محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
42
اكسير اعظم ( فارسى )
حاد لازع و بيمار قابل و مستعد امراض ريه نباشد . و ايضا بيمار را حراست از نزول شىء از دماغ دريابد قبل از رسيدن آن بريه آن را ببزاق دفع نمايد و يا حال سر اشد الاهتمام از حال ريه باشد چنانچه از آن خوف قتل سريع از شدت ردائت و حدت بود و قريب از مجراى حنك باشد كه دفع او به وجه ديگر غير از غرغره يافته نشود و الا شمومات مفتحه و معطسه و سعوطات و نطولات استعمال كنند تا كه مواد از سر منجذب شود و گاهى تضميد سر بعد از تراشيدن موى سر ميكنند به ادويه كه دفع مواد محتبسه در سر سهل گرداند اگر از آن ضمادات خوف افساد مزاج نباشد و وثوق اين امر بود كه ماده منضج سهل الاستفراغ است بعد فعل ضمادات در آن به سهولت مندفع گردد و با اين همه بايد كه احتياط نمايند در استفراغ اخلاط بارد از آنكه رقيق ماده مستفرغ نگردد و غليظ آن محتبس ماند و باعث زيادتى فساد گردد بلكه استفراغ بعد تليين به ملينات منضجات نمايند . و هرگاه استعمال استفراغى كنند عقب آن تليين مع انضاج و تلطيف و تعديل قوام مابقى از فضول دماغ نمايند و احتراز فرمايند در استفراغات اخلاط حاره كه مضطر گردند در آنها باستعمال ادويه حاره در بعض اوقات به مثل ايارج و سقمونيا و تربد و اسطوخودوس از آنكه باقى نماند بعد از آن سوء مزاج حار بلكه تدارك نمايند اسهال كائن از آنها و استفراغ واقع بغرغره و غير آن را به ضمادات مبرده و پرهيز نمايند از استعمال استفراغات مذكوره مگر بعد اعتماد بر عادت مريض كه چيزى كه آن بنوشد اسهال و استفراغ آن كند تا شرب آن به سبب مخالفت باعث فساد و هلاك نگردد بهر آنكه بعضى كسان را ايارجات اسهال نيارند و بعضى را از مطبوخات اسهال نشود پس رعايت اين امر نيز در استفراغات لا بد است . و اگر اخلاط صعود نمايند به سوى سر از جانبى يا از تمام بدن پس جذب كنند به سوى خلاف آن مثلًا اگر از اسافل بدن يا جميع بدن متصاعد شوند باستعمال حقنجات و حمولات و حجامت ساقين و بستن رانها و بازوها و مالش كف دست و پا و تناول اطريفلات و گشنيز پردازند و تنقيه عضو مشارك بدانچه مخصوص او باشد نمايند مثلًا اگر ماده در معده باشد به ايارج فيقرا . و اگر در طحال بود به ادويه كه بدان خصوصيت دارد و على هذا القياس در جگر و رحم و غيره هر يك از اعضا هر مادهء كه باشد به ضد مزاج آن . و ايضا ديگر تدابير مختصه آن عضو به عمل آرند مع رعايت تقويت دماغ و بعد تنقيهء هر خلط اگر سوء مزاج باقى ماند به ضد آن علاج كنند و از جمله چيزى كه استعمال كرده مىشود در امراض رأس رياضتى است كه محافظت نمايند در آن سر را از حركت كه با بدن حركت ننمايد و اسافل بدن تنها حركت كند و اين رياضت بدين نحو مىباشد كه انسان ريسمان را به دو دست محكم بگيرد و خود را بدان معلق آويزان دارد و دائم پايهاى خود را حركت دهد و مالش دست و پا و بستن آنها از فوق به سوى اسفل از اين قبيل است و خصوصاً هنگام تغذيه ليكن بايد كه رياضت قبل از تنقيه باشد زيرا كه قبل از تنقيه سودى ندارد بلكه زياده باعث تحريك مواد و فساد ديگر ميگردد و گاه تنقيه سر تنها مىنمايند برياضت خفيفه به مثل ماليدن و فشردن و شانه در سر كردن و استعمال گهواره از منقيات خاصه است چنانچه در آخر ليثرغس مينمايند . و بدانند كه استعمال سيالات بر سر به طريق قطور جائز نيست بلكه اطراف يافوخ را از پيش سر تا بلندى عقب سر كه قمحدوه نامند از خمير سخت بگيرند كه مانند حلقه و ديوارى بلند باشد و وسط آن مانند حوضى و ظرفى براى گنجايش ادويه سياله بود پس ادويه را گرم و يا نيمگرم و يا سرد به حسب حاجت در آن ريزند و يا پارچه را ته نموده بدواى سيال تر كرده بر يافوخ گذارند و آنچه از آنها لبنى باشد مثل شير بز يا شير زنان واجب است كه بر سر لطخ از آن نگذارند تا لبنيات متعفن نگردد و موجب حبس ابخره نشود بلكه به زودى پاك نمايند و بشويند و تجديد نمايند و بهتر آن است كه استعمال اضمده و اطليه و نطولات و مروخات همه بعد از تراشيدن موى سر باشد تا كه اثر سريعتر و قويتر نمايد و واجب است كه تلطيف تدبير نمايند قبل از دوا به چند روز به ادويه و اشربه و اغذيهء مناسبه و حمام و رياضت معتدله تا اندكى فى الجمله بدن مهيا گردد و مسام گشاده و چون صاحب امراض رأس مادى غذا تناول نمايد بايد كه اطراف او را بمالند و تخفيف جانب سر نمايند و تقويت دماغ برادعات كنند و غذا به حسب كميت ماده و كيفيت آن تناول فرمايند و برين قياس نمايند جميع تدابير را . و ايضا در امراض مادى دماغى شرب شراب و توقف بسيار در حمام مضر بود و قى از جمله تدابيرى است كه نفع بسيار نمىبخشد در معالجات امراض رأس مگر هنگامى كه به مشاركت مادهء معده باشد و كثرت فضول در آن متوجه به سوى فم معده بود كه در اين هنگام اصلح وجوه دفع آن بقى است و هركجا كه اندر حجب دماغ آفتى باشد آب سرد خوردن و بدان مضمضه كردن زيان دارد و احتمال عطش و جوع در امراض رطبهء دماغى و ترك عشا واجب است و برآمدن ريم از بينى يا از گوش در امراض سر محمود است . و به قول مسيحى از مضرات رأس البان و سموك و اشياى چرب بسيار و تمامى نبيذها و جمله حموضات خاصهً سركه و همچنين سكر و تخمه است پس اجتناب از اينها واجب .