محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
98
اكسير اعظم ( فارسى )
به وج و فلفل و نفوخ و اسرنج و سعوط زعفران و تعطيس و نهادن محجمه بر قفا . بالجمله اگر حاجت تنقيه بنيد بعد نضج ماده به مسهل بلغم و حب ايارج تنقيه نمايند و گاهى گذاشتن محجمه نارى بر نقره و يافوخ فائده مىكند . و هرگاه بيخ لهاة مسترخيه باريك شود و سر آن غليظ گردد و هيچ تدبير سود ندهد هدزفت را در آب گرم گداخته گرماگرم غرغره كنند تا ورم نرم شده تحليل پذيرد و بعد نرمى آن به ادويه قابضه مثل عصاره لحيه التيس ئو سك مازو غرغره كنند و چون لهاة از استعمال مسخنات گرم و سرخ گردد با آب برگ عنب الثثعلب و گشنيز سبز غرغره نمايند . و اگر به اين تدبير نيز زائل نشود بيخ آن بسيار باريك و سر آن بزرگ مستدير به شكل دانه انگور گردد و رنگ آن سفيد باشد و به سبب افتادن بر حنجره خوف اختناق ممريض باشند ناچار مقدار زيادتى آن را قطع نمايند به طريقى كه در مطولات مسطورست ليكن اين عمل بسيار خطرناك است با آفات قويه مىانجامد تا خوف هلاكت نباشد نرتكب آن نشوند . وجع حلق يعنى درد گلو بدان كه سبب وجع در هر عضوى كه باشد يا سوء مزاج است يا تفرق اتصال پس در وجع حلق حادث از سوء مزاج يا حار ساذج مفرد يا مركب مادى دموى يا صفراوى و يا بارد ساذج مفرد يا مركب بلغمى يا سوداوبى باشد و ساذج مفرد يا از اسباب داخلى از ماكول و مشروب و يا از اسباب خارجى مثل گرمى هوا و سردى آن بود و مادى مركب يا مورم باشد و يا غير مورم يا در داخل عضو يا مجاور در آن و وجع حلق حادث از تفرق اتصال مثل ورم يا بثور يا قروح يا جراح باشد و اسباب او را و اوجاع خالق در اقسام خناق مسطور شد و اسباب بثور و قروح جدا مذكور خواهد شد و آنچه غير اين اسباب است در اينجا ذكر مييابد و آن سوء مزاج ساذج و مادى غير موم است . شيخ ميفرمايد هگاه عارض ميگردد انسان را وجع لازم طولانى تا يك سال يا دو سال در حلق و اين دلالت بر تحجر فضولدر نواحى حلق مينمايد . طريق تشخيص اسباب اين مرض : بايد كه اولا اسباب خناق و بثور و قروح حلق دريافت نمايند به دستورى كه در مقام هر يك مسطورست پس هر سببى از آنها كه يافته شود سببش همان باشد . و اگر آثار اسباب آنها يافته نشود حال حرارت و برودت ملمس حلق و گردن و شدت و خفت وجع از مريض بپرسند پس اگر ملمس حار و وجع شديد بيان نمايد سببش سوء مزاج حار بود . بعده حال سبكى و ثقل حلق و تقدم رسيدن گرمى و خرن و نوشيدن اشياى گرم بپرسند . اگر سبكى در حلق و تقدم رسيدن هواى گرم يا خوردن و نوشيدن چيزى حار مضر حلق مثل زنجبيل و آبهاى كبريتى و نفطى و غير اينها بگويد و با آن بول و براز باعتدال باشد به برودت تسكين يابد و از مسخنات ضرر يابد سببش سوء مزاج بود . اگر گرانى در حلق بيان كند سببش سوء مزاج مادى باشد پس ذائقه دهن برسند اگر مزه دهن شيرين گويد و چشمو چهره شرخ و رگهاى رود گردن و سر ممتلى ياشد و وجع ضربانى و سببش سوء مزاج مادى دموى باشد . و اگر ذائقه دهن تلخ بگويد و با آن وجع ناخس و التهاب و كثرت عطش و خشكى دهن بود سببش سوء مزاج مادى صفراوى باشد . و اگر در جواب سؤال اول ملمس لق و گردن سردرد و غير شديد گويد سببش سوء مزاج بارد باشد پس حال سبكى و ثقل حلق و تقدم رسيدن سردى و خوردن و نوشيدن چيزهاى سرد بپرسند اگر سبكى حلق و تقدم رسيدن هواى سرد يا خوردن و نوشيدن چيزى سرد مضر حلق بيان نمايد و با آن بول و براز به اعتدال و تسكين بمسخنات و تضرر تز مبردات بود سببش سوء مزاج بارد ساذج باشد . و اگر ثقل در حلق لب گويد برنگ چهره نگاه كنند و ذائقه دهن بپرسند پس اگر رنگ سفيد باشد و بىمزگى يا شورى ذائقه دهند بگويد از آن كثرت آب دهن و تهج چشم و دشوارى بلع بود سببش سوء مزاج مادى بلغمى باشد و اكگر رنگ تيره بود و مزه دهن ترش گويد و با آن خشكى دهان و حالتى شبيه بتمدد باشد سبش سوء مزاج مادى سوداوى بود . و اگر با وجود آثار غلبه خلطى علامات نزله نيز موجود باشد سببش نزله باشد . و اگر علامات مذكوره يافته نشود و تقدم آثار يبوست خارجى مثل غبار دخان و يا داخلى از تناول ماكول و مشروب مجفف يابس مضر به حلق ظاهر گردد و سببش يبوست حلق باشد . و بدانند كه هرچند علامات و معالجات وجع حلق مثل اقسام خناق است و از اين جهت اكثر اطبا وجع حلق را علىحده ذكر ننمودهاند ليكن به تبعيت بعضى براى فوائد زائد اينجا جدا مسطور شده . علاج : به قول شيخ درد حلق از هر سبب كه باشد ارك كلام در آن اولى است و مقوله بعض اساتذه است اگر وجع حلق از بخارات از استرخا باشد در اين هر دو حجامت و فصد ممنوع نباى گردد و درد گلو نزلى زلو يا حجامت عوض فصد به عمل آرند . و بالجمله اگر از حرارت ساده باشد ازاله سبب و تعديل مزاج نمايند و با شربه غراغر و اغذيه و اطليه مبرده كه در خناق و اورام لوزتين و لهاة حار مسطور شد . و اگر از غلبه خون يا فساد آن باشد فصد قيفال و تليين طبيعت به ماء الفواكه و غرغره در ابتدا