محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
177
اكسير اعظم ( فارسى )
ادويهى جالس دم اما تدبير فصد چنان بايد كه اگر خون از سينه درآيد آيد رگ باسليق كشانيد . و اگر از كام ملازه برآيد رگ قيفال زنند . و اگر از مرى و معده و جگر آيد رگ اكحل بايد زد و هركرا اين مرض بسيار افتد هرگاه در تن خويش گرانى و امتلاى دم معلوم نمايد مبادرت به فصد كند و خصوصاً كسى كه سينه او در خلقت تنگ باشد يا فصل ربيع باشد و اولى آن است كه اول بهر امالهى خون به سوى اسفل رگ صافن زنند بعده براى تقليل ماده سينه و ريه و منع حدوث ورم فصد باسليق كنند و خون به تفاريق گيرند و چون حيض زنان و رقت او به قدر كفايت جارى گردد بدان نفث الدم آنها زائل شود چنان كه گاهى در ايشان به احتباس حيض نفث الدم حادث گردد و اما تدبير امالهى ماده از فوق باسفل ماليدن اطراف به سوى اسفل و بستن آنها و نهادن محاجم بر ساق و رگ صافن و مابض كشادن و حقنه كردست و اما تدبير تعديل مزاج عضو آن است كه صاحب نفث الدم از جميع اسباب محركهى دم مثل اغذيه و ادويه مسخنه و از جستن و حركات و رياضات سخت و تعب قوى و از كثرت كلام و افراط حمام و آواز بلند و خشم و خنجر و شرب شراب بسيار و كهنه از نظر كردن در اشياى سرخ و از جماع و نفس عالى اجتناب نمايد و از ادويهى حريضه و مفتحه چون صبر و كرفس و سداب و كنجد و پنير كهنه و خرما و عسل و جمله شيرينىها و مالح و شور و شير خام پرهيز كند و از اغذيهى موافقه براى ايشان هر چه مغرى و مسدد باشد و همه ملحم و جمله مبرد دم نافع از غليان او و از اين قبيل است شير مطبوخ و دوغ گاو و پنير تازه و فواكه قابضه و زيت انفاق تازه و آن را كه به تسكين حرارت حاجت بيشتر باشد طعام او از غوره و سماق و زرشك و انار دانه و ترشى ترنج و برگ حماض بايد به پاچهى بره پخته اگر تپ نباشد . و اگر باشد مزورات و ماء الشعير و مجيه به كدو و مغز بادام و مسكه دهند و هر صبح شربت ريباس و گل ارمنى بياشامند و آن را كه حرارت قوى نباشد پنير تازه بى نمك و شير تازهى مطبوخ و مضيره دوغ گاو كه به پاچه بپزند و حريرهى كه از جاورس مقشر و كعك سازند و زرده بيضهى نيمبرشت و گوشت دراج و تيهو و تدرو و ماهى تازه و مانند آن مناسب بوده گاه انتفاع مىيابند به اغذيهى چرب و مياه شبيه شديد المنفعتاند و بهترين آبها جهت تشرب آب باران است يا آبى كه در آن گل ارمنى انداخته باشند و آب معدن آهن و آهن تاب به دستور و اما تدبير منع خون و استعمال ادويه حابس آن چنان باشد كه نگاه كنند تا خون از كدام عضو مىآيد و اسباب آن دريابند بعده به علاج هر واحد كه جدا جدا مسطور گردد مشغول شوند . ابن سرافيون گفته كه علاج كلى عام نفث الدم اين است كه اگر از انفتاح اوعيه باشد تسديد افواه آن ادعيهى منتحه كنند . و اگر از انصداع و انحراق باشد التحام آن نمايند . و اگر از تآكل بود به توليد لحم در موضع متآكل كنند و دعائى كه انفتاح يافته به ادويه قابضه لزاقه و به اغذيه مولدهى خلط محمود و ادويهى رويانندهى گوشت اصلاح مىيابد . مسيحى گويد كه اگر از انفتاح افواه آورده باشد اشياى قابضهى او را نفع مىكند . و اگر از شقاق باشد اشياى مغر به محفه بلا لذع مثل گل قبرسى . و اگر از اكال باشد اشيائى كه گوشت برويانند و اين از ادويهى نبستهى لحم بود و از اغذيه اشياى محمود و الكيموس و گاهى در ادويهى نفث الدم ادويهى مخدره داخل مىكنند براى آنكه خواب آورد و به برودت خود اجماد خون نمايد و هم او گويد كه اگر خون به تخع و تخخ برآيد در آن خطر نبود . و اگر به قى خارج شود ايضا در آن خوف كثير نيست . و اگر به سرفه بر آيد آن مخوف است و در آن بايد كه ابتدا بالفصد باسليق كنند و تنقيهى بدن از خلط غالب نمايند و اين قرص كهربا بخورانند كند دمالاخوين گلنار هر واحد سه درم كهربا پنج ورم شادنج گل مختوم هر واحد ده درم شب يك و نيم ورم پوند چينى افيون هر واحد يك درم ده قرص از اين تيار سازند و هر روز يكى از آن به آب بادروج يا آب خرفه بدهند . و اگر امر سخت باشد يك قرص وقت شب دهند و بازو در آن به بندند و اطراف و خصوصاً سينه را بمالند . و اگر در سينه جائى درد كند قرص مذكور در سركه و آب طلا كنند و غذا به حصرم و سماق سازند و گل مختوم اندك اندك مص كنند بر پشت خوابيده در اكثر اوقات و اين قرص نيز نافع است اقاقيا چهار درم گل سرخ گلنار مكدهشت درم صمغ عربى دو درم كتيرا يك درم در آب باران به قدر يك مثقال قرص سازند شربت يك قرص و ايضا دارچينى سليخه افيون هر واحد چهار درم فلفل سفيد دارفلفل بارز و بزر البنج زعفران هر واحد دو مثقال به عسل سرشته قدرى دادن نافع است و اين دو انفث الدم حادث از فتح يا شق يا كال را نافع است طباشير گل سرخ گل ارمنى گل مختوم شاذنج هر واحد شش درم بسد كهربا مرواريد ناسفته هر واحد پنج درم صمغ عربى كتيرا هر واحد شش درم تخم خشخاش سفيد مغز تخم خيار به زردآلو و تخم بارتنگ شاخ گوزن سوخته هر واحد هفت درم اقاقيا عصارهى لحيةالتيس رب السوس هر واحد پنج درم نشاستهى بريان شش درم كوفته بيخته سه درم به آب باران بدهند و هم او گويد كه هرگاه خون به سعال برآيد پنير مايهى خرگوش يك درم به آب سرد بخورند يا تخم بارتنگ سوده دو درم به آب بارتنگ و گل ارمنى يا گل مختوم به آب سرد يا به آب بارتنگ يا آب فى تريا ماء الشعير به كندر به آب برنج مطبوخ به كندر دهند . و اگر كفايت نكند فصد كنند و خون اندك اندك به دفعات برآرند . صاحب مغنى قديم مىنويسد كه در علاج نفث الدم قصد دو چيز كنند يكى كيفيت دوم كميت خون علاج كميت تقليل او است و