محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

148

اكسير اعظم ( فارسى )

و مفاصل بمالند . اگر روغن گل يا روغن بيد يا روغن آس به آب غوره بهم آميزند و بمالند روا باشد . [ طبرى ] طبرى گويد كه علاج سرسام صفراوى آن است كه تليين طبيعت نمايند اگر قوت اطاعت كند و فصل موافق باشد به اين مطبوخ آلو عناب سپستان هر واحد بست عدد تمر هندى سى درم مويز منقى پنج درم برگ عنب الثعلب يك باقه كشوت يك باقه ترنجبين پنج درم همه را به دستور مطبوخ جوشانيده صاف نموده به قدر قوت مريض گرفته مقدار هفت درم يا كم زياده به حسب قوت عليل مغز خيارشنبر ماليده صاف كرده بنوشانند . و ايضا اسهال صفرا بماء الفواكه و لبلاب و ترنجبين و بنفشه بهترين علاج است و همچنين حقنه‌هاى لينه و بعد اسهال لزوم ماء الشعير مطبوخ با سپستان و طلع يا جماز خشك نمايند . و اگر عظم و تزائد مرض گردد و حركات او مختلف باشد ماء الشعير از آن قطع كنند زيرا كه در آن غذائيت هست و اگرچه اندك باشد و بر ماء القرع مشوى به جلاب اندك و بر ماء الخيار و آب هندوانه به شكر يا جلاب اندك و بر لعاب اسبغول ساده فقط اقتصار نمايند . و چون مرض انحطاط يابد به فصد اكحل يا باسليق يا قيفال باك نيست و شير دختران بر سر دوشند و بجراده كدو و خيار و برگ بيد و برگ عنب الثعلب باريك سوده به روغن گل و سركه آميخته بر سر ضماد كنند و گاه سركه و روغن گل تنها بر سر مىنهند . و هرگاه به سبب انحطاط مرض و تناقص آن احتمال غذا باشد ماء الشعير بنوشانند . و اگر در آنجا سرفه يا ضعف در معده نباشد با ماء الشعير سكنجبين معمول با پوست بيخ كاسنى و تخم آن افزايند . و هرگاه علت زائل گردد يا اندكى باقى ماند لزوم آبزن و تمريخ بموم روغن معمول از روغن بنفشه سازند و روغن بنفشه و روغن كدو و روغن خلاف نوشانند . و اگر در عضوى تشنج و يا در چشم انتشار ظاهر گردد و بعلاجش مشغول نشوند تا آنكه مرض زائل شود و مريض از آن شفا يابد و به غذاى خود عود كند و چون به غذا و قوت عود كند لزوم تمريخ عضو و ترطيب و تبديل مزاج او نمايند اگر متغير گردد كه به اين طريق اصلاح يابد و زياده و كم از اين بر طبيب است بهر آنكه تغير اين مرض تغير سريع و حركات او حركات مختلف بسيار مىباشد . و بايد كه غذاى او در وقتى كه ابتدا بتغذيه او كنند و مزورات حصرميه باشد بعد از آن بجوزه مرغ رطب صغار نقل كنند و آن را بارد سازند به اين طور كه در آب غوره اندك كشينيز و اندك بادام مقشر كوفته و مغز خيار اندازند پس در آن بچه مرغ بريان اضافه كنند و ساعتى بگذارند بعده اغتذا بدان نمايند . و اما علاج نوع دموى آن اين است كه در ابتدا به فصد هر رگى كه عادت فصد او بسيار باشد پردازند بعده چند روز صبر كرده فصد رگ منخرين نمايند بعد از آن چند روز توقف كرده هر دو رگ زير زبان كشايند و اخراج خون از اين عروق به قدر امكان و قوت بايد پس از آن اگر متحمل اسهال باشد بمطبوخى كه در قسم صفراوى مذكور شد مسهل دهند و لزوم ماء الشعير بسكنجبين معمول به آب عناب با آب سيب يا مجموع اين همه سازند . و بايد كه در سكنجبين نصف سركه و نصف از اين آبها داخل كرده بپزند و سركه و روغن گل بهم زده و گلاب بر سر نهند و واجب نيست كه در طعام صاحب اين علت و شراب او خشخاش داخل شود زيرا كه در آن قوت حبس ماده در سر و تغليظ آن است و نشايد كه ماده اين مرض در سر گذارند بلكه از آن تحليل كنند يا ترقيق آن نمايند تا از منخرين يا از حنك بسوس دهن جارى شود و چون علت محل گردد و به مزورات متخذ از سركه و شكر و كاسنى مسلوق مطيب به سركه و بكاهو مسلوق غذا سازند و به حسب اوقات مرض در تقليل مقدار تغير اوقات غذا تصرف نمايند . و اگر اين تدبير نجاح حاصل نشود و چيزى سواى بقيه ماده كه تحليل نشود يا نضج نيابد نباشد اعاده استفراغ به حسب احتمال قوت نمايند و تدبير دوا و غذاى او به حسب وجوب حال كنند و چون از مزورات به تدريج نقل كنند اول درجه بچه ماكيان مطبوخ به سركه و عدس و مقشر باشد بعده به گوشت بزغاله شيرخواره نقل كنند و از امتلا و تخمه حذر كنند و ديدم كه بعضى از اصحاب سرسام را بعد زوال مرض و رجوع به غذا و تخمه بهم رسيد و از آن حميات مختلف الادوار عارض شد و بعضى راوق لاحق گرديد . [ ابن الياس ] ابن الياس گويد كه اگر سرسام از خون باشد قبل استحكام و ضعف نبض فصد سر رو نمايند و اخراج خون به قدر قوت و طاقت كنند . و اگر مريض متحمل فصد نباشد و بعد استحكام و ضعف نزد طبيب برسد حيله اخراج خون از هر مكان كه مناسب بود بايد كرد . و اسهال طبيعت به مطبوخ فواكه و نقوع مشمش و شربت آلو كنند و هر صباح جلاب از عناب و آلو بخارا هر واحد بست عدد تمر هندى و شكر سفيد و ترنجبين هر واحد بيست درم بنوشانند و غذا ماء الشعير دهند . و اگر با سرفه باشد جلاب از بنفشه و نيلوفر و تخم كاسنى هر واحد سه درم سپستان بست عدد و شكر سفيد بيست درم غذا ماء الشعير با بنفشه و نيلوفر و عناب و سپستان و خشخاش دهند و اسهال طبيعت و روز ششم كنند اگر نفجع ظاهر شود . و اگر ظاهر نگردد تا روز هشتم تأخير كنند و در اين علت تعجيل اولى از تأخير است به اين مطبوخ سناى مكى هفت درم بنفشه پنج درم نيلوفر چهار درم تخم كاسنى سه درم آلو و عناب و سپستان