى نفث الدم از هر موضع كه باشد و براى سحج امعاء و قرحهى آن و قيام دم نيز نافع و آن نادر عجيب است به دفعات تجربه نموده ام بگيرند حضض مكى گل سرخ بسد شادنج هر يك دو درم ثمر انار و مشتى اقاقيا هر يك يك و نيم ورم صمغ عربى كهربا هر واحد يك درم و ثلث عصاره لحيةالتيس گل مختومه گل ارمنى گل شاموس هر واحد سه درم كندر چهار درم زعفران دو دانگ ريوند نيم درم پوست انار يا شحم اومازوى سبز هر واحد يك درم نشاسته بريان سه درم و نيم همه را سائيده و اسپغول جوشانيده لعاب او گرفته بسرشند و به قدر يك مثقال قرص ساخته در سايه خشك نموده هر روز يك قرص به شربت حب الآس بخورند و غذا حسوى جاورس مقشر بريان و كمك مدقوق سازند . و اگر سعال نباشد رمانيه و سماقيه و حصرميه دهند . شراح قانون مثل قرشى و گاذ رونى مىنويسند كه چون نفث الدم حادث گردد و از اسافل مثل رگ صافن و عرق النساء كشانيد و فصد ضيق كنند تا خون به سوى اسفل منجذب گردد و فصد ضيق وقتى كشانيد كه به نفث خون بسيار برآيد و اراده به عسل دم و اماله به جهت مخالف نمايند و مع لك ضعف باشد و اما چونت امتلا عظيم باشد و هنوز خون بسيار بنفث خارج نشود و قوت قوى و سن و فصل مساعد باشند فصد واسع جائز است و منع نوازل حاره به سوى صدر به شربت خشخاش مع دمالاخوين و صمغ كنند اگر سببش نزله باشد فوداى نافع مشترك به جميع اصناف نفث الدم شربت انجبار به آب بارتنگ و كهربا و دمالاخوين و صمغ عربى هر واحد نيم درم است و گاهى به قدر يك شعيره كافور زياده مىكنند اگر با غليان و فرط حرارت خون باشد و گاهى به قيراط افيون حاجت افتد اگر غليان دم شديد و امر عظيم تر باشد كه آن به سبب تفليظ قوى و تنويم فى القور بند مىكند و لعوق از انجبار و دمالاخوين و كهربا و بسد و طراثيث هر واحد يك مثقال كتيرا و نشاسته و صمغ عربى بريان هر واحد يك درم افيون ربع ورم تا سدس ورم باريك سائيده به شربت انار شيرين سرشته به قدر يك مثقال بليسند و عوض آب آب بارتنگ بنوشند . و اگر عطش شديدتر باشد شيرهى تخم خرفه يا آب برگ او به گل مختوم و طباشير بدهند و بر سينه پارچه در گلاب و صندل آلوده نهند غذا زردهى بيضهى نيمبرشت كه بر آن دمالاخوين و كهربا و كشنيز خشك پاشيده باشند يا لحم جدى كه به انجبار و بارتنگ و كشنيز و زرور پخته باشند استعمال نمايند ليكن در نفث الدم حادث از كثرت خون و وجود تپ ترك لحوم واجب است مگر آنكه خون به افراط خارج شود و خوف ضعف باشد و برگ خرفه غذاى جيد است در ابتداى اين مرض و نوشيدن عصارهى او به شكر نافع است و بارتنگ كشنيز به دستور ماء الشعير خصوصاً كه در آن عناب و عدس و بارتنگ براى تغليظ دم پخته باشند و دمالاخوين