محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
125
اكسير اعظم ( فارسى )
بدانچه در باب او گذشت علاج كنند و اگر به مشاركت معده باشد تنقيه معده و تقويت آن نمايند بدانچه در باب او بيايد . و اگر از سردى باشد مثل سنجر بنياد امر و سيادانقرديا استعمال كنند . و اگر از بيس باشد مثل فانيذ بيشتر تازه و ديگر مرطبات استعمال نمايند . و اگر از رياح باشد كمادات و ضمادات و غيره كاسرات رياح كه در باب بو خواهند آمد ، به كار برند . و بدانند كه زعفران از جمله ادويه نافعه است براى سوء تنفس و عسر او به سبب تقويت آلات نفس و تسهيل نفس . نفس مختلف : آن است كه اختلاف در حركات انقباض و انبساط آن بهم رسد و گاه عظيم و گاه صغير و گاه متواتر و على هذا در ديگر اوصاف باشد و سببش ثقل يا مجاهده علت يا داوء منافى است . با لجمله سبب و علامت اين مثل سبب و علامت نبض مختلف است و اختلاف اين نيز منتظم و غير منتظم مىباشد و بههرحال دلالت بر سوء حال مينمايد . نفس متضاعف : و آن از اصناف نفس مختلف است و مثال او در نبض ذو القرعتين است و آن نفسىست كه اتمام مىيابد انبساط يا انقباض آن يا هر دو حركت بحركتين كه ميان آنها وقفه باشد مثل نفس طفل كه چون گريه كند در ميان آن منقطع شود و لهذا نفس البكا نيز گويند و سبب او يا كثرت حرارت است به حدى كه تسكين نيابد بانچه استنشاق نمايد بلكه واجب كند ابتداى استنشاق قبل اتمام او و يا ضعف آلات نفس است كه محتاج باستراحت در نفس باشند و يا سوء مزاج مسقط قوت مثل سوء مزاج با رويا مخفف يا مصلب آله و اين اكثرى است و يا وجع و ورم در آله يا در مجاورات او مانند ورم حجاب و كبد و طحال و كبد را مشاركت زياده از طحال است و يا به جهت مرض آلى از تشنج يا كزاز و غيره باشد و اين نفس از علامات رديه است در امراض حاده و حميات حاوه و چون عارض گردد از سردى بسا است كه شفا مىيابد از تپ و گرمى . نفس منتصف : آن است كه نفس بيك نصف از صدر بر آيد به سبب آنكه علت و آفت در يك نصف ريه است و نصف ديگر سليم كه از آن نصف نيمتواند كه نفس برآيد و از اين بر آيد و مراد از اين نصف نصف ايمن يا ايسر است نه نصف فوقانى و سفلانى و در اين حالت نفس از منخر موافق در جهت شق سالم از آفت سالم بود . انقطاع النفس : گاه منقطع ميگردد نفس و بجز حركت كناره مخرين ظاهر نميشود و بعضى را منقطع ميگردد به حدى كه قطع اميد از حيات مىشود و حيات باقى مىماند چنانچه در حال سكته بهم ميرسد و در اين حال تنفس مىنمايد از مسام بدن چنانچه هوام تنفس مىنمايند در زمستان زير زمين . و گاهى اين از شدت برد و استغناى قلب از جذب نسيم بود و از آن انسان كمتر خلاصى يابد و بايد كه خادم بر آن مسلط سازند كه از نوم طويل غرق آن را منع كند و انقطاع نفس كه در ربو حادث شود علاجش در ربو خواهد آمد . عسر النفس : و او آن است كه تصرف به ادخال در ره در هوا شاق بود و نتواند كه به آسانى نفس كشد و در اكثر امر به آن ضيق باشد و گاهى نباشد و سببش آفات اعضاى نفس است و يا لهيب نارى غالب بر قلب و يا برد مميت قوت محركه چنانچه عند برد حجاب از استعمال اطليه بارده و غيره عارض ميگردد . و گاهى عارض ميگردد به سبب سوء مزاج عارض حجاب مثلا از سردى هوا يا از برد ضماد و گاهى حادث مىشود و به سبب سده يا خلط بارد يابس يا دواى مسهل يا حقنه حاد كه از آن اسهال نشود و اخلاط بجنبد و از اين جهت چون فصد در ذات الجنب كرده شود و خون حسب حاجت اخراج نيابد از آن عسر نفس حادث گردد . علاج : شيخ ميفرمايد كه علاج عسر نفس من جمله سوء تنفس آن است كه اگر از رطوبت باشد جالينوس در آن امر مىكند بدواى عنصل معجون به عسل در هر ماه دو بار و شربت آن سى و شش قيراط باشد و روزى كه در آن اين دو استعمال نمايند تكلم ننمايند و قبل آن روز به دو روز حركت نكنند و در ساعت هفتم آن روز نان به شراب ممزوج بخورند و در عشانه روى بيضه نيمبرشت بمغزتان تناول نمايند و صباح آن شورباى چوزه مرغ كوچك دهند و استحمام نمايند در آخر آن روز . و اگر از اين زائل نشود معجون بسد و دواى اندروماخس استعمال كنند خصوصا اگر مرض طول كند . و اگر سبب در سر باشد در هر هفته دو بار غسل سر بصابون و به ورق نمايند و معطسات بسيار به كار برند و به رب توت مع صبر و مر غرغره كنند و رياضت و تمريخ پشت و ربط ساقين از فوق به سوى اسفل و منقيات مذكوره و اين حسب استعمال نمايند شيخ قضبان سداب افستين مساوى تب به قدر نخود ساخته و حب هر روز بخورند و بعده سكنجبين خصوصا عنصلى بنوشند . و در نسخه ايلائى وزن ادويه مذكوره هر واحد يك جزو و مغز بادام تلخ و فانيذ هر يك دو جزو و خوراك از چهار حب تا شش نوشته . و ايضا جندبيدستر و شيح هر واحد يك جزو افسنتين و زيره كرمانى هر واحد نيم جزو به قدر نخود حب سازند و به دستور استعمال نمايند و لعوق كرنب جيد است . و همچنين خاكستر كرم كه تحت جز او باشد و در كوزه گلى بسوزند و به عسل آميخته هر روز به قدر ملعقه بخورند و اين جمله تراكيب وقتى نفع نمايند كه سبب عصبى باشد يعنى ضعف اعصاب و انصباب ماده بود و اما اگر از حرارت باشد اين قرص خيلى سودمندست گل سرخ شش درم اصل السوس چهارده درم انبرباريس دو درم لك ريوند مصطكى عصاره غافث عصاره