محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
28
اكسير اعظم ( فارسى )
كنند و به دو سه مرتبه به عمل آورند و سر انبوبه را چرب كنند و پيش از حقنهء مسهله به آب نيمگرم و روغنهاى مناسبه حقنه نمايند و يا از آب و نمك فقط . انتباه : علاج امراض تركيب و تفرق اتصال در معالجات امراض جزئيه مذكور خواهد شد و كذا علاج كلى و جزئى اورام در به حق اورام و بثور مسطور گردد . و مسيحى گويد كه اصناف امراض بسيار است و هر واحد از آن معالجه به ضد آن كرده شود مثلًا معالجهء امراض به اشيائى كنند كه مزاج آنها مضاد به مزاجات امراض بود مثل بارد بحار و حار به بارد و رطب به يابس به رطب و همچنين در كيفيات مركبه و معالجهء تفرق اتصال نيز به ضد كنند و آن جمع كردن است آن را كه متفرق شده و حفظ آنچه جمع كرده تا آنكه متصل شود . و ايضا حفظ از آنچه در متفرق از شىء غريب افتد ورنه متصل نخواهد شد و حفظ مزاج آن عضو بر طبيعت او و الا متصل نخواهد شد . امراض رأس يعنى بيمارىهاى سر بدان كه مراد از سر در كتب طبيه سر مصطلح عند الاطباست و آن ما فوق عينين است نه از سر عند عرف عام كه آن عبارت از ما فوق گردن است . و شيخ الرئيس مىفرمايد كه غرض ما در اينجا از سر دماغ و حجب او است و لهذا متعرض به بيان امراض مختص به بعض اجزاى سر مثل كسر عظم و امراض شعر و بثور و قروح عارض جلد سر و غيره آن در اينجا نشده نشده و اجزاى رأس مصطلح شعر و جلد و غشاى سمحاق و استخوان قحف و هر دو استخوان حجرى و استخوان پيشانى و استخوان مؤخر سر و غشاى غليظ و غشاى رقيق و مخ يعنى جوهر دماغ و اوره و شرائين و ارواح و بطون ثلثه و شبكه و دوده و غده صنوبرى و بركه و معصره و قمع و استخوان قاعدهء دماغ و غير آن است و اعصاب و نخاع مثل فروع است و جملهء امراض رأس و اعصاب سى و شش است يعنى صداع و بيضه و شقيقه و عصابه و حس و ثقل رأس و سرسام و عطاس و اورام خارج رأس و اجتماع الماء فى الراس و سبات سهرى و سبات و سهر و نسيان و اختلاط ذهن و هذيان و رعونت و حمق و ماليخوليا و جنون و عشق و سدر و دوار و فيخدج و كابوس و صرع و سكته و جمود و استرخا و فالج و لقوه و تشنج و كزاز و تمدد و رعشه و ارتعاد و خدر و اختلاج و جالينوس تقسيم اين امراض بر پنج گونه كرده : اول امراضى كه به سبب ورم و تفرق اتصال در حجاب يا در نفس دماغ يا در هر دو افتد مثل قرانيطس و ليثرغس و سبات سهرى . دوم امراضى كه سببش اجتماع اخلاط رديه سوداويه يا بخار ردى در دماغ باشد همچون ماليخوليا و مانيا و قطرب و نسيان و بلاهت و سبات . سوم امراضى كه سبب او اجتماع اخلاط رديهء بلغميه در تجاويف دماغ بود مانند كابوس و صرع و سمته . چهارم امراضى كه سبب آن اجتماع رطوبات فضليه در آلات حس و حركت يعنى اعصاب باشد چون فالج و لقوه و تشنج و كزاز و رعشه و خدر و اختلاج . پنجم اصناف صداع كه آن از جميع اسباب مذكوره و غير آن حادث مىشود . و بوعلى سينا تقسيم امراض در اينجا به دو نوع ساخته : نوع اول امراض رأس و آن شش مرض است يعنى از صداع تا ثقل رأس كه مذكور شد . دوم اورام رأس و تفرق اتصال آن و آن پنج مرض است يعنى از سرسام تا سبات سهرى . سوم امراضى كه اكثر مضرت آنها در افعال حس و سياست باشد و آن هشت مرض است يعنى از ثبات تا عشق . چهارم امراضى كه آفات آنها در افعال حركت قوى بود و آن هفت مرض است يعنى از سدر تا جمود نوع دوم امراض عصب و آن ده مرض است يعنى از استرخا تا اختلاج و جملهء امراض مذكوره در اين كتاب حسب ترتيب و تقسيم شيخ مسطور گردد قول كلى در امراض سر از قانون و شروح آن مستفاد مىشود كه دماغ را عارض مىشود كل امراض معدوده : يكى از آن انواع سوء مزاجات ساذج مفرد و مركب هشتگانه و مادى مفرد و مركب است و مادى يا غير ذات قوام بود مثل بخار و ريح و يا ذات قوام باشد مانند اخلاط اربعه و مائيت و ماده و يا مورم بود و يا بىورم باشد و نسبت به سائر اصناف امراض سوء مزاج امراض رطوبى يعنى رطب مائى در دماغ بيشتر افتد چه در هر دماغ بلكه در هر عضو در ابتداى خلقت رطوبت فضليه محتاج تنقيه در رحم يا بعد او مىباشد پس اگر پاك نشود كار دشوار گردد و در اكثر امر از آن رطوبت صبيان را صرع قتال حادث شود و كل انواع سوء مزاج يا در جرم دماغ و يا در عروق و يا در حجب آن مىافتد . دوم امراض تركيب يا در مقدار مثل آنكه سر كوچك يا بزرگ از قدر واجب بود و يا در شكل مانند آنكه شكل