محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
126
اكسير اعظم ( فارسى )
افسنتين سنبل الطيب انيسون باديان هر واحد سه درم زعفران نيم درم تخم خيار و تخم خربزه و تخم كدو و تخم قثا هر واحد يك درم رب السوس صمغ عربى كتيرا تخم خبازى هر واحد يك درم و تنقيه به ادويه مخرج اخلاط حار نمايند . و اگر به سبب ضعف عضلات صدر يا آفت او باشد بمقويات روح كه در عصب است علاج نمايند داد هان حاره معطره مثل روغن نرگس و سوسن و رازقى و ادهان معمول با قاويه و قيروطيات معموله از اين روغنها بمالند در روغن زعفران و زعفران تنها به غايت نافع است . و اگر از رسيدن ضربه باعصاب باشد بموانع ورم علاج كنند تقلص النفس : و اين نوعى است از عسر نفس كه تقلص الحجاب نيز نامند . و گويند كه غير از جمله انفاس رديه است و آن آن است كه نفس به خود كشيده شود و نتواند كه بر آيد سببش سوء مزاج حار يابس مفرط است كه عارض اغشيه صدر و اضلاع گردد و نتوانند كه منبسط گردند و پهلوها از شدت بيش انقباض بهم آيند و اغيشه به جانب بالا كه مبادى آنها است كشيده شوند علامتش تپ لازم و دشوارى جميع حركات و عدم قدرت بر اخراج زبان از دهان و برخاستن چشم و بند شدن آب و طعام در گلو و احيانا اختلاط عقل و هذيان و صلابت و منشاريت نبض است و ايضا سرفه دشوار بود . و اگر بسرفه بيهوش گردد . علاج : تبدير مرطب به كار برند و هر صبح اشربه مرطبه مثل شربت نيلوفر و بنفشه بشيره تخم خيارين و يا ماء الشعير كه كدوى تر و آب هندوانه در آن پخته باشند با شربت بنفشه و يا روغن بادام يا روغن كدو و شكر آميخته بنوشند . و اگر روغنهاى مذكور نباشند شيره مغز بادام و مغز كدو خيارين و آب تربز در ماء الشعير آميزند و روغن بنفشه و كدو بر سينه مالند و از بنفشه و مغز كدو و لعاب اسپغول و آب هندوانه بر صدر و اضلاع آن ضماد سازند . و اگر بنفشه و خطمى كوفته بقيروطى آميخته طلا نمايند نيز مفيد بود . و اگر خواهند لعاب اسپغول مضروب بقيروطى به كار برند و چون تپ كم گردد بنفشه و خطمى و نيلوفر جوشانيده آبزن سازند و آب فواكه و بقول بارده رطبه و آب انار شيرين به روغن بادام و لعاب اسپغول به جلاب و يا آب تربز و ماء القرع بنوشند و زردى بيضه نيمبرشت و اسفيدباج بكدو و ماش مقشر و روغن بادام بخورند . و هر نوع را از انواع نفس ناطبيعى كه به سبب شدت حرارت و كثرت حاجت باشد به همين طور علاج كنند و هواى خانه و مفرش سرد و تر بدارند . ضيق النفس : بدان كه چون دخول هوا نزد استنشاق و خروج او عند ر و نفس در منفذ ضيق باشد آن را ضيق النفس گويند و اين در جمله اعراض شمار كرده مىشود چون تابع مرضى باشد كه براى او اسم مخصوص بود مثل ذبحه و ذات الجنب و ذات الريه و مانند آن و گاهى مرض براسه مىباشد . بالجمله در ضيق النفس هوا كه داخل مىشود باستنشاق و خارج مىگردد برو نفس در دخول و خروج منفذ نمىيابد مگر تنگ كه در آن تنفس اندك اندك نمايد و اسباب او يا اورام است در منافذ كه آن حنجره و قصبه و شعب آنها و شرائين است و در نفس خلخله ريه و اجرام آن و شديد ترين اورام كه ضيق نفس آرند آن است كه صلب باشد و يا اخلاط كثير غليظ يا لزج در آن يا ماست كه در ريه جمع گردد . و يا انطباق كه عارض شود آن را از ضاعظ مجاور از درم حار در كبد يا معده يا طحال و يا اخلاط منصبه در فضاى سينه به سبب استسقا و غير آن مثل آنكه از انفجارات اورام در جوف اسفل باشد و يا تكاتف اعضاى حلق و صدر از يبس يا از برد كه بريه يا حجاب رسد و يا به سبب آفتى در عصب يا حجاب و اين اولى است باينكه عسر نفس نامند نه ضيق آن و يا از ابخره دخاينه و گاهى سبب او ضيق صدر در اصل خلقت باشد . و گاهى سبب بحران امراض حاد بود و اين علامت آن است كه مواد به سوى فوق ميل مىكند . و گاهى عسر نفس و ضيق او به سبب سيلان مواد از اورام باطنه منتقل به سوى نواحى رأس باشد و منذر بود بادرام پس گوش اگر امر سالمتر و حواس و عقل بسلامت باشد و يا بورم دماغ اگر امر صعب تر و آفت در حواس و عقل باشد . . بالجمله تشخيص اين اسباب بطريقى نمايند كه در بحث ربو بيايد . و ايضا علامات اورام خناقى مذكور شد و علامت درم در ريه وجع ثقيل است و سرخى رخسار و در درم غشاى عضلات صدر و حجب صدر وجع ناخس و حرقت و در غضاريف ريه وجع مع حكه بود و بسا است كه مؤدى البسعال گردد . و اگر هرم حار بود و با تب باشد و علامات اغلاط اگر در قصبه باشد ثقل صدر و نفث و شوق بسعال است و انتفاع از وبانتفات شىء بادنى سيعال و با خرخره بود . و اگر در ريه باشد حال همچنين بود الاسعال از مكان غائر تر اخذ كنند و خرخره نباشد مگر به قدرى كه صعب گردد خروج او از ماده متغثه . و اگر در فضا باشد ثقل است كه مع تيغر اضطجاع از پهلو به پهلوى ديگر لعب آرد و بعد ثقل نفس ابتدا كند و در اين باضيق نفس سعال معتد به نباشد و خشكى دهن و خفت به استعمال آب گرم و روغنهاى حار رطب بر تكاثف از سوء مزاج بارد يا يابس يا هر دو دلالت كند و حرارت مزاج و مساداديت آن و احساس صعود دخان نشان ابخره دخانيه است . علاج : اگرچه علاج اقسام ضيق النفس بالاستقصا در انواع علاج ربو بهر مسطور خواهد شد .